واكنش استانداري آذربايجان غربي به » ناگفته هايي از سرشماري نفوس و مسكن «

درپي انتشار گزارشي با عنوان »ناگفته هايي از سرشماري نفوس و مسكن در آذربايجان غربي«در شماره 453 نشريه كوشا در 13 آذرماه ،استانداري آذربايجان غربي در قبال آن واكنش نشان داده و ضمن ارسال جوابيه اي به دفتر نشريه  کوشا گزارش منتشره را يك نقد عاميانه كه جايگزين نقد علمي شده توصيف نموده است. آنچه در ادامه مي خوايند جوابيه استانداري آذربايجان غربي است.
»سرشماري هاي عمومي نفوس و مسكن در واقع يك رويداد ملي بوده و يكي از عمده ترين راههاي شناخت كشور جهت برنامه ريزي ، نظارت ،‌كنترل و ارزيابي خدمات و فعاليت هاي ملي و استاني مي باشد كه بدون هماهنگي و همدلي و همكاري كليه نهادهاي دولتي و مردم عزيز اجراي آن امكان پذير نيست.
استان آذربايجان غربي يكي از استانهاي پرجمعيت كشور محسوب شده واز اين نظر رتبه هشتم را ميان 31 استان به خود اختصاص داده است. از طرف ديگر تراكم سكونتگاهها در اين استان بسيار بالا بوده و وجود چشم اندازهاي گوناگون توپوگرافيك باعث وجود نواحي دور افتاده نيز مزيد بر علت و دليل ديگر سختي كار در اين استان مي باشد ، با همه تجربه سرشماري قبلي و انجام تمهيدات لازم طي چند سال گذشته نتايج كاملاً رضايت بخش از سرشماري جاري بدست آمده به طوري كه ۵/۹۹درصد از كل خانوارهاي برآوردي در استان سرشماري گرديدند. با توجه به اهميت و جايگاه آمار و اطلاعات در برنامه ريزي كلان و راهبردي ، براي نقد يك رويداد ملي همچون سرشماري عمومي نفوس و مسكن كه پروسه اجرايي اين مهم نيازمند برنامه ريزي چند ساله مي باشد ،  بايد بسيار محتاط بود چرا كه سرشماري ها با برنامه ريزي كاملاً دقيق و با نظارت صد درصد علمي صورت مي گيرند كه بارها از سوي رسانه ها توسط مسوولين مربوط در سطح ملي و استاني اعلام گرديده است.نويسنده براي نقد اين رويداد ملي تنها به مصاحبه با چند تن از آمارگيران شاغل در طرح اكتفا نموده و هيچ نقد و انتقاد فني را مبناي كار خود قرار نداده است ، آيا گفت گو در مورد طرحي كه در گستره بيش از 37 هزار كيلومتر‌، در 17 شهرستان ، 42 شهر‌، 3028 روستا و با بيش از 5 هزار آبادي و 46 هزار بلوك آماري صورت  مي گيرد ،به صرف مصاحبه با چندآمارگير آن هم ناشناس ، منطقي ، علمي و منصفانه است ؟
نقد علمي و منصفانه اين را مي طلب كه نقاد همه جوانب و كليه دست اندركاران طرح را مورد نظر قرار داده و دست كم سري به ستاد سرشماري استان و حداقل چند شهرستان مي زد تا شاهد تلاش مستمر دست اندركاران مي بودند وكمي هم به استدلات آنها گوش فرا مي دادند و اين گونه نقد عاميانه را جانشين نقد علمي نمي كردند.
توضيحات كوشا ؛ در بند نخست اين جوابيه كه به امضاي رئيس اداره روابط عمومي و بين الملل استانداري آذربايجان غربي رسيده ،اين مسوول محترم بيش از آن كه پاسخ گوي سوالات و دردلهاي مطرح از زبان آمارگيران و نيز چند تن از عوامل اجرايي در ستادهاي سرشماري شهرستان اروميه باشد به توضيح اهميت سرشماري و نقش آن در سازندگي پرداخته اند. جايگاه و نقش ارزنده سرشماري به عنوان يك رويداد ملي بر هيچ كس پوشيده نيست و نگارنده نيز در آن گزارش به درد و دلهاي كساني پرداخته كه سهمي غيرقابل انكار در به سرانجام رساندن اين طرح عظيم داشتند. نگارنده به خوبي به اين امر واقف است كه نقد به اصطلاح علمي حائز چه شرايط و ملزوماتي است ، اما اگر روابط عمومي محترم به خوبي آن گزارش را مطالعه مي نمودند ، مشاهده مي كردند كه قصد و هدف اصلي از انتشار آن مطلب ، فقط حساس سازي نگاه ها به سمت كساني بود كه معتقد بودند نحوه بكارگيريشان صحيح نبوده است. و در ثاني از مدتها قبل ار آغاز طرح و تا پايان آن نيز نشريه كوشا در خصوص اهميت اين طرح ، انعكاس صحبت هاي مسوولين مربوطه در راستاي انجام رسالت خود به طور كامل ادا وظيفه نموده و اين كه انعكاس صحبتهاي آمارگيران و اشخاص دخيل در اين طرح نقد عاميانه است نمي تواند پاسخ روشني باشد به ادعاها و گفته هاي مطرح شده در آن گزارش !
اگر وضعيت بكارگيري آمارگيران در مركز استان به اين نحو باشد كه 15روز متوالي سركلاسهاي آموزشي حاضر شوند و سپس نيز در 20 روز كاري فشرده ، آنها هم بدون انعقاد قرار دادي در شروع كار نه در پايان آن به اين نحو باشد ،پس به راحتي مي توان تشخيص داد كه در ساير شهرها و روستاهاي استان نيز وضعيت به  همين شكل خواهد بود و نيازي به گشت و گذار در آن مناطق نيست.
در هيچ كجاي گزارش از زبان شخص نويسنده تلاشهاي شبانه روزي عوامل اجرايي زير سوال نرفته و مي توان به جرات گفت كه نويسنده  گزارش ازمعدود خبرنگاراني بوده كه به ستادهاي سرشماري سركشي نموده است اما چه بهتر بود كه روابط عمومي محترم به جاي پرداختن به مسائل حاشيه اي ،پاسخ گوي درد دلهاي آمارگيران مي بود كه با گذشت بيش از يك ماه از زمان اتمام سرشماري چشم انتظار دريافت حق الزحمه كاري خود هستند ! و اگر اين نهاد محترم كمي در قبال اين عزيزان احساس مسووليت مي نمود آن وقت اقدام به ارسال اين جوابيه شتابزده نمي نمودند.
روابط عمومي استانداري آذربايجان غربي در ادامه سوالاتي را از نويسنده گزارش مطرح كرده است ،در راستاي مطالب فوق آيا نويسنده مي تواند به سئوالات زير پاسخ گويد :
1- با توجه به ساز و كار مركز آمار ايران پالايش و استخراج داده ها ،اخذ اطلاعات ۵/۹۹ درصد از خانوارهاي برآوردي استان و عدم اعلام نتيجه قطعي از ستاد سرشماري كشور چگونه به كيفيت پايين اين سرشماري در مقايسه با ساير سرشماري ها دست يافته اند. شاخصه هاي اين اعلام نظر چگونه بوده است ؟
كوشا؛ به اطلاع روابط عمومي محترم مي رساند كه نگارنده در آن گزارش دوبار اشاره به كيفيت پايين اجراي اين طرح داشته ام كه بار نخست مربوط به حرف و حديث هاي شنيده و زمزمه هاي موجود در بين عوامل اجرايي و به نحوي بهانه اصلي براي پرداختن به اين طرح بود و بار دوم نيز علاوه بر آمارگيران‌، تني چند از عوامل اجرايي مشغول به كار در دوستاد سرشماري شهرستان اروميه كه حاضر نبودند اسمي از آنها برده شود با قاطعيت تمام‌، كيفيت اجراي اين سرشماري را حداقل در رابطه با بكارگيري آمارگيران پايين تر ازدوره هاي گذشته مي دانستند و دلايل اصلي آنها نيز براي اين ادعا كمبود آمارگير ، دانش ناكافي برخي از آمارگيران ، كمبود امكانات از جمله وسايل كار ،‌سرماي محل ستاد ، نافرماني برخي از مسوولين گروه به دستورات روساي ستاد و... بود.نگارنده در هيچ كجاي گزارش به انعكاس نظر شخصي خود نپرداخته است.
2- » ضعف هاي اجرايي «اين طرح ملي با چه مستنداتي در سطح گسترده استان با 17 شهرستان ، 3028 روستا متشكل از 44130 بلوك و 5 هزار آبادي بدون بلوك بندي ، ارزيابي و اعلام گرديده است ؟
 كوشا؛ اين سوالي است كه نگارنده از مسوولين اجرايي در آن گزارش خواهان پاسخ گويي به آن بوده است و اين كه چرا مسوولين به غير از يك مورد و آن هم در خصوص كمبود آمارگير، ديگر به ضعف اجرايي اين طرح اشاره نداشتند. البته مي توان پيش بيني كرد كه هيچ كدام از مسوولين دست به چنين كاري نزنند.
3- گپ و گفتگوي شما با اكثريت باتفاق آمارگيران با چند نفر از 4202 نفر عوامل اجرايي ستادي صورت گرفته است!
 كوشا؛اين نيز از آن نوع سوالات است. كه جز تكان دادن سري به نشانه تاسف جوابي براي آن نمي توان متصور بود. تعداد كساني كه در اين گفتگو با ما هم كلام شدند در گزارش موجود است و روابط عمومي محترم مي تواند به راحتي آنها را بشمارد .در ثاني انتظار اينكه براي بررسي وضعيت عوامل مي بايست با همه 4202 نفرآنها مصاحبه وگفت گو شود نيز نمي تواند منطقي به نظر آيد. اين گزارش مشتي بود نمونه خروار! چون نحوه بكارگيري تمام عوامل اجرايي بويژه آمارگيران در تمام سطح كشور و بويژه استان به يك شكل بوده و مصداق عيني و علمي ، خلاف قانون كار بوده است.
4- با توجه به پرداخت مبلغ يك ميليون ريال علي الحساب به عوامل و رده هاي اجرايي و تعيين حق الزحمه كليه عوامل توسط مركز آمار ايران منظور از عدم توجه مسوولين به حق و حقوق آمارگيران چه مي باشد ؟
كوشا ،انتظار داشتيم تا حداقل عنوان شود كه اين مبلغ يك ميليون ريال يا همان صدهزار تومان چه زماني پرداخت شده است ؟ آيا غير از اين است كه در پايان سرشماري و آن هم در ازاي امضاي قراردادي كه نشاني از امضاي طرف اول قرارداد در آن نيست ،بود ؟ آمارگيران خود در آن گزارش به اندازه مسبوط در رابطه با بي توجهي به حق و حقوقشان صحبت كرده اند و اگر روابط عمومي محترم ، با دقت گزارش را مطالعه مي كردند ، در اين جوابيه »عاميانه« به جاي پرداختن به سوالاتي كه هيچ ارتباطي به نويسنده گزارش نداشته و وي فقط منعكس كننده درد و دلهاي آمارگيران و برخي عوامل اجرايي بوده ،مي توانست حداقل به سوالات آنها پاسخ دهد.
5- با توجه به وجود سامانه اينترنتي بكارگيري افراد طراحي شده از سوي مركز آمار ايران منظور از پارتي و نحوه بكارگيري آمارگيران چه مي باشد ؟
 كوشا؛آمارگيران و آن عده از عوامل اجرايي كه با ما گفت گو داشتند از پارتي بازي گلايه مند بودند. آنها معتقد بودند كه اين موضوع ارتباطي به سامانه اينرنتي ندارد ، بلكه موضوع در حين برگزاري كلاسهاي آموزشي و نيز در حين تقسيم افراد به محل ستادهاي سرشماري نمود داشت . آن جا كه افرادي كه به بدنه استانداري و ساير دستگاههاي دولتي نزديكتر بودند مي توانستند برادر ،‌شوهر ،پدر و يا يكي از نزديكان شاغل خود در بدنه دولت  رابه رخ عوامل اجرايي بكشند ،‌اگر چه نمره كمتري نيز در مقايسه با برخي ديگر كسب كرده بودند ،‌ اما مي توانستند به راحتي در ستادهايي كه باب ميلشان بود مشغول كار شوند .در خصوص انتقاد از نحوه بكارگيري نيز نمونه قراردادي آمده كه خودگوياي همه چيز است.
6- با توجه به مشاركت فراگير هم استاني هاي عزيز و اخذ 99/5 درصد اطلاعات خانوارهاي برآوردي استان منظور از »همراهي نكردن مردم غيرتمند و هميشه در صحنه آذربايجان غربي كه در تمامي مراحل و لحظات حساس ياد و ياور انقلاب بودند چيست ؟
 كوشا؛در پاراگراف پاياني گزارش،ذكر شده بود عدم همكاري برخي از مردم و اينكه روابط عمومي محترم قصد دارند با فرافه كني و بردن بحث به حاشيه و از آن سو برانگيختن احساسات مردم درقبال ادعاي نادرست خودشان ،‌از موضوع اصلي منصرف شوند‌، كار در خورشاني نيست . در خصوص حضور و مشاركت مردم در صحنه هاي دفاع و پاسداري از نظام مقدس جمهوري اسلامي و اصل ولايت  مطلقه فقيه همان بس كه رهبر معظم انقلاب آذربايجان غربي را سر ايران ناميده اند. و اين رسانه نيز در لبيك به فرمايشات مقام معظم رهبري همواره در خصوص حضور در صحنه ها و انعكاس آنها اداي وظيفه نموده است.
در ثاني در اجراي طرحي به اين گستردگي قطع به تعيين عده اندكي از مردم به دليل عدم اطلاع رساني ناكافي مسوولين و حتي رسانه ها در مورد اهميت سرشماري در مقام همكاري ضعيف بر مي آيند و كسي نيز نمي تواند آن را انكاركند.
استانداري آذربايجان غربي در پايان جوابيه خود آورده است ؛ و سوالات متعدد ديگر كه در اين برهه از زمان بايستي از نگارنده سوال كرد آيا ايجاد همدلي و وفاق بين مردم با ارائه گزارش اين چنين شايسته است؟
كوشا؛ مشخص نيست كه روابط عمومي محترم چه اجباري دارند تا انعكاس درد و دلهاي آمارگيران و عوامل اجرايي را به پاي ضربه به وفاق و همدلي مردم بگذارند. اين مصداق عيني از كاه كوه ساختن است. وفاق و همدلي مردم اين است كه انتظار مي رفت در قبال بكارگيري عوامل اجرايي كمي انصاف وجود داشت چرا كه آنها نيز فرزندان اين سرزمين هستند.
    جاي تعجب دارد كه روابط عمومي محترم در هيچ كجاي جوابيه اشاره اي به اين نداشتند كه آيا زيبنده است براي يك طرح ملي همچون سرشماري نفوس و مسكن ، عوامل اجرايي چون بازبين خودش درپاره اي از مواقع اقدام به تهيه لوازمي چون خودكار و لاك غلط گيرو گيره با هزينه شخصي نمايد‌، ما كه زمان و توانايي پرسيدن اين پرسش را از تمام عوامل اجرايي نداشتيم اما مي توان به جرات گفت كه يك مورد آن نيز شايسته نيست. و سوالات متعدد ديگري كه در آن گزارش از زبان اشخصاي چون ارسلان - ر ،‌علي -س و سيعد كاوه و سايرين بيان شده و بي پاسخ مانده است. اسکندر خنجری خبرنگار هفته نامه کوشا

مردمي كه از خريدن قانون واهمه اي ندارند !

صداي قهقهه هاش تمام فضا را پرد كرده بود. با دوستانش مشغول خنديدن و قهقه هاي بلند بلند بودند. از اينكه توانسته مجري قانون را دست به سركند و او را تهديد به كتك كاري نمايد سرمست بود. مي گفت از روي عمد دوبار پشت سرهم در فاصله زماني چند دقيقه با ماشن تخلف كردم تا بلكه مامور راهنمايي و رانندگي او را متوقف كند و آن گاه او به خودش اين اجازه را بدهد تا او را كتك بزند. احتمال زياد مي دادم كه به قول معروف گول هيكلش را مي خورد از آن دست جوانهايي بود كه عطش زايد الوصفي به پرورش اندام و باد كردن عضله ها دارند، از هيكلش مشخص بود كه تازگي ها پا به سالن بدنسازي گذاشته است.  در آن فضايي كه اين چند نفر علاوه بر اين كه سخت مشغول سيگار كشيدن و انواع و اقسام قانون شكني ها بودند‌، عده اي از مردم كه در فضاي مجازي سير مي كردند و زياد حواسشان به حرفهاي اين پهلوان پنبه نبود.
  منم از سر ناچاري چون ياهو بالا نمي آمد و مي بايست چند دقيقه اي صبر مي كردم ،جهت گوشهايم به سمت حرفهاي آنها رفته بود. به محض اينكه ياهو بالا آمد او هم با صاحب كافي نت و دوستانش خداحافظي كرد.از درب شيشه اي مغازه داشتم رفتنش رو دنبال مي كردم كه ديدم سوار يكي از آن ماشينهاي چند صد ميليوني شد و به راحتي به خودش اجازه داد بدون اينكه چراغ راهنمايي بزند به سرعت باد از محل دور شد.
... درست اول خيابان طرزي در آن شلوغي يك بعدازظهر سردپاييزي ماشينش را به صورت دوبله پارك كرده بود. افسر راهنمايي و رانندگي هم به ترتيب ماشينهايي را كه دوبله پارك كرده بودند جريمه مي كرد. حالا از شانس مالك هر خودرويي كه زود كارش تمام مي شد.سريعتر هم بساط التماس و عذرخواهي از افسر را به راه مي انداخت. افسرهم كه گوشش به اين حرفها بدهكار نبود مي نوشت و جلو مي رفت. اين مجري قانون برايش  فرقي نمي كرد خود رويي كه جريمه مي كند پيكان است يا پرايد و شايد هم ماكسيما ! به محض اينكه برگ جريمه را جلو شيشه و زير برف پاكن خودرو تويوتا سفيدرنگ گذاشت،شخصي با سبيل هاي از بناگوش  زده بيرون ، از دور با داد و فرياد كه آقا ننويس ، آمدم ، چه خبرته،تازه دو دقيقه اي كه رفتم ! جلو مي آمد . افسرهم كه توجهي به آه وناله هاي او نداشت ،‌رفت جلو و به سمت بقيه ماشين هاي متخلف. اين آقا ول كن نبود پشت سرافسر جلو مي رفت وقتي كه ديد افسر نسبت به بخشش او كوتاه نمي آيد شروع كرد  به بدو بيراه گفتن و تهديد.كار به تهديد كشيده شد »تو فكر كردي به همين سادگيه مي دم،ميدم اخراجت كنند! تو اصلاً  مي دوني منكي هستم ؟«. دست آخركه كليدبي فايده است . جلو چشم چند نفري كه دورش جمع شده بودند برگ جريمه را پاره كرد و گفت : اين پولها براي من چرك كف دسته ! من لب تر كنم مي توانم هم وزن تواينجا پول بريزم!همه مردم هاج و واج از اين حركت شهروند قانون شكن سري به علامت تاسف تكان دادند و پراكنده شدند. نمونه هايي ازاين قبيل برخورها و رفتارها براي بسياري از ما رخ داده است و شايد هم خودمان از جمله افرادي باشيم كه دست به چنين كاري زده ايم. جرايم راهنمايي و رانندگي افزايش پيدا مي كند اما چيزي به نام آداب و فرهنگ ماشين سواري،هنوز  براي عده اي  كه تعداشان هم كم نيست تبديل به يك بازي شده و واهمه اي نيز از اين ندارند تا جريمه ها 10 برابر بشود يا 100 برابر بالاخره آنها پول دارند و به راحتي تخلف مي كنند و جريمه راهم مي پردازند و قانون را مي خرند ! 
  آشفته بازاري است اين بازار خريد و فروش قانون مردمي كه در اين بازار آشفته با يك دست محكم از متاع خود چسبيده اند و با دست ديگر به قانون چنگ مي زنند .اسکندر خنجری خبرنگار هفته نامه کوشا

ترافيك اروميه ؛ گرهي كه هر روز كورتر مي شود!

بي اعتنايي مسوولان به مصوبات شوراي ترافيك استان

اگر همين الان صداي شهر اروميه را قطع كنند و تصوير رانندگان و عابراني را كه در خيابانهاي اين شهرتردد مي كنند براي غريبه ها نشان بدهند فكر مي كنيد چه تصويري ديده مي شود ؟ چهره عده اي از عابران و رانندگان كه عبوس و در هم است. مسافران تاكسي و اتوبوس دلخور و عصباني نشان مي دهند . آن كه قصد سوار شدن به ماشينش را دارد  اخمو است و آن كه قصد پارك كردن و پياده شدن از ماشين را دارد با كوچك ترين بهانه اي اعصابش انفجاري مي شود ، تا به حال دقت كرديد كه ديگر كمتر كسي پيدا مي شود كه لبخند به لب داشته باشد.سواره و پياده خوشحال باشند ، چرا ?؟اين بلايي است كه عمده كارشناسان معتقدند ترافيك اروميه و نيز حاشيه هاي حمل و نقل و تردد در اين شهر برسر مردم آورده است.
ترافيك سنگين در اكثر ساعات شبانه روز ،حجم گسترده از ماشين هاي پارك شده در گوشه و كنار،رشد فزاينده آمار ماشين هاي ورودي ، ضعف در اجرا و پياده سازي طرحهاي كاهش ترافيك ،           بي برنامگي و يا عدم اجراي برنامه هاي مدون شده ، چند دستگي در اجراي اندك طرحهاي موقت و بالاخره الزام و اجبار گروهي از مردم به كسب روزي از طريق رانندگي با اتومبيل ، فرهنگ پايين رانندگي ،نياز به سفر و تردد در مركز استان را از حد افراط گذارنده است و ضمن افزايش بارترافيكي، باعث لطمه خوردن آرامش و آسايش آن عده از مردم شده اند كه به دور از هياهوي چرخه معيوب سيستم حمل و نقل درون شهري مي خواهند سفرهاي كوتاه درون شهري خود را با پاي پياده طي كنند.
عده اي از مردم آن چنان _شوق انجام سفر و تردد در شهربا وسيله شخصي را دارند كه اين نياز افراطي به سفر نخستين تبعاتش،ايجاد يا تشديد ترافيك در خيابانها و معابر است به طوري كه در برخي از ساعات شبانه روز اساساً رانندگي با ماشين ،با ساعت ها اسارت در يك اتاقك آهني كوچك بي حركت تفاوتي ندارد. در چنين شرايطي ، ترافيك تاثير منفي موثري بر اعصاب و روان رانندگان ، عابران و مسافران وسايل نقليه بر جا  مي گذارد و موجب مي شود چهره و رفتار مردم نشانگر عصبانيت وتحريك پذيري باشد. گاه نيز ، عابران و مسافران و رانندگان با از دست دادن كنترل خود با يكديگر به منازعه و درگيري مي پردازند.
اين مضوع در شوراي ترافيك آذربايجان غربي از زبان فرماندار شهرستان اروميه نيز بيان شد . آن جا كه دكتر  جواد شريف نژاد ، مديران را در قبال افزايش آمار مراجعه كنندگان به متخصصين اعصاب و روان ناشي از ترافيك شهري را مسوول دانست.
يكي از ويژگي هاي شبكه حمل و نقل و ترافيك اروميه به مانند ساير شهرهاي كشور اين است كه خدمات دهندگان در اين شبكه و خدمات گيرندگان آن ، ارتباط و تماس مستقيم با يكديگر دارند. ارتباط اقتصادي ميان راننده و مسافر و نيز تماس هاي كلامي ميان تمام كساني كه به نوعي در ترافيك و حمل  نقل اروميه دخيلند‌، خود يكي از ايجادكنندگان زمينه اختلاف و درگيري است. بطور مثال وقتي كه مسافر پول خرد براي كرايه تاكسي ندارد و از آن سو راننده نيز كه در طول شبانه روز بارها و بارها با اين مشكل مواجه شده و اعصاب كافي جهت حل اين موضوع به شكل مطلوب را ندارند‌، لذا زمينه بروز سوءتفاهم و مشاجره و درگيري فراهم مي شود.
  مسووليني كه به خودشان هم بي اعتا هستند!
  از جمله ويژگي هاي پديده اي مثل ترافيك اين است كه هم وقت مردم را هدر مي دهد ، هم اوقات زيادي از مديران شهري و غير شهري را به خود اختصاص       مي دهد. بي شك ، يكي از دغدغه ها و تلاشهاي هميشگي مديران شهري و انتظامي درگير شدن با مشكل ترافيك و ارائه طرح هاي متعدد و پيگيري اقدامات طاقت فرسا براي كاهش راهبندان در معابر يا روان ساختن تردد است اما با اين حال در مقابله با ترافيك ، به دليل اين كه عوامل اجرايي، مديريت يكپارچه ندارند ،توفيق چنداني هم نصيب مديران ترافيك شهر اروميه نشده است. نمونه آخراز اين عدم وحدت روحيه بر مي گردد به جلسه شوراي ترافيك استان كه در آن مسوولين ضمن انتقاد از همديگر به دليل اجرايي نساختن مصوبات ،هر يك توپ كم كاري و سهل انگاري را به زمين ديگري شوت         مي كرد.
در اين جلسه علاوه براين كه مديران استان‌، به كم توجهي و بي اعتنايي خودشان نسبت به مصوبات شوراي ترافيك اذعان كردند تا حدودي نيز از خجالت هم در آمدند و هر يك با ارائه مستنداتي ديگري را عامل تشديد كننده شرايط بحراني ترافيك اروميه معرفي نمود. پس از اينكه طرح جامع ترافيك اروميه سال گذشته به تصويب رسيد، بارقه هايي در دل اصحاب رسانه دال بر آغاز فعاليتهاي گسترده در راستاي روانسازي و كاهش بارترافيكي اروميه زنده شد ولي حال با گذشت يكسال از آن روز به خوبي روشن شد كه اين گره كور نه تنها  بادندان بلكه با دست هم باز نمي شود. در همان روز اعلام به تصويب رسيدن اين طرح ، معاون امور عمراني استاندار مفيد فايده واقع شدن و نيز كارايي اين طرح را منوط به همكاري و هماهنگي دستگاهها ي ‌مسوول و مردم دانست . اما امروز نه تنها مديران ترافيك از اجراي اين طرح در مانده اند بلكه حتي در خصوص  فراهم سازي مقدمات اجرايي آن نيز مستاصل هستند.
  ثابت قدم باشيم
  در دومين جلسه شوراي ترافيك استان در سال جاري ،دبير اين شورا با انتقاد از شهرداري اروميه در عدم             پاي بندي به تعهدات و مصوبات شورا‌، خواستار ثابت قدم بودن آنها در برنامه ريزي ها و راهكارهاي مديريتي شد.
مختار فتحي پور با بيان اينكه شوراي ترافيك استان از اين وضعيت كلافه شده ، افزود : شهرداري اروميه در موضوع اصلاح هندسي و علائم ،پايانه هاي اتوبوسراني ، پارك سوارها‌، BRT ،خروج پايانه هاي درون شهري ، ايجاد باند مسير دوچرخه سوراري و ... كوتاهي كرده است.
وي يادآور شد: درسال 86 مبلغ 350 ميليون تومان جهت احداث مسير ويژه دوچرخه به شهرداري اروميه پرداخت شد اما با گذشت 4 سال هنوز شهرداري اروميه درخصوص اين موضوع اقدامي صورت نداده و اين اعتبار را در جاي ديگري هزينه كرده است.
فرماندار شهرستان اروميه نيز در اين جلسه با اشاره به وضعيت نامطلوب ترافيك شهر اروميه ،گفت:خيابانهاي شهر در ساعات پيك ،تبديل به پاركينگ متحرك شده اند و حجم وسيعي از خودروهايي كه در طول سال جاري به شهر افزوده شده‌، اوضاع را از اين وخيم تر نموده است .
شريف نژاد ضعف در مديريت واحد ترافيك و توزيع در سفر را از عمده مشكلات موجود دانست و خواستار آن شد كه مسوولين در خصوص اجرايي ساختن حداقل بخشي از مصوبات شوراي ترافيك استان تلاش كنند چرا كه به زعم وي ، مسوولين در قبال مردم پاسخگو هستند.
وي در ادامه از نحوه نصب علائم بازدارنده ترافيكي در سطح شهر انتقاد كرد و گفت : هنوز نتوانسته ايم شكل و طرح يكپارچه اي را براي اين موضوع تدارك ببينيم و از بلوك بتني گرفته تا انواع و اقسام شكل ها ،باعث آزرده شدن روح و روان مردم و بويژه مسافران خارجي مي شويم. با رويكردي كه شوراي ترافيك استان در خصوص تصويب برنامه هاي كوتاه مدت در جهت كاهش پديده ترافيك شهر اروميه و از آن سو اجرايي نساختن همين مصوبه ها در پي گرفته ، به اين زودي ها نمي توان شاهد اجرايي شدن طرح جامع ترافيك اروميه بود. در طرحي كه در آن به برنامه هايي چون احداث خط BRT و تقاطع هاي غير همسح اشاره شده اما از موضوع مهمي چون احداث باند دوچرخه غافل شده اند ، به روشني مشخص مي گردد كه اين طرح نيز در ميانه هاي راه با توجيهات و بهانه هايي چون كمبود اعتبار ، نبود زمان كافي ، عدم صلاحيت پيمانكار ، سردي آب و هوا ، آزاد سازي مسير و ... مواجه مي شود و اين مردم هستند كه هر روز اعصابشان در اين ترافيك فرسوده مي شود.اسکندر خنجری خبرنگار هفته نامه کوشا

كودكاني كه با حلزون جان مي گيرند!

بيش از 60 كودك در آذربايجان غربي پشت نوبت كاشت حلزون شنوايي هستند

 »زينب« دختر بچه اي 6 ساله و ناشنواست و در اوج عطش براي شنيدن دل پر دردي دارد. او اگر قادر به تكلم و نوشتن باشد حتماً از بي توجهي والدين اش در تشخيص و درمان به موقع ناشنوايي خود خواهد گفت و خواهد نوشت.اگر درك مي كرد كه ضعف بنيه مالي و نداري پدر دليل ديگر درمان نشدن اوست بازهم قادر به شكايت نبود .امروز متخصصان اقدام براي علاج او با انجام عمل جراحي و كاشت حلزون شنوايي را كم اثر مي دانند و» زينب« بايد يك عمر ناشنوا بماند ،‌ناشنوايي كه ناچار لال خواهد بود و يك عمر بايد معلول و مدد جو قلمداد شود. اگر ناشنوايي او به موقع تشخيص داده مي شد و به موقع براي درمانش اقدام مي شد ،اگر پدر وضع مالي اش مناسب بود و هزاران اگر ديگر ، شايد امروز در شمار صدها بيمار ناشنواي در نوبت دريافت خدمات نبود و او هم مي توانست مانند كودكان سالم هم سن و سال خودش از آواز پرندگان‌،‌نغمه لالايي مادر ،‌صحبت كردن با دوستانش و... لذت ببرد.
»زينب«عطش شنيدن دارد ولي افسوس! چرا كه پزشكان مي گويند درمان كم شنوايي يا ناشنوايي كودكاني كه مادرزادي اين مشكل را دارند يا كودكاني كه در اثر حوادث و بيماري هاي ديگر شنوايي خود را از دست مي دهند فقط تا سن 4 تا 5 سالگي امكان پذير است و با افزايش سن ،اميدي به بازگشت شنوايي آنها نيست.
  حلزون قيمتي !
  پزشكان تنها راه حل براي درمان كم شنوايي يا ناشنوايي كودكان زير 5 سال را كاشت حلزون        مي دانند.اما كاشت حلزون شنوايي هم هفت خوان دارد كه خيلي از والدين و خانواده ها و به زعم معاون توانبخشي بهزيستي آذربايجان غربي 99 درصد آنها موفق به پشت سر گذاشتن آن نمي شوند و دليل اصلي را دكتر بهروز كارگري  ،‌ضعف شديد مالي     خانواده هابيان مي كند.
بنابر آمار اعلامي از سوي مجامع رسمي ،‌هر سال 1500 كودك ناشنوا متولد مي شوند و حدود 4 هزار نفر ناشنوا هم در نوبت عمل جراحي كاشت حلزون شنوايي هستند‌،‌با اين حال هر سال 500 پروتز حلزون شنوايي توسط دولت خريداري مي شود و به سختي در اختيار نيازمندان قرار مي گرد و گواه اين سختي مراحل كاشت حلزون ،سخنان دكتر كارگري است كه چندي قبل در گفتگو با خبرنگاران ضعف مالي خانواده ها و اعتبارات محدود سازمان بهزيستي را دو چالش بزرگ در راه كاشت حلزون شنوايي عنوان كرد.او گفت: در 8 ماهه سال جاري از 29 مورد كودك نيازمند به عمل كاشت حلزون در استان فقط براي 4 كودك آنهم اعتباري به ميزان 6 ميليون تومان پرداخت شده است.دكتر كارگري با اشاره به هزينه بالاي كاشت حلزون‌،اظهار داشت : هزينه كاشت حلزون شنوايي 26 ميليون تومان است كه 20 ميليون تومان آن را ارگاني در تهران تقبل مي كند و 3 ميليون آن را بهزيستي و 3 ميليون تومان ديگر را خانواده فرد مددجومي پردازد.او با بيان اينكه 99 درصد خانواده ها توان پرداخت همان 3 ميليون تومان سهم خود را نيز ندارند ،‌تصريح كرد: اين وضعيت باعث شده تا خيرين براي حمايت و كمك به اين خانواده ها وارد ميدان شوند.
  احياي انسان كامل
  يك متخصص گوش ،حلق و بيني درباره اهميت كاشت حلزون در كودكان داراي مشكل ناشنوايي مادر زادي يا افرادي كه به دليل بيماري گوش داخلي آن ها از بين رفته است ،مي گويد : كاشت حلزون شنوايي در اين قبيل كودكان موجب بازگشت شنوايي آن ها مي شود و ايجاد شنوايي در آن ها به معني بازگشت به زندگي ويافتن هويت اجتماعي و برگشت به جامعه است لذا كاشت حلزون شنوايي ؛‌احياي يك انسان كامل است.دكتر امير حسين قاضي زاده مي افزايد: اگر ناشنوايي اين قبيل بيماران در سنين كودكي برطرف نشود آموزش پذيري آن ها كم و باعث عقب ماندگي تحصيلي آن ها خواهد شد و اين افراد به جاي يك نيروي مولد به عنوان يك معلول مصرف كننده و متقاضي دريافت خدمات خواهند شد.وي با ذكر اين نكته كه افراد ناشنوا، كر و لال  مي شوند مي گويد : بهترين فرصت براي بازگرداندن آن ها به زندگي اجتماعي قبل از كامل شدن سن يادگيري تكلم يعني تا 3 سالگي است و بهترين نتيجه عمل كاشت حلزون قبل از 3 ساله شدن آن ها خواهد بود چرا كه هر چه اين عمل به تاخير بيفتد درمان سخت تر و عقب ماندگي و اختلاف سطح يادگيري تشديد خواهد شد.
  پشت نوبتي ها
  دكتر بهروز كارگري معاون توانبخشي بهزيستي استان معتقد است كه در حال حاضر 60 كودك پشت نوبت عمل كاشت حلزون شنوايي قرار دارند و بايد به اين تعداد‌، 25 مورد معرفي شده ناكام در 8 ماهه سال جاري را نيز اضافه كرد.علاوه بر كمبود شديد اعتبارات هم از سوي سازمان بهزيستي و نيز خانواده ها ، دليل عمده ديگر براي ليست بلند بالاي پشت نوبت كاشت حلزون شنوايي چه در استان و چه در كشور عنوان مي شود ، محدود بودن تعداد پروتز و گران بودن آن است. شما از ليست بلند بالاي پشت نوبتي ها بايد كودكان 4 سال و به بالا را كنار بگذاريد چرا كه آنها مي بايست 3 سال را نيز در صف انتظار باشند و اين يعني سن 7 سالگي و نوشدارو پس از مرگ سهراب !
بنا به اظهار نظر كارشناسان ، سرمايه گذاري در كاشت حلزون شنوايي 15 برابر هزينه پروتز براي دولت بازدهي دارد.
  غربالگري شنوائي
  نقص شنوايي به عنوان يك معلوليت پنهان و از  شايع ترين ناهنجاريهاي بدو تولد شناخته مي شود و عواملي چون فقدان ظاهري شنوائي در كودك ،  نا آشنا بودن خانواده با علاج اوليه آن ، بي اطلاعي ازمراكز موجود‌‌،دانش ناكافي متخصصان درباره ميزان شيوع و عوارض بسيار جدي ناشنوائي و نيز عدم اهميت تشخيص به موقع باعث تاخير در شناسايي و علاج واقعه قبل از وقوع مي شود .كارشناسان حوزه توانبخشي با اهميت به موضوع غربالگري شنوايي سعي در كاهش و جلوگيري از آمار ناشنوايي در بين كودكان دارند چرا كه نوزادان و شيرخواران زير 3 ماه كه داراي مشكل شنوايي هستند با ارائه خدمات درماني وتوانبخشي قبل از 6 ماهگي قابل درمان هستند.
سالانه حدود يك هزار و 500 بيمار ناشنوا در ايران متولد مي شوند و يك هزار و 500 بيماردر فهرست انتظار و 4 هزار بيمار خارج از فهرست انتظار متقاضي عمل جراحي كاشت حلزون شنوايي هستند اين در حالي است كه سالانه تنها 500 پروتز حلزون شنوائي توسط دولت از خارج تامين مي شود و به دليل بالا بودن قيمت آن در حال حاضر خيل عظيمي از خانواده ها حتي در فرايند دولتي موفق به تهيه آن  نمي شوند .
  رئيس جمهور نيز يكي دو سال قبل قول داده بود هزينه خريد يك هزار و500 پروتز را تامين كند ولي گويا اين وعده نيز حداقل تا زمان تهيه اين گزارش عملي نشده است.از طرفي بيمه ها نيز اين عمل را در پوشش حمايتي ندارند و هزينه بسيار سنگين كاشت حلزون شنوائي به دغدغه خانواده هاي داراي كودكان ناشنوا تبديل شده است.تلاش براي كاهش آمار تولد كودكان ناشنوا با كنترل مادران باردار و مشاوره هاي ژنتيكي قبل و بعد از ازدواج و غربالگري كودكان قبل از 3 سالگي وظايف متولياني چون بهزيستي در بحث پيشگيري است چرا كه علاج واقعه قبل از وقوع بايد كرد.
 با اين همه اين حوزه نيز مانند ساير حوزه ها كه در زمينه نگهداري و مراقبت از معلولين از ديد خيرين مغفول مانده‌،‌چشم انتظار دستهاي سخاوت مند آنهاست تا ياريگر خانواده ها و متوليان امر باشند. تا باشد كه هيچ كودكي از نغمه شيرين لالايي مادر محروم نماند.اسکندر خنجری خبرنگار هفته نامه کوشا

حق شهروندي معلولان درجامعه به فراموشي سپرده شده است

قصد داشتيم گزارش ويژه اي داشته باشيم براي روز جهاني معلولان ؛ تكراري نباشد . واقعي تر باشد.جذابتر باشد، مسوولان نباشند ، راحتر و زنده هم حرف بزنيم . پيشنهاد شد تا با برخي از معلولاني كه در زمينه هاي مختلف به موفقيت هايي دست پيدا كرده اند ،صحبت كنيم و يا با معلولي كه در حسرت يك گشت و گذار راحت در شهر مانده ويا با معلولي كه از درد فقر و نداري به اين عارضه مبتلا گشته است. هر چقدر بالا و پايين كرديم آخر سر با هجم وسيعي از سئوالات بي پاسخ مواجه شديم كه تا به حال جواب قانع كننده اي جز سمبل كاري برايشان نبوده است. پس باز هم رفيتم سر خوان اول و گفتن از جمعيتي كه 12 درصد از كل جمعيت كشور را در بر مي گيرند اما دريغ از همين مقدار امكانات و توجه!
   صابره و ستاره
   صابر مي گفت مقابل يك پنجره كوچك با ستاره آشنا شده است.يك دل نه ، صد دل عاشق ستاره شد.اما ستاره مي گفت كه صابر را هم به چشم تمام عابراني كه هر روز از صبح زود تا وقتي كه ،آفتاب غروب مي كرد نگاه مي كرد.برايش صابر با بقيه تفاوتي نداشت. اين ها را وقتي كه صاحب يك نوزاد شده بودند و زندگيشان اگر كمي متفاوت از سايرين اما گرم تر و عاشقانه تر از بقيه افراد جامعه بود برايم تعريف مي كردند. صابر از لحظه اي تعريف مي كرد كه وقتي به خانواده اش گفت  مي خواهد با يك دختر معلول ازدواج كند پدر به هيچ وجه زيربار نمي رفت ، مادر اگر چه سعي مي كرد خودش را موافق جلوه دهد اما او هم رضايت قلبي نداشت.به قول خودشان من احساساتي شده بودم و عقل از سرم پريده بود!
ستاره هم از دو سه بار جواب ردي كه به صابر داده بود مي گفت . ستاره در حالي كه اشك گوشه چشمش به تلالو افتاده بود‌، دليل اين جواب ردها را گرفتار نشدن صابر در قبال زندگي سختي كه با او مي داشت عنوان مي كرد. اما هر دو عليرغم مخالفت هايي كه بود به هم رسيدند تا ثبات كنند كه معلوليت محدوديت نيست و اگر چه ستاره روزها و ماهها و سالها عابران زيادي را از پشت پنجره اتاقش ديده بود كه بي توجه از مقابلش رد مي شدند اما اين بار خوب فهميد كه عشق سرناسازگاري با هر چه كه بخواهد مقابلش قد علم كند دارد.
  معصومه ، معصوم آب مي شود
  معصومه سالهاست كه در كنج اتاق محقري چشم به رفت و آمد اعضاي خانواده اش كه سالم و شاداب از مقابلش مي گذرند ، دوخته است. سالهاست بخاطر ترس پدر،بخاطر باورهايي غلط اجازه ندارد كه حتي تا مقابل درب حياط هم كه شده بيرون بيايد. سالهاست كه درحسرت لمس كردن برف زمستاني‌، گل هاي بهاري در باغچه و حياط و ديدن اعضاي فاميلي كه فقط اسمشان را از ديگر اعضا شنيده، مانده است.
معصومه دختري 28 ساله كه پدر و برادرش معتقدند اگر كسي غير از اعضاي خانواده او را ببيند باعث آبروريزي مي شود. معصومه ديگر به اين موضوع كه مي بايست سالهاي باقيمانده عمر را در كنج اتاق محقري سپري كند عادت كرده و هنوز كه هنوز است با ديدن هر مهماني كه به خانه آنها مي آيد و ناخواسته چشمش به چشم او مي افتد ،‌دست و پايش را گم      مي كند ، نفس نفس مي زند و بلافاصله از نگاه آن ميمهان محو مي شود. معصومه را مي توان نماينده صدها و هزاران معلولي دانست كه به خاطر باورهاي غلط رايج در عده كثيري از مردم يا اجازه درمان پيدا نمي كنند و يا وقتي كه كار از كار گذشته به سراغشان مي آيند ، هستند. معصومه نماينده قشر عظيمي از افراد معلولي است كه هنوز به عنوان يك شهروند شناخته نمي شوند و صابرنيز نماينده اندك كساني است كه معتقدند عشق زيباتر و والاتر از آن است كه بخواهيم آن را با عارضه اي جسمي خفه كرد. او از جمله معدود انسانهايي است كه معتقدند معلول هم به مانند 90 درصد ديگر جمعيت كشور حق شهروندي و حتي زندگي دارد. اما چه افسوس كه تلاش انسانهايي چون صابر در مقابل ديوار محكم و بلند پدر و برادر معصومه و انسانهايي مانند آنها بي نتيجه است و كماكان كفه ترازو به سمت معصومه و امثال وي سنگيني مي كند.
اين دو پاراگراف را كه خوانديد گوشه هايي از يك فيلم و سريال اجتماعي نبود ، شرح حال عده كثيري از معلولاني است كه قصه آنها با بي عدالتي ،برچسب ، انگ زدن ،‌تبعيض ، فقر،انزوا،بيكاري و ناديده گرفتن آغاز و به پايان مي رسد.
  قانوني كه جامع نيست !
  هر وقت با جامعه معلولين به گپ و گفت مي پردازيم از اينكه قانون جامع حمايت از حقوق معلولان به طور كامل و درست به اجرا در نمي آيد  گلايه مند هستند. قانوني كه در 16 ماده ره زعم خود تمام جوانب حمايتي معلولين را در نظر گفته است اما به جرات مي توان گفت كه اين قانون نيز به مانند بسياري ديگر از قوانين موجود در كشور كه ضمانت اجرايي ندارند ،‌جدي گرفته نشده است ، اين را مي توان در مدت زمان 15 ساله اي كه براي تصويب آن در سال 83 صرف شده مشاهده كرد و امروز نيز با گذشت 7 سال از تصويب آن ، هنوز هم در جا مي زند.يكي از جلوه هاي ناديده گرفتن در خود همين قانون را مي توان در ماده 16 آن ديد . آنجا كه قانونگذار آورده است ، اعتبار مورد نياز اجراي اين قانون از محل صرفه جوئي در هزينه هاي دستگاه ها‌، شركت هاي دولتي و نهادها عمومي كه ميزان سالانه آن براي هر يكي از دستگاه ها و شركت ها و نهادها را هيات وزيران مشخص نمايد تامين مي شود. در اينجا قانونگذار به طور مشخص جايگاه و شان معلول را پايين آورده چراكه معلولين مي بايست براي اجراي كامل اين قانون چشم انتظار صرفه جوئي دستگاههاي دولتي باشند.
   مناسب سازي بستري براي توانمند سازي
   طبق تعريف سازمان جهاني بهداشت ، معلوليت ايجاد اختلال در روابط بين فرد و محيط دانسته شده است. معلولين بزرگترين اقليت جهان هستند. حدود 12 درصد از جمعيت ايران را معلولين تشكيل مي دهند كه از اين ميزان در حدود 2 ميليون نفر داراي معلوليت شديد و 6/5 ميليون نفر معلولا كم توان در ايران زندگي مي كنند. طبق آمار بهزيستي آذربايجان غربي تعداد معلولين شناسايي شده در استان نزديك به 32 هزار نفرمي باشند كه نسبت معلولين شناسايي شده به خدمت گرفته 85 درصد اعلام شده است.
معاون توانبخشي اداره كل بهزيستي آذربايجان غربي در گفتگو با ما با اشاره به اينكه ما بين فقر و معلوليت رابطه مستقيم وجود دارد ،‌تصريح مي كند : 55 درصد معلوليت ها در استان ناشي از مسائل مادرزادي است.
آنچه كه دكتر بهروز كارگري از آن به عنوان مسائل مادرزادي ياد مي كند در سوء تغذيه ،‌فقر ،‌عدم مراقبتهاي بهداشتي -آموزشي ، ازدواج هاي فاميلي ،‌عدم مراقبت هاي دوران بارداري ،تغذيه نادرست مادر، استعمال دخانيات ، زايمان هاي غير بهداشتي ، سن بالاي مادر ،‌رعايت نكردن بهداشت مادر و عوامل ژنتيكي جستجو مي شود. شعار امسال روز جهاني معلولان،»باهم براي دنياي بهتر براي همه« نامگذاري شده است .شعاري كه يخوبي لزوم مشارك معلولين در توسعه و بهره مندي آنها از حقوق مدني ،سياسي ،اجتماعي،فرهنگي و اقتصادي را نمايان مي سازد.
از اينكه همه در قبال اين بزرگترين اقليت جهاني مسووليت دارند، شكي نيست اما چرا اين 12 درصد جامعه در مقايسه با 88 درصد ما بقي مردم از حقوق شهروندي بهره مند نيستند ؟ مي بايست پاسخ را در عواملي زيادي چون ، نبود قانون منسجم و قاطع ، باورهاي غلط مردمي ،ضعف در اطلاع رساني و ... جست.از موضوعاتي كه همواره براي جامعه معلولين از اهميت بسزايي برخوردار بوده است‌، مقوله مناسب سازي فضاي شهري جهت بهره مندي يكسان آنها به مانند افرادي عادي از امكانات موجود است.
مدير كل بهزيستي استان در مراسمي كه به منظور گراميداشت روز جهاني معلولين ترتيب يافته بود ، مناسب سازي را بستر ساز توانمند سازي معلولين دانست . راضيه خدادوست سهم سازمان خود در اجراي اين موضوع را 10 ميليون تومان در 8 ماهه سال جاري عنوان كرد و خود نيز اذعان داشت كه اين رقم بسيار ناچيز است.
هميشه يك پاي ثابت مباحث مطرح در روز جهاني معلولين دغدغه مناسب سازي فضاي شهري است آنجا كه حتي در خود قانون جامعه حمايت از حقوق معلولان در ماده 2 به صراحت آمده است كه » كليه وزارتخانه ها ، سازمان ها و موسسات و شركت هاي دولتي و نهادهاي عمومي و انقلابي موظفند در طراحي ، توليد  و احداث ساختمانها و اماكن عمومي و معابر و وسايل خدماتي به نحوي عمل نمايند كه امكان دسترسي و بهره مندي از آنها براي معلولان همچون افراد عادي فراهم گردد«.ويا حتي در تبصره 2 اين ماده آمده كه شهرداري ها موظفند از صدور پروانه احداث و يا پايان كاربراي آن تعداد از ساختمانها و اماكن عمومي و معابري كه استانداردهاي تخصصي مربوط به معلولان را رعايت نكرده باشند خودداري نمايد.اما در هيچ كجاي اين قانون نيامده كه اگر خود شهرداري ها قانوني شكني كنند ،‌چه بايد كرد ؟ ويا اگر اداره كل بهزيستي استان خودش در طراحي اماكن مربوط به خودش همچون ارتفاع بيش از استاندارد پيشخوان شعبه بانك مستقر در اداره كل و يا حتي دستگاه خودپرداز غيراستاندارد اصول مناسب سازي را رعايت نكنند چه بايد كرد؟
نبود بالابر يا رمپ مناسب درطراحي پل عابر پياده و و جود زير گذر و نيز فضاي سبز وسط خيابان امامت عملاً راه عبور معلولين را مسدود كرده است، شكافهاي بيش از 2 سانتي متر ميله هاي كف پل ، نبود نرده در كنار پل هاي تعبيه شده بر روي كانالهاي هدايت آبهاي سطحي ، منتهي نشدن پل ها به خط كشي عابر پياده ،‌همسطح نبودن يا دو سطح انتهايي در اكثر معابر شهري ، عدم وجود خط كشي عابر پياده در خيابانها ، وجود شكافهاي نسبتاً بزرگ در مسير تردد نابينايان و خطرات بالقوه ،رها سازي ابزار آلات و كنتور برق در محل ساخت و ساز بدون حفاظ و در ارتفاع پايين در خيابان كاشاني و باكري ، وجود عناصر مزاحم در پياده روها و ايجاد مشكل براي همه افراد با ناتواني جسمي حركتي و بينايي در اكثر معابر شهري ، وجود موانع ساختاري در مسير حسي نابينايان ،عدم وجود سنگفرشهاي متفاوت در انتهاي مسير حسي ، خط كشي عابر پياده و عدم پيوستگي به دليل اختلاف ارتفاع غير استاندارد در طول مسير در سه راهي شهيد باكري ، عدم تعبيه پاركينگ ويژه معلولين در اكثر خيابانهاي شهر بويژه خيابان كاشاني ،‌اشغال پياده رو توسط كاربريهاي همجوار از جمله استقرار كيوسك نگهباني كنسولگري تركيه درمسير حسي نابينايان در خيابان شهيد بهشتي ، عدم مشخص گرديدن ورودي ساختمان اداري مركز بهداشت در مسير حسي و ... صدها هزاران مورد از عدم توجه به رعايت مناسب سازي در فضاي عمومي شهر اروميه است. حال اين شرايط در مورد اماكن اداري به مراتب نامطلوب تر است.
  خيرين وارد صحنه شوند
  به گفته معاون توانبخشي بهزيستي استان ، ميانگين شهريه پرداختي در مراكز شبانه روزي 315 هزار تومان است كه از اين مقدار 185 هزار تومان آن را بهزيستي پرداخت مي كند و در مراكز روازنه نيز 110 هزار تومان آن را بهزيستي مي پردازد اما چون اكثر قريب به اتفاق خانواده هاي معلولين ازبنيه ضعيف مالي برخوردارند ،لذا توانايي پرداخت سهم خود را ندارند و در اين ميان با مشكل شديد اعتبار ، مواجه هستند .چرا كه اعتبارات  بهزيستي نيز محدود است.
كارگري با دعوت ازخيرين و افرادي كه دستي در كار خير دارند جهت مشاركت در امور خيريه اي چون پرداخت هزينه هاي نگهداري معلولين ،تصريح كرد: كار خير فقط ساخت مدرسه و مسجد نيست نياز است تا خيرين عزيز دست ما را در اين راه پر ثواب بگيرند. اسکندر خنجری خبرنگار هفته نامه کوشا

ناگفته هايي از سرشماري نفوس و مسكن در آذربايجان غربي

                     
 سرشماري نفوس و مسكن سال 90 پس از گذشت 20 روز پرالتهاب بالاخره تمام شد. طرحي كه همگان لزوم پياده سازي آن به شكل درست و علمي را زمينه سازي بهره مندي جامعه از الزامات توسعه مي دانند. به گفته مسوولين اجراي اين طرح در استان ، 99/5 درصد از مردم استان در سرشماري نفوس و مسكن امسال مشاركت داشتند و تنها نيم درصد به دلايل مختلف از جمله عدم حضور در منزل در اين طرح شركت نكردند،با اين همه در همان روزهاي اجراي اين طرح نيز حرف و حديث هاي مختلفي در خصوص كيفيت پايين اجراي آن در مقايسه با سرشماري هاي گذشته به گوش مي رسيد و حال پس از گذشت 20 روز از اتمام اين طرح ، مسوولين اجرايي استان نه تنها به طور شفاف به ضعفهاي اجرايي آن اشاره نداشتند ، بلكه مدعي هستند كه اين طرح به شكل مطلوب به اجرا درآمده است. از جمله موارد و موضوعات مطرح كه خود مسوولين استاني نيزبه آن اذعان دارند ، مشاركت بيش از 4 هزار نفر عوامل اجرايي در برگزاري اين طرح بود كه 2 هزار نفر از اين تعداد را آمارگيران تشكيل مي دادند.
در همان روزهاي اجراي طرح با سركشي به برخي ستادهاي سرشماري در شهرستان اروميه و گپ  وگفت با آمارگيران و نيز كساني كه ساليان قبل نيز در اين طرح مشاركت داشتند ،‌اكثريت باتفاق آنها ضمن انتقاد از وضعيت بكارگيريشان در اين طرح ، كيفيت اجراي آن را پايين تر از دوره هاي قبل دانستند. بهانه اصلي ما از اين گزارش ، عدم توجه مسوولين استاني به حق و حقوق آمارگيران با گذشت 20 روز از اتمام سرشماري است . ترجيح داديم تا ادامه اين گزارش را به صحبت ها و درد و دل هاي آمارگيراني اختصاص دهيم كه هم از نحوه بكارگيريشان گلايمند بودند و نيز از پارتي بازي ، كمبود امكانات ،سردي هوا وهمراهي نكردن برخي مردم و...
بيكاري عامل اصلي ورود به جرگه آمارگيران
  حدود35 سال سن دارد به گفته خودش بيكاري تنها عاملي بوده است كه وي را مجبور كرده به عنوان آمارگير در سرشماري فعاليت كند. با صدايي كه خستگي درآن موج مي زند مي گويد:چه مي كردم ! ديگر كارد به استخوانم رسيده بود. از بيكاري داشتم ديوانه مي شدم تا اينكه فراخوان جذب آمارگير را در سطح شهر ديدم . با هزاران اميد و آرزو رفتم ثبت نام كردم .با چه شوقي نامزدمم مرا تا محل كلاسهاي آموزشي سرشماري همراهي مي كرد. با صحبت هايي كه از اين ور و آن ور شنيده بودم و قرار بود پول خوبي از بابت اين كار نصيبمان شود و مي شود بخشي از هزينه هاي ازدواجم را تامين كنم وارد اين طرح شدم. نامزدم خيلي به من دلگرمي داد.
ارسلان - ر ادامه مي دهد : اگر چه در همان زمان ثبت نام در فرمانداري اروميه شاهد بي احترامي از سوي عده اي از كارشناسان امر بودم ، با اين همه ترجيح دادم تا به پولش و ازدواجمان فكر كنم. وقتي از او پرسيدم كه منظورش از رفتار بد و دوراز احترام برخي مسوولين چه بود ، پاسخ داد : متاسفانه آنها چون  مي ديدند داوطلب زياد و همگي نيز از سرناچاري و بيكاري مي خواهند مشاركت داشته باشند ، لذا با رفتارهايي كه  از منظر زور و قدرت باشد با ما برخورد داشتند. اوادامه مي دهد : حتي يكي دوبار خودم مشاهده كردم كه مسوول رسيدگي به پرونده ها با چنان لحن تحقير آميزي با ما بويژه مردها رفتار مي كرد.
  ارسلان- ر  با بيان اينكه نه تنها در زمان آغاز طرح با آنها قراردادي امضا نشد بلكه تمام آرزوهايشان نيز هم در زمان اجراي طرح و هم در پايان آن نقش برآب شده ، افزود: اگر واقعاً مسوولين مدعي هستند كه بايد مطابق باقانون كار با كارگران رفتار شود پس چرا نه با ما قراردادي امضا كردند و نه حتي هزينه اي در مقايسه با نصف تلاشمان را نيز پرداخت نكردند؟
او گفت: مقرر شده بود كه هزينه اي تا حدود 500 تا 600 هزار تومان به ما بپردازند ، اما با گذشت 20 روزاز زمان اتمام سرشماري فقط 100 هزار تومان داده و گفته اند كه دستمزد ما درازاي يك ماه كار و تلاش شبانه روزي 430 هزار تومان مي شود . شما را تو را به خدا اين انصاف است ؟
پشت دستم را داغ مي كنم
  خانمي كه بازبين بود او نيز در گفت و گو با ما مي گويد :» درستادي كه ما در شهر اروميه مشغول بازبيني فرم ها بوديم ،بارها پيش آمده بود كه خودمان مي بايست از جيبمان وسايلي چون گيره و خودكار و لاك غلط گير بخريم اين در حالي بود كه حتي به ما نهار نيز نمي دادند. كجاي دنيا با كساني كه مي خواهد در يكي از عظيم ترين طرحهاي  ملي مشاركت داشته باشند ، اين چنين‌رفتار مي شود.
  اين خانم ادامه مي دهد : فشار كاري آنقدر زياد بود كه مجبور بوديم تا فرمها را براي تصحيح وبازبيني پس از پايان وقت منظور شده به منزل ببريم و تا پاسي از شب دوباره به بازبيني مشغول باشيم اما در عوض جواب اين تلاش ما را مسوولين با كم لطفي و بي احترامي پاسخ دادند.
او كه تحصيلاتش را در رشته بهداشت محيط به اتمام رسانده بود ، افزود : باور كنيد از اينكه در اين طرح شركت داشتم پشيمان هستم.
  روزي صدبار مورد شماتت خانواده قرار مي گرفتم و بارها پيش آمده بود تا انصراف بدهم اما ترس از شكست اجازه نمي داد.وي با يادآوري آن روزها ادامه مي دهد : در روزهايي كه براي آموزش سركلاسها حاضر مي شديم به ما گفته بودند كساني كه از نمره 85 كمتر بگيرند نه تنها آمارگير نمي شوند‌، بلكه عذر شان را هم خواهند خواست ، اما با چشم خودمان مي ديديم كساني به عنوان آمارگير كار مي كردند كه نه سواد درست و حسابي داشتند و نه نمره لازم را كسب كرده بودند و هر وقت هم به ضعف دانش آمارگيران گلايه مي كرديم ، مسوولين پاسخ مي دادند ،‌با آنها تا كنيد ، اجازه بدهيد هر چه هست اين طرح هم تمام بشود.از او پرسيدم حالا كه سرشماري تمام شده به چه كاري مشغول است ،‌پاسخ داد : هيچي بيكار در خانه نشسته ام. اما باور كنيد پشت دستم را داغ مي كنم و ديگر در هيچ سرشماري شركت نمي كنم.
از سرماي هوا گرفته تا حمله سگ ها
علي - س نيز به عنوان آمارگير در اين طرح شركت داشت. او به همراه اكيپ 5 نفره در روستاهاي شهرستان اروميه حضور مي يافت. علي مي گفت: سرماي هوا و بارندگي كار آمارگيري را خيلي سخت كرده بود. ناچار بوديم با همان جليقه اي كه داده بودند سركنيم جليقه اي كه براي هواي سرد طراحي نشده بود. وقتي از او خواستم تا خاطره اي را برايمان تعريف كند ،‌گفت: در يكي از روستا لحظه هاي پاياني سرشماري را سپري مي كرديم . هوا خيلي سرد بود و كسي در كوچه پس كوچه هاي روستا نبود. يكي دوبار از بچه هاي آمارگير در مورد اينكه سگ هاي روستايي به آنها حمله كرده اند ،‌شنيده بودنم و هميشه اين ترس را داشتم كه نكند اين قضيه سرمن بيايد. بيشتر حواسم معطوف به اين بود كه هر چه زودتر تعداد فرمهايم را به عدد 400 برسانم و به خلاصي پس از پايان طرح فكر مي كردم كه ناگهان خودم را در كنار يك سگ گنده ديدم. چشمتان روز بد نبيند ،‌تا آمدم به خودم بيايم و پا به فرار بگذارم، با چنان جهشي خودش را به كيف من رساند كه ديگر خود را شكست خورده ديدم .كيف را به زمين پرتاب كردم و فرار را برقرار ترجيح دادم. در ميانه هاي راه به داخل حياط يكي از اهالي تغيير مسير دادم و پس از اينكه مطمئن شدم سگ از گاز گرفتن من بيخيال شده به همراه آن روستايي كه از من پذيرايي كرده بود ، رفتيم سراغ كيف و فرم هاي ولو شده بر روي زمين !
علي در حالي كه خنده بر لب داشت و از آن روزها به عنوان يك خاطره تلخ در زندگيش ياد مي كند ،       مي گفت : با دوستان خوبي در زمان اجراي سرشماري آشنا شديم.
كمبود آمارگير و آمارگيراني در نقش مردم
سعيد كاوه كه به قول خودش ترسي از بابت مطرح كرده نامش در ازاي بيان ايرادات اين طرح و گلايه هايش از مسوولين ندارد، مي گفت : در روزهاي پاياني طرح بارها پيش آمده بود كه دوستان آمارگير تعدادي از سوالات مطرح در فرمهاي مربوط را خودشان پر مي كردند.
وقتي پرسيدم مگر اين كار تخلف وكوتاهي محسوب  نمي شود ، با حالتي عصباني جواب داد : كدام تخلف ! تخلف اينست كه تو را بكار بگيرند بدون اينكه قراردادي امضا شود . تخلف اينست كه يكي دو روز پس از اتمام سرشماري آن هم در ازاي پرداخت 100 هزار تومان پول تو را وادار به امضاء قرارداد كنند . تخلف اينست كه هر وقت از عدم همكاري مردم گلايه مي كرديم مسوولين بجاي دل داري به ما مي گفتند اگر نمي خواهيد مي توانيد انصراف دهيد.حالا ما متخلف هستيم يا مسوولين !
او ادامه مي دهد: در اين كه بيكاري و فشار خانواده ها باعث شده تا بيايم آمارگير شوم هيچ شكي نيست ،‌اما حداقل انتظار داشتيم تا مسوولين شرايط را درك مي كردند. اگر خودشان يك روز آن هم در آن شرايط آب و هوايي سرد مجبور بودند ساعتها سرپا بايستند و فرم پركنند آيا بازهم از اين همه بي عدالتي دم بر نمي آوردند؟
يكي از مشكلاتي كه خود مسوولين استاني نيز درهمان اوايل طرح به آن اذعان داشتند ، كمبود آمارگير بود‌،‌علي هم با تائيد اين مطلب ، افزود : خيلي از دوستان خود من با ديدن شرايط سخت آموزشي و كاري در ميانه هاي راه انصراف داده بودند ،اما به يقين مي گويم كه اگر از جانب مسوولين در خصوص حمايت از آنها مطمئن بودند‌، هرگز انصراف نمي دادند ،‌راستش را بخواهيد من هم از اينكه با آنها انصراف ندادم پشيمان هستم.
مطالبي كه در اين گزارش آمد بخشي از درد و دل هاي كساني بود كه در صف اول اين طرح عظيم حضور داشتند ،‌كساني كه بهتر از هر كسي از نزديك شاهد نحوه اجراي اين طرح بودند.
مشكلاتي از قبيل گلايه هاي مردمي كه آمارگيران براي سرشماري به منازلشان مراجعه نكرده اند ،‌عدم همكاري برخي از مردم با آمارگيران و دادن جواب هايي در جهت از سر واكردن و يا به سخره گرفتن آمارگيران و ... را اگر در كنار كم لطفي ها و بي عدالتي هايي كه در حق آمارگيران صورت پذيرفته قرار دهيد ، آن وقت مي توان از مسوولين استاني پرسيد كه آيا واقعاً مي توان با چشم پوشي از همه اين مسائل بازهم مدعي بود كه اين طرح به خوبي و خوشي به اتمام رسيده است؟اسکندر خنجری خبرنگار هفته نامه کوشا

ما ادعا داريم كه متخلف نيستيم

شركت هاي خدماتي اگر به زعم بسياري وصله ناجور چرخه كار و كارگري هستند و يا يك ظلم بزرگ براي منافع كشور و شايد هم نوكيسه هايي كه دمار از روزگار جامعه در مي آورند، حساب مي كنند، با اين همه در حال حاضر طبق قانون بخش اعظمي از بار دولت در انجام فعاليتهاي حجمي را بر دوش گرفته اند. متوليان و مسوولين اين حوزه معتقدند كه شركت هاي خدماتي يك تكيه گاه مطمئن هستند براي دولت و در اين فضايي كه برخي از سر بي انصافي و با نگاه غرض ورزانه ايجاد كرده اند آنها شده اند كيسه بوكس ! با نگاهي به اطرافمان متوجه خواهيم شد كه شركت هاي خدماتي در تمامي فضاي اداري نفوذ كرده اند وتوانسته اند حجم وسيعي از فعاليتها را بر عهده بگيرند. به عقيده متوليان اين حوزه نتيجه اين برون سپاري ، بالا رفتن كيفيت كار و از سوي ديگر كوچك تر شدن بدنه دولت است.با اين حال بايد اذعان كرد كه سابقه تلخ و بعضاً ناگواري كه اين شركت ها در ساليان گذشته در قبال جامعه كارگري رقم زده اند كماكان باعث آن شده تا نگاه ها و توجهات نسبت به اين حوزه با همان پيش زمينه تلخ باشد و هر چقدر هم كه از دايره شكايات كارگري بر عليه اين شركت ها كاسته شود،كيفيت كار آنها بالا برود و ‌حق و حقوق كارگران را سر موقع و به شيوه درست حداقل درقياس با ساير مشاغل پرداخت كنند بازهم آن پيشينه تلخ و حتي سياست يك بام و دوهواي  دولت در خصوص سرانجام اين شركت ها باعث نمي شود تا نگاه عمومي چندان به اين حوزه مثبت باشد.

 گفتگو از اسکندر خنجری /  رحماني دبير انجمن صنفي شركت هاي خدماتي آذربايجان غربي ، غلامرضا صوفي رئيس اتحاديه شركت هاي خدماتي شهرستان اروميه،عطايي قائم مقام اتحاديه شركت هاي خدماتي اروميه ، فرهاد شفيع زاده قائم مقام وعلي اكبر ابراهيمي بازرس انجمن صنفي شركت هاي خدماتي استان در  گفت و گو با كوشا ضمن دفاع از عملكرد شركت هاي خدماتي ، نيم نگاهي هم به صحبت هاي اخير قائم مقام خانه كار و كارگراستان كه در اين نشريه منعكس شده و از عملكرد شركت هاي خدماتي انتقاد كرده بود ،داشتند.
براي شروع بحث ،بفرماييد كه در سطح استان چه تعداد شركت خدماتي فعاليت دارند؟
غلامرضا صوفي : در حال حاضر 850 شركت ثبت شده داريم كه 220 شركت داراي پروانه كسب و 170 شركت نيزصلاحيت لازم را از انجمن  شركت هاي خدماتي و اداره كار دريافت كرده اند. تعدادي هم كه از چرخه خارج شده اند يعني آمده اند شركت را به ثبت رسانده و رفته اند در واقع وجود خارجي ندارند.
پس آمار يك هزار و 95 شركت خدماتي غير مجاز به نقل از قائم مقام خانه كار و كارگر چطور        مي شود ؟
غلامرضا صوفي :اين آمار متعلق به 7 تا 8 سال پيش است. ولي آمار جديد كه در سال جاري استخراج كرده ايم همان850 شركت است.
خب از اين 850 شركت چه تعدادي فعال هستند؟
غلامرضا صوفي : مي شود گفت كه حداكثر 50 شركت.
چه تعداد نيرو در اين شركت هاي خدماتي در سطح استان مشغول فعاليت هستند؟
غلامرضا صوفي : در حال حاضر نزديك به 4 هزار نفر.
اين آمار 4 هزار نفر هم متعلق به همان هفت هشت سال قبل است ؟
غلامرضا صوفي : خير ، آماري است كه امسال استخراج كرديم.
موضوعي كه همواره در برخورد با شركت هاي خدماتي مطرح مي گردد و به نوعي مخالف و موافقان شما هم به آن اذعان دارند ،‌تضعيف حقوق كارگران است . چرا حق و حقوق كارگر را تضعيف مي كنيد؟
علي اكبر ابراهيمي : اگر امكانش باشد من پاسخ اين سوال شما را بدهم . هم آقاي صوفي و هم بنده در هيات حل اختلاف اداره كار حضور داريم. اين هيات 9 نفره متشكل از نمايندگان قوه قضاييه ، استانداري ، اداره كار‌، 3 نفر نماينده كارگران و3 نفر نيز نماينده كارفرمايان هستند. مي شود گفت كه ضريب خطاي آراءصادره آنها بسيار كم . چيزي كمتر از يك درصد است.اگر به سوابق هيات حل اختلاف و راي هاي صادره مراجعه كنيد خواهيد ديد كه در چند سال اخير بيشترين و درست ترين حق و حقوقي كه به كارگران پرداخت شده از سوي شركت هاي خدماتي بوده است . اين فقط حرف نيست و ما ادعا داريم. هر كس كه خلاف آن را مي گويد برود و بررسي كند. در حال حاضر سيستم پرداخت و دستمزد كارگران از طريق سيستم بانكي است و مثل سابق به طور دستي پرداخت نمي شود تا بهانه اي باشد براي كم پرداخت كردن و دير پول دادن و كاغذ سفيد امضا گرفتن و هزاران حرف ديگر. بيايند و در همين شهر اروميه بررسي كنند كه در مقايسه با ساير بخش هاي خصوصي و حتي برخي ارگانهاي دولتي ، شركت هاي خدماتي چطور حق و حقوق كارگران را درست پرداخت    مي كنند.
سال گذشته چه تعداد شكايت از شركت هاي خدماتي به همين هيات حل اختلاف رسيد ؟
غلامرضا صوفي : آمار بسيار ناچيزاست ما اعتراضمان نيز به همين موضوع است. چطورمي شود كه پارسال 6 هزار نفر در شركت هاي خدماتي استان مشغول كار بودند و 5 هزار شكايت صورت گرفته بود؟( اشاره به حرف هاي صحرانورد قائم مقام خانه كارو كارگر كه مدعي بود پارسال 5 هزار شكايت از شركت هاي خدماتي به اداره كار رسيده بود.)مگر امكان دارد ؟!
علي اكبر ابراهيمي : ببينيد شكايت هم مي شود. اما بيشتر بخاطر اينست كه كارگر براي دريافت بيمه بيكاري نياز به راي هيات حل اختلاف دارد . با اطمينان مي گويم كه80 درصد شكايتها از شركت هاي خدماتي بخاطردريافت بيمه بيكاري است.
شركت هاي خدماتي چطور قرار داد تنظيم        مي كنند?؟
علي اكبر ابراهيمي : ما با كارگران طبق قانون قرارداد موقت مي بنديم چون فعلاً قانوني فراتر از قرارداد موقت نداريم ما هم به نسبت مدت زمان قراردادمان با ادارات با كارگران قرار داد مدت دار منعقد مي كنيم.
غلامرضا صوفي : همگي داراي طبقه بندي مشاغل هستند.
قرارداد سفيد امضا هم داريد ؟
علي اكبر ابراهيمي : چنين چيزي اصلاً نداريم. طرف به راحتي مي تواند نمونه قرارداد را به دادگستري ببرد. اين نوع قرارداد جريمه و زندان دارد. خيلي وقت است كه بر چيده شده ،در واقع جعل سند حساب مي شود.
فرهاد شفيع زاده : قانون به طور كامل در مورد كارگران شركت هاي خدماتي رعايت مي شود. ما بر اساس كاركرد ، مزايا و حقوق پرداخت                 مي كنيم از بيمه و بن گرفته تا ... همه اين گفته ها با مدرك است و قابل پيگيري.
در كدام يك از ادارات استان بيشترين نيرو شركتي موجود است؟
رحماني : بيشترين نيرو در شهرداري اروميه‌، دانشگاه علوم پزشكي ، شركت آب و فاضلاب ، مخابرات و مي توان گفت در تمامي ادارات.
شرح وظيفه اي كه قانونگذار براي شركت هاي خدماتي منظور كرده به چه صورتي است؟
غلامرضا صوفي : بر اساس بخشنامه هيات دولت ، كليه كارهاي حجمي را شركت هاي خدماتي        مي توانند انجام بدهند. و اين قانون متعلق به يك شهر و يك مكان بخصوص نيست. چه تهران باشد چه اروميه .حتي خود نهاد رياست جمهوري و وزارت كشور مناقصه گذاشته بودند.
رحماني : يكي از شركت كنندگان مناقصه وزارت كشور خود بنده بودم.
غلامرضا صوفي : من نيز همينطور.
رحماني : جالب است خودشان مدعي هستند كه بايد شركت هاي خدماتي برچيده شوند اما مناقصه هم    مي گذارند !
فرهاد شفيع زاده : تنها جايي كه حق و حقوق كارگران را به درستي پرداخت مي كند ،         شركت هاي خدماتي هستند و براي اين حرفم هم دليل و مدرك دارم ما نمي توانيم ريالي از دستمزد كارگر كم و زياد بكنيم .چون تمام تائيديه ها به تائيد كارفرما مي رسد و سپس ما از طريق فيش واريزي دستمزد ها را پرداخت مي كنيم.
غلامرضا صوفي : از سال 85 با بخشنامه هيات دولت‌، حق و حقوق كارگر بايد از طرق سيستم بانكي پرداخت شود. اطلاع داريد شركت خدماتي با اداره طرف قرارد داد يك حساب مشترك دارند و هر نوع واريزي و دستمزدي مي بايست از سه چهار فيلتر بگذرد و پس از تاييد، ما پرداخت مي كنيم.
حالا اين پرداختي شما سرموقع انجام          مي شود؟
غلامرضا صوفي : معمولاً پرداخت مي شود. دليل بيشتر تاخيرها ناشي از ديرپرداخت كردن پول از سوي ادارات است.ما طبق قانون و قرارداد موظف هستيم تا دو ماه پرداخت كنيم اما اگر بيش از دو ماه شد ديگر مسئوليتي به گردن ما نيست.
فرهاد شفيع زاده : اصلاً اين شركت هاي خدماتي براي دولت تكيه گاه هستند.
علي اكبر ابراهيمي : بنده خودم با شركتي قرارداد دارم كه از اسفند ماه سال 89 است كه پول به ما نداده است اما در عوض تمام حق و حقوق كارگران را پرداخت كرده ايم. هر جا هم كه مي خواهيد اين موضوع را چاپ كنيد.
رحماني : من خودم 17 ماه است كه يكي از ادارات پول به من نداده است از شهريور سال 89 است.
كدام اداره "؟
رحماني : راه و ترابري
پس با اين حساب شما ضرر مي كنيد ! و داريد صلواتي كار مي كنيد ؟
غلامرضا صوفي : نخير، صلواتي كار نمي كنيم. از جيب خودمان پرداخت مي كنيم . شما ببينيد به فرض نمونه از سال 89  شهرداري نه بيمه را پرداخت كرده و نه دارائي را ، همه اين حرفهاي ما با مدرك و سنداست.
رحماني : ارزش افزوده طبق قرارداد برعهده كارفرماست.بايد به پيمانكار بدهد تا او پرداخت نمايد. اما از سال 87 است كه به شخص بنده ارزش افزوده را نداده اند و از طرف دارائي براي من 100 ميليون تومان جريمه منظور كرده اند.
غلامرضا صوفي و علي اكبر ابراهيمي : ما نيز با اين مشكل مواجه هستيم.
مي توانيد از اداراتي كه اين ارزش افزوده را پرداخت نمي كنند نام ببريد؟
رحماني : دانشگاه علوم پزشكي ، راه و ترابري
غلامرضا صوفي : بنياد شهيد ، نوسازي مدارس و ... يكي دو تا كه نيست !
عطايي : خيلي ببخشيد شما در اول گفت گو گفتيد كه شركت هاي خدماتي حق و حقوق كارگران را تضعيف مي كنند ! اين اطلاعات را از كجا به دست آورده ايد؟
ما به صحبتهاي قائم مقام خانه كارگراستناد     كرده ايم.
عطايي : اما شما با حرف جلو آمديد نه با مدرك.
مدرك ما همان گفته هاي قائم مقام خانه كارگر است.در ثاني شما نمي توانيد تخلفاتي را كه در شركت هاي خدماتي صورت مي پذيرد انكار كنيد. اكثر گفته هاي صحرانورد در بطن جامعه قابل لمس است.اين مسائل كه در گزارش قبلي ما بيان شده مشكلاتي نيست كه متعلق به ساكنان كره مريخ باشد.بالاخره اين حجم گسترده اي كه شركت هاي خدماتي انجام    مي دهند. خودبخود باعث بروز برخي تخلفات و كم كاري ها مي شود يا خير؟
علي اكبر ابراهيمي : صد در صد
 به طور نمونه . همين دانشگاه اروميه . كدام يك از شما با اين نهاد قرارداد داريد؟
فرهاد شفيع زاده : بنده .
 اماشركت طرف قرار داد در بحث طبخ و تهيه غذا ، به شكل بسيار نامطلوب عمل مي كند.
فرهاد شفيع زاده : نخير. تهيه غذا بر عهده ما نيست . كارهاي حجمي بر عهده ماست و تهيه غذا بر عهده غذا خوري طرف قرارداد است.
در بحث البسه كارگران چطور ؟
غلامرضا صوفي : طبق قانون هر سال دو دست لباس متناسب با شغل داده مي شود.
اما اين گفته شما با آن چه كه ما مشاهده       مي كنيم تناقض دارد.
فرهاد شفيع زاده : اگر كسي مدركي دال بر تخلف در اين مورد را نيز دارد ،‌رو كند!
آقاي شفيع زاده شكايت كه مي گوييد شركت طرف قرارداد براي طبخ غذا در دانشگاه اروميه مربوط به انجمن نيست پس انجمن در قبال اين چنين شركت هايي چه مسئوليتي دارد؟
فرهاد شفيع زاده : شركت هاي اين چنيني نه از انجمن صلاحيت دارند و نه از اداره كار. خودشان رفته اند و مستقيماً با دانشگاه قرارداد بسته اند .مانيز چندين بار نامه نوشتيم و اعتراض كرديم. چون اين شركت ها فعاليت نادرستشان به حساب شركت هاي خدماتي نوشته مي شود.
 صلاحيت چه تعداد شركت خدماتي را باطل         كرده ايد؟
غلامرضا صوفي : از مجموع 170 شركتي كه به آنها صلاحيت داديم. با بازرسي هايي كه از سوي انجمن صورت گرفته‌،‌صلاحيت 40 شركت را ردكرديم.
علي اكبر ابراهيمي : ديگر مثل سابق نيست كه اداره به تنهايي صلاحيت را صادر كند. خوشبختانه امروز با تعاملي كه با اداره كار وجود دارد بخشي از اين كار به انجمن واگذار است.
بر اساس چه معيارهايي صلاحيت صادر        مي كنيد ؟
علي اكبر ابراهيمي :اولاً بايد دفتر كار داشته باشند. حق و حقوق منشي را پرداخت كنند. بيمه شاغلين در دفتر ، ليست حقوق كه از طريق ادارات پرداخت      مي كنند بايد درست باشد. و مهم تر از همه اينكه حقوقها را دستي پرداخت نكنند. مطابقت كار و حتي متراژدفتر ... را بررسي مي كنيم و بعد از احراز شرايط لازم ، ما به اداره كار گزارش مي دهيم و سپس خود اداره كار بازرس مي فرستد براي بررسي مجدد. در صورتي كه هردو بازرسي حاكي از فعاليت درست باشد ، صلاحيت به صورت موقت يكساله صادر       مي شود. اين را نيز اضافه كنم كه اين پروسه صلاحيت، 2 ماه به طول مي انجامد.
سال گذشته چه تعداد بازرسي انجام داديد ؟
علي اكبر ابراهيمي : خيلي زياد ، بيش از 500 الي 600 بازديد.
و نتيجه اين بازرسي ها چه بود ؟
غلامرضا صوفي : پروانه فعاليت 40 شركت باطل شد، 100 شركت را نيز در 7 ماهه امسال از طريق اماكن پلمپ كرديم.
با شركت هايي كه صلاحيت ندارند و يا حتي پروانه فعاليت چطور برخورد مي كنيد؟ مثل همان شركتي كه مي گوييد مسووليت طبخ غذاي دانشگاه اروميه را عهده دار است بدون دريافت صلاحيت!
غلامرضا صوفي : طبق قانون و آنچه كه بر اساس قانون وظيفه ماست ، اعطاي صلاحيت به شركت هايي كه فعاليت حجمي و تنظيفي انجام مي دهند است.اما غذاخوري ها نه ! 
رحماني : طبق قانون انجمن نمي تواند اجباراً عضوگيري كند و نيز نمي تواند با عضويت يك نفر درصورت داشتن شرايط لازم مخالفت كند. پس شركت هايي كه ثبت شده هستند بايد بيايند عضو انجمن بشوند تا صلاحيت دريافت كنند . صاحب پروانه كسب ها هم همينطور.
اما اينكه شما مي گوييد وقتي كه شركتي صلاحيت ندارد و مجوزهم ندارد پس راه براي تضعيف حقوق كارگر باز مي گردد بايد بگويم كه ما عاري از تخلف نيستيم. اما درصد تخلف ما بسيار ناچيز است .حداقل در مقايسه با ساير مشاغل. مي توانيم همين الان با هم برويم به صورت سرزده به هر مكاني كه شما بخواهيد  و از وضعيت حق و حقوق كارگرش جويا شويم. يا حتي برويم به هيات حل اختلاف تا ببينيم در 7 ماهه امسال شركت هاي خدماتي چند شكايت دارند و بقيه چطور ! شما توجه داشته باشيد همين الان برادر زاده من با مدرك فوق ليسانس ماهيانه 120 هزار  تومان براي تدريس در يك مدرسه غيرانتفاعي حقوق      مي گيرد.
عطايي : اصلاً خود شما خبرنگار هستيد چقدر حقوق مي گيريد ؟
طبق قانون كار.
عطايي : چطور حقوقتان را دريافت مي كنيد ؟
به صورت دستي.
عطايي : خب اين اشتباه است.
رحماني : برويد بپرسيد كه شركت خدماتي چقدر عيدانه داده و ساير ادارات چطور و يا حتي خود اداره شما . حالا متوجه مي شويد كه آيا شركت هاي خدماتي حق خوري مي كنند يا سايرين . شركت خدماتي تضعيف كننده است يا ساير ادارات.    شركت هاي خدماتي چون بايد بيايند هر سال صلاحيت بگيرند ما فيلترهاي سختي بر اساس قانون وضع كرده ايم كه از هفت خان رستم سختراست. ماهم با شما هم عقيده ايم كه ممكن است ساليان قبل تخلفاتي صورت مي گرفت اما امروز شرايط بسيار فرق كرده است.
علي اكبر ابراهيمي : سال گذشته شركت مشهوري كه خواهان صلاحيت از انجمن بود اما به دليل تضعيف حقوق كارگرانش 80 نفر را واسطه كرده بود  اما انجمن صلاحيت نداد تا اين كه رفت و مشكلاتش را برطرف كرد.
در خصوص عدم امنيت شغلي چطور ؟ گويا اين مورد از فعاليت شما زياد جدي گرفته نمي شود.
غلامرضا صوفي : يادم نمي آيد شركتهاي خدماتي در دو سه سال اخير نفري را اخراج كرده باشند. چون ضمن اينكه بايد يك نفر جايگزين راپيدا كند بايد تمام حق و حقوق كارگر اخراجي را پرداخت كند. در ثاني در اين شرايط امروز جامعه اصلاً اجازه اخراجي داده نمي شود. و در صورت مشاهده مقامات بالا برخورد مي كنند.
رحماني : همه اين افراد حاضر در گفت و گو كار دارند. خبر بگيريد ، ببينيد كه آيا اين اشخاص دو سه نفر را توانسته اند با وساطت به اداره اي معرفي كنند؟! توجه بفرماييد. اكثر شاغلين شركتي يا سببي هستند يا نسبي .
اما خبر داريم كه غير اين است ؟
رحماني : به خود بنده كارفرما نامه نوشته و مي نويسند كه فلاني را معرفي كرديم، ترتيب اثر اشتغالش را بدهيد. ماده 17 مي گويد كارفرما حق هيچ گونه دخالتي در امور داخلي شركت را ندارد و نيز حق ندارد فردي را براي كار به شركت معرفي كنند .در ضمن بند دوم همين ماده 17 مي گويد كه كار فرما مكلف است تا حق و حقوق پيمانكار را سرماه پرداخت كند و اگر نتواند جريمه تاخير در پرداخت را بايد بپردازد. شما از اين دوستان بپرسيد كه كدامشان جريمه تاخير در پرداختها را گرفته اند هر كدامشان 500 الي 600 ميليون تومان از ادارات طلبكارند و ريالي دريافت نكرده اند.
غلامرضا صوفي : خوشبختانه در حال حاضر طرح رتبه بندي شركت ها با مشاركت اداره كار در دست اجرا و بررسي است و اين باعث مي شود تا شركتهاي كارا و فعال سرپا بايستند.
رحماني : پيش بيني مي كنيم كه 50 درصد شان از دور خارج شوند.
تا حالا چقدر پروانه كسب باطل كرديد ؟
غلامرضا صوفي : در دو سه سال اخير 200 پروانه ابطال شد. همچنين ادارات طبق بخشنامه استانداري موظف هستند تا از شركت هاي داراي صلاحيت و پروانه كسب جهت فعاليت دعوت به همكاري كنند. اما كسي اين را اجرا نمي سازد.
رحماني : حتي اداره كار نامه نوشته و از ادارات و ارگانها درخواست كرده تا به شركت هاي فاقد صلاحيت كار ندهند.ولي اما بازهم مشاهده مي كنيم كه اين شركت ها در مناقصات شركت مي كنندو برنده هم مي شوند.
در مناقصاتي كه برگزار مي شود آيا نماينده انجمن حضور دارد ؟
غلامرضا صوفي : نخير .اكثر ادارات عليرغم دستور و بخشنامه استانداري اجازه حضور نماينده انجمن را نمي دهند.
خب، پس اگر شركتي داراي صلاحيت باشد و در مناقصه اي حضور داشته باشد اما نماينده اي از شما نباشد، به راحتي مي تواند با صفر درصد سود برنده شود و از آن طرف براي جبران كسري خود حق و حقوق كارگر را تضعيف نمايد.
غلامرضا صوفي : نخير . حق و حقوقي از كارگر ضايع نمي شود.
اما پس چطور با صفر درصد سود مي خواهد عدالت برقرار كند ؟
غلامرضا صوفي : بحث صفر درصد مرسوم نيست و فقط در مناقصات شهرداري اين موضوع را مي بينيم . آنهم به دليل اين است كه آنها مي گويند ما كار را به كسي مي دهيم كه پايين ترين قيمت را بدهد.
عطايي : من خودم بارها در مناقصات شهرداري شركت كردم بحث صفر درصد را ديده ام. در واقع اين در شهرداري عرف است.
يعني شركت هايي كه در حال حاضر براي شهرداري اروميه مشغول كار هستند با صفر درصد سود كار مي كنند؟
فرهاد شفيع زاده : من به صراحت مي گويم كه يكي از همين شركت ها كه حق و حقوق كارگرانش را به درستي پرداخت نمي كرد.ما صلاحيت را به او      نمي داديم اما همين آقاي صحرانورد (قائم مقام خانه كار وكارگر) بارها واسطه شد تا به او صلاحيت بدهيم. اگر واقعاًخواهان رعايت حق و حقوق كارگر هستند پس چرا واسطه مي شوند؟
رحماني : موضوعي كه بنده هميشه به آن معترض  بوده ام . اين است كه متاسفانه دستگاههاي اجرايي به زعم خود براي صلاح دولت هر شركتي را كه قيمت پايين مي دهد ، كار را به او مي سپارند. بنده مي گويم  حق و حقوق كارگر را درست پرداخت كنندآن وقت هر كس قيمت پايين پيشنهاد داد كار را به او بسپارند.
  از اين دست موارد در استان ما زياد اتفاق مي افتد. چرا ما نمي آييم رقابت و بحث اصلي را برسود متمركز نمي سازيم ؟ خود دستگاههاي اجرايي حاضرند به راحتي حق وحقوق كارگر ضايع شود.
   ادامه مطلب در صفحه7
ادارات استان تا چه حد مشتاق و پيگير بحث تبديل وضعيت هستند؟
غلامرضا صوفي : تعدادي از ادارات انجام داده اند. با اين همه اين موضوع فقط در استان ما مطرح است. در ساير استانها شركت هاي خدماتي به راحتي كار     مي كنند.
پس در سطح استان ادارات زياد رغبت به اين كار را ندارند ؟
غلامرضا صوفي : اصلاً مگر ما اصل 44 را فراموش كرده ايم و توانايي بخش خصوص در انجام با كيفيت كارها با هزينه كمتر را . خب پس تبديل وضعيت به نوعي دوباره بزرگتر ساختن بدنه دولت است.
رحماني : من با يك مثال ساده برايتان روشن         مي سازم. ساليان نه چندان دور شهرداري خودش اقدام به نظافت همين شهر اروميه مي كرد. روزها و هفته زباله در سطح كوچه و خيابان انباشته مي شد. پارك ها رو به خشكي گذاشته بودند و ... اما حالا هر روز شهر نظافت مي شود. پاركها به زيبايي هرچه تمامتر هستند.
فرهاد شفيع زاده :مي خواهند شركت هاي خدماتي برچيده شود. بشود. ماهم قبول مي كنيم. اما تكليف كساني كه در اين شركت ها مشغول به كار هستند چه مي شود ؟ 17 هزار شرك خدماتي در كشور وجود دارد. شما حساب كنيد در هر دفتر 3 الي 4 نفر به طور مستقيم مشغول به كار هستند و براي خانواده هايشان نان آوري مي كنند.
رحماني : اصلاً كساني را كه تبديل وضعيت شده اند مگر ما نمي بينيم ؟ شما خودتان برويد و كيفيت كارشان را قبل و بعد از تبديل وضعيت ببينيد. حتي در خصوص حقوق و مزايا نيز قابل قياس با شركت هاي خدماتي نيستند.
علي اكبر ابراهيمي: خود كارگر مايل نيست مستقيماً با اداره قرارداد ببندد. چون آن وقت حقوق و مزاياي كمتري به نسبت شركت دريافت مي كند. ما گوشمان از اين حرفها كه مي گويند شركت هاي خدماتي پول كارگر جماعت را بالا مي كشند و ماشين مي خرند و  ... پر است.
من به اين نتيجه رسيدم كه اگر تخلفي از سوي  شركت هاي خدماتي انجام بگيرد. كار فرما كه همان دستگاههاي اجرايي باشند مطلع هستند چون حداقل حساب بانكي مشترك است و سيستم پرداخت ها با نظارت و تائيد آنها صورت مي پذيرد.
رحماني : ما مي گوييم اصلا تخلفي صورت نگرفته است هر كس خلاف اين را مي گويد بيايد ثابت كند.
غلامرضا صوفي : شركت هايي كه در يك دو سال اخير مشغول به فعاليت شده اند تخلفي انجام نداده اند هر كس مدعي است كه شركت هاي خدماتي متخلف هستند با سند و مدرك بيايد جلو نه با حرف!
عطايي : به مناظره دعوت مي كنيم هر كس را كه مدعي است.
رحماني :آقاي صحرانورد ادعا دارد كه 5 هزار شكايت از شركت هاي خدماتي صورت گرفته است.بيايد و 5 نفر را معرفي كند. به غير از بحث تاخير در پرداخت حقوقها كه آن هم به دليل كوتاهي كارفرما و ادارات است.تخلف ديگري به استناد آراء هيات حل اختلاف صورت نمي گيرد.
غلامرضا صوفي : تمامي شكايتهادر اداره كار ثبت مي شود.
علي اكبرابراهيمي : بنويسيد كه صحرانورد در جايي گفته بود كه 99 درصد آراء هيات حل اختلاف منجر به اخراج كارگران مي شود ،‌بپرسيد كه اين آمار را از كجا آورده است؟آمارهاي خود اداره كار غير اين را مي گويد. در ثاني تمامي شكايتها منجر به سازش مي شودو بيشتر شكايتها از شركت هاي خدماتي براي بهره مندي از حق بيمه بيكاري است.
فرهاد شفيع زاده : اگر آقاي صحرانورد مدعي هستند كه شركت هاي خدماتي تخلف مي كنند پس چرا به اتحاديه و انجمن گزاش نمي كنند.
علي اكبر ابراهيمي: چرا خودش (صحرانورد) از شركت متخلف حمايت مي كند؟
رحماني : با فيلترهاي سختي كه انجمن به طور قانوني جهت دريافت صلاحيت براي شركت هاي خدماتي منظوركرده تخلفي صورت نمي گيرد اگر هم باشد زيريك درصد است.
و اما سخنان پاياني .بهتر است صحبتها را جمع بندي كنيم تا به يك نتيجه اي برسيم.
علي اكبر ابراهيمي : هر كس ادعا دارد كه ما كم حقوق پرداخت كرده ايم. لازم نيست ثابت كند ما خودمان ثابت مي كنيم كه درست پرداخت        كرده ايم.
غلامرضا صوفي : آمارهايي كه داده مي شود خواهش داريم دقيق باشد و قابل اثبات . اينطور نباشد كه هر كسي خودسرانه آمار 5 هزار شكايت يا غيره را بدون آنكه دليل منطقي پشت سرش باشد، ارائه نمايد.
فرهاد شفيع زاده :آخر مگر مي شود 4 هزار كارگر داشته باشيد و 5 هزار شكايت موجود باشد ؟
رحماني : كساني كه آمارهاي غلط از فعاليت شركت هاي خدماتي مي دهند ، منصف نيستند. لااقل از يك منبع موثق آمار بگيرند. چرا با حيثيت تعدادي بازي مي كنند؟ در ضمن مگر ما چه       كاره ايم كه مخالف تبديل وضعيت باشيم هر كس بخواهد انجام بدهد اين به ما ارتباطي ندارد. ما ادعا داريم كه تخلفي از سوي شركت هاي خدماتي صورت نگرفته ، حال شايد باشد و ما متوجه نباشيم اما هر كس ادعا دارد بيايد و دو نمونه رامعرفي كند تا ما صلاحيت شركت متخلف را باطل كنيم . اما خواهش داريم كه غير واقعي و غير منصفانه شركت هاي خدماتي را مورد هجمه قرار ندهند. ازشما هم تقدير و تشكر مي كنيم كه بالاخره مكاني و كسي پيدا شد تا حرفها و درد دلهاي ما را بشنود. ما شده ايم كيسه بوكس . هر كس دلش خواست مي آيد و ما را مورد حمله قرارمي دهد.
غلامرضا صوفي : جا دارد ازاداره كار بخاطر تعامل و همكاري خوبي كه با انجمن و اتحاديه دارد تشكر كنيم.قاطعانه عرض مي كنم اگر تعامل و مشاركت اداره كار نبود ، شركت هاي خدماتي ساماندهي   نمي شدند. اسكندر خنجري خبرنگار هفته نامه كوشا

ببخشيد،اين نزديكي ها دستشوئي كجاست ؟

گزارش اين هفته را قصد داريم با حرفها و گفته هاي مستند يكي از دوستان آغاز كنيم تا خيال نكنيد كه خداي نكرده ما هميشه با مسئولين قصد و غرض داريم.
دوستي كه در يكي از پاساژهاي شهر اروميه مغازه فروش البسه دارد ،‌نقل مي كرد كه فردي باكت و شلوار خاكستري و پيراهن سفيد و قد نسبتاً بلند ، ظاهر آراسته اي داشت ،اما از قدم هاي نامرتب و ابروهاي گره كرده و پيشاني چين خورده او به راحتي مي شد فهميد كه اوضاع روبه راهي ندارد . لپ هايش گل انداخته بود و صورتش از فرط قرمزي يواش يواش داشت كبود مي شد ، با حالتي كه به سمت ما مي آمد ابتدا فكر كرديم براي درخواست كمك و استمداد به محل كا رپناه آورده است. به ما كه رسيد با همان چهره درهم و قد و قامتي كه تقريباً از وسط نصف شده بود‌، گفت: ( ببخشيد اينجا دستشوئي داريد؟)
آدمي كه از سرويس بهداشتي محل كار ما بيرون آمد با آن آدم قبلي بسيار متفاوت بود. لبخندي نثارما كرد و گفت: خيلي لطف كرديد .اين دوست ما تعريف     مي كرد كه از اين گونه موارد براي هر كدام از همكاراني كه چند دقيقه اي را در محوطه بيروني محل كار ما مي گذرانند بارها و بارهاپيش آمده البته با اندكي تغيير و تفاوت.

  گزارش از اسکندر خنجری کوشا  : فكر كنم هم تيتر گزارش و هم مقدمه اي كه گفتيم ، موضوع اين هفته ما را به طور اظهر من الشمس برايتان روشن ساخت. ( دسترسي آسان و با كيفيت شهروندان به سرويس هاي بهداشتي به عنوان ابتدائي ترين امكانات زندگي شهري مطرح مي باشد). اگرمايل باشيد مي خواهيم وضعيتي را كه در حين گلاب به رويتان‌، تاخير در پيدا كردن يك دستشوئي دنج با آن مواجه مي شويد ، برايتان به قلم بياوريم.
الهي سردشمنتان هم نيايد. بد دردي است كه عينهو مرغ سركنده وسط خيابان بال بال بزنيد و خودتان را به در و ديوار بكوبيد. آخر سرهم با لب و لوچه آويزان از گوشه ديوار پياده راهي منزل شويد.
اما چه كار مي شود كرد كه يكي از بزرگترين مشكلات مردم همين بحث عدم دسترسي به سرويس هاي بهداشتي در اكثر مناطق شهر اروميه است. تابدان جا كه آدم گرفتار حاضر مي شود نصف عمرش را بدهد و چند دقيقه اي يك دستشوئي را قرق كند !
شما مطمئناً بارها و بارها اين سوال را پرسيده و يا از مردم شنيده ايد كه ( ببخشيد اين نزديكي ها دستشوئي كجاست ؟) پاسخي كه داده و شنيده ايد را هم ما كم و بيش حدس مي زنيم.
حتما مي پرسيد قحطي سوژه بوده كه رفتيم سراغ سرويس بهداشتي و دستشوئي ! عجالتاً اين را به خاطر داشته باشيد كه 28 آبان ماه هر سال به نام روز جهاني توالت نامگذاري شده و يادتان هم باشد كه تمام  دنيا اين روز را جشن مي گيرد و ويژه برنامه هاي خاصي را تدارك مي بينند.
 اگر جزو بيماران ، سالمندان ،كودكان و يا حتي پاركبانان و ماموران راهنمايي و رانندگي و رانندگان تاكسي باشيد كه به خوبي درك مي كنيد چرا رفتيم سراغ اين سوژه بعضاً بد بو! شهروندان عادي ممكن است شرايط دشوار و تحمل درد تاخير در رفتن به دستشويي را گهگاه تجربه كنند ، اما براي اين اقشاري كه در بالا آمد و تقريبا اكثر ساعات روز را در حين انجام وظيفه در سطح شهر هستند ، نبود سرويس بهداشتي به مشكلي هميشگي تبديل شده است. ما به شما پيشنهاد مي كنيم تا در 28 آبان ماه به يك نفر كادو بدهيد نگران برخورد مردم هم نباشيد. بعد از مدت كوتاهي روز جهاني توالت همانند روز والنتاين جاي خودش را در دل مردم باز مي كند ! به امتحانش مي ارزد.
دستشوئي هاي عمومي ؛كثيف و كمياب
شايد شما هم با ما هم عقيده باشيد كه هيچ ساختماني در شهر به اندازه دستشوئي هاي عمومي مهجور نيستند.مكانهايي كه همه به ضرورت وجودشان آگاهند ،‌اما حاضر نيستند هرگز به رسميت بشناسندشان و حق مطلب را در موردشان ادا كنند . مگر از سراضطرار باشد كه كسي گوشه چشمي به دستشويي افتاده در گوشه خيابان بيندازد ؛در ثاني كدام مدير شهري حاضر است اعتبار مديريتي خود را پاي ساماندهي توالت هاي عمومي هزينه كند؟
در همين شهر خودمان آيا تا به حال در راهروهاي همين دستشوئي هاي كمياب و كثيف مسوولي را ديده ايد ؟جل الخالق عجب سوالي پرسيدم ،‌اينكه پرسيدن ندارد‌، مسوولين شهري اروميه وقت سرخاراندن ندارند چه برسد به اينكه بخواهند در خيابان هاي شهرآن هم با پاي پياده قدم بزنند اگر يك وقتي هم كار به اضطرار كشيد بروند و از سرويس هاي بهداشتي كه خودشان مسوول ساماندهي شان هستند ،‌استفاده كنند ! در كل ما مديري را كه به اهميت اين موضوع پي ببرد كم داريم و با خلاء مديريتي در اين زمينه مواجه هستيم.
363 چشمه سرويس بهداشتي براي اروميه
معاون خدمات شهري شهرداري اروميه كه چندي قبل عملكر 7 ماهه اين حوزه را در سايت اطلاع رساني شهرداري در معرض ديد عموم قرار داده بود ، در هيچ كجاي گزارش نامي و يادي از اين توالت هاي عمومي نبرده بود. در اين گزارش به اصطلاح عملكرد از همه چيز سخن به ميان آمده بود الا سرويس بهداشتي ! براي همين منظور در تماسي تلفني از او آخرين وضعيت سرويس هاي بهداشتي شهر اروميه را جويا شديم.
محمدستارپور به ما گفت : در حال حاضر در 47 نقطه شهر اروميه سرويس بهداشتي احداث شده است. وي تعداد اين سرويس هاي بهداشتي را 363 چشمه برآورد كرده و افزود : علاوه بر توالت هاي عمومي ثابت ،2 دستگاه اتوبوس نيز با تغييركاربري كه بر روي آنها صورت گرفته ، هر كدام با 5 چشمه سرويس بهداشتي در سطح شهر اروميه در حال تردد و خدمات رساني هستند.
معاون خدمات شهري شهرداري همچنين اين را نيز اضافه كرد كه در سال جاري 7 باب سرويس بهداشتي احداث شده و مابقي احداث ها مي ماند براي سال آينده.
وي با اشاره به اينكه در سال آينده برنامه ويژه اي براي اين موضوع از سوي شهرداري در نظر گرفته شده است ،ابراز اميدواري كرد تا در سال آينده بر تعداد اين توالت هاي عمومي سطح شهر افزوده شود.
اتوبوس دستشوئي راهگشا نيست !
معمولاً شيوه هاي ما در اجراي برخي از موضوعات در نوع خودش جالب و در خور توجه و بعضاً آموزنده است و اگر روزي روزگاري قصدر داشتيم دانش بومي خودمان را به فرا سوي مرزها ارسال بداريم     مي توانيم اين اتوبوس دستشوئي را هم در نظر داشت . فكرش را بكنيد اتوبوس سواري و از آن طرف سرويس بهداشتي!
اگر از مشكل كمبود سرويس بهداشتي در سطح شهر، مراكز خريد ، نبود بهداشت لازم در اندك سرويس بهداشتي هاي موجود، سرويس بهداشتي كانكسي و... بگذريم ، نمي توانيم بيخيال اتوبوس سرويس بهداشتي شويم كه بدجور تو ذوق مي زند. مگر هزينه ساخت يك سرويس بهداشتي شكيل و ترو تميزدر مركز شهر اروميه و يا در چند خيابان شهر چقدر آب مي خورد كه مسوولين حاضرند اتوبوسي را كه به اندازه كافي در خصوص جابجائي مسافر با مشكل مواجه است تغيير كاربري بدهند و از آن به عنوان سرويس بهداشتي استفاده كنند؟!
يك معضل جهاني
برخلاف تصور خيلي ها كه فكر مي كنند سرويس بهداشتي موضوعي لوكس است و در ميان صدها معضل ريز و درشت شهري شايد ازچندان اهميتي برخور نباشد ، اما بسياري ازكشورهاي دنيا از سال ها پيش با درك اين ضرورت به فكر راهكارهاي اساسي در اين زمينه افتاده اند و حتي سرمايه گذاري در اين بخش را با توجه به ارتباط تنگاتنگي كه با سلامت و پيشگيري از بيماري ها در انسانها دارد به طور جدي در دستوركار قرار داده اند.
آمارها مي گويند تقريبا يك سوم جمعيت جهان يعني حدود 2/6 ميليارد نفر به توالت بهداشتي دسترسي ندارند و اين مساله هر سال به مرگ ميليونها نفر به علت بيماريهاي واگيردار از راه آب مي انجامد.
و ثانياً سالانه 1/5 ميليون كودك در جهان به علت دسترسي نداشتن به سرويس بهداشتي مناسب به اسهال مبتلا مي شوند.اين را نيز از بابت اينكه كمي حال و هوايتان عوض شود به خاطر داشته باشيد كه انسان به طور متوسط 3 سال از زمان عمرخود را در توالت به سر مي برد و اين يعني اينكه مسوولين شهري و غير شهري مي بايست در يك حركت ويژه جنبشي را براي ساخت توالت هاي تميز و ميهمان نواز تدارك ببينند.
تجربه ساير كشورها
شهر ادينبورگ پايتخت اسكاتلند با 450 هزار نفر جمعيتي كه در خود جاي داده ،32 ساختمان توالت عمومي رايگان براي شهروندانش در سطح شهر دارد كه هر يك به فراخور مكان و فضائي كه در آن قرار گرفته اند خدمات و امكانات متنوعي را در اختيار شهروندان اين شهر قرار مي دهد ،‌در سايت رسمي شهرداري ادينبورگ و در بخش خدمات رفاهي شهروندان ، از 32 توالت عمومي در سطح شهر نام برده شده و ايميل ، تلفن و آدرس ساختمان توالت عمومي با نقشه براي دسترسي آسان در اختيار شهروندان قرار گرفته است. جل الخالق مي بينيد حتماً داريد در ذهنتان آخرين باري كه يك توالت عمومي در سطح شهر اروميه را ديديد و يا از آن استفاده    كرده ايد را با اين توالت هاي ايميل دار مقايسه        مي كنيد. مطمئن هستيم كه به نتايج خوبي دست يافتيد. حالا ما بخاطر اينكه مسوولين،بيش از اين دچار شرمندگي نشوند از ساير مزاياي سرويس هاي بهداشتي شهر ادينبورگ از جمله امكانات براي معلولين ، كودكان ، مكان لازم جهت عوض كردن پوشك نوزادان و... صرف نظر كرديم تا شما هم بيش از اين شوكه نشويد.
من هم همزمان با شما در يك چشم به هم زدن توالت عمومي يكي از پارك هاي شهر اروميه كه دست بر قضا با ساختمان شهرداري منطقه 3 اروميه هم همسايگي دارد را از ذهن گذراندم. سرويس بهداشتي در يك كانكس ،فاقد حتي مايع دستشويي و معتادي كه وظيفه نظافت آن را بر عهده داشت و در كنار اين نظافت ، جلو درب آن مشغول سيگار فروشي هم بود. شوكه نشويد !
پيشنهادات ما براي شما
اول اينكه اگر موقعي در وسط خيابان آن درد كمرشكن سراغتان آمد و تاچندفرسنگي به دستشويي عمومي دسترسي نداشتيد ، در چنين اوضاعي اگر با صداي بلند آواز بخوانيد تحملتان بيشتر مي شود ، راست و دروغش با آنهايي كه نقل كرده اند ، اما امتحان كردنش هم ضرري ندارد !
راهكار بعدي اينكه هر كجا مشكل دستشوئي رفتن پيدا كرديد و امكان دسترسي به سرويس هاي بهداشتي ميسر نبود ، نگران نباشيد و سريعاً به منزل برگرديد به همين راحتي .. اما اگر امكان برگشت به منزل نبود و از اهل و عيال خجالت مي كشيد ، باز هم نگران نباشيد،فقط آدرس اين سرويس بهداشتي هاي مستقر در چند پارك و خيابان شهر اروميه را هميشه همراه خود داشته باشيد و به اولين تاكسي كه از كنار شما رد شد بگوييد دربست ، به همين سادگي .
هزينه دربستي بالا و زمان هم كم داريد ؟
پس اگر خودروشخصي داريد سعي كنيد يك توالت  مكانيزه در پشت آن تعبيه كنيد.
فرموديد ! خودرو شخصي هم نداريد؟
خب راه حل سوم، هم ارزان است و هم خودرو شخصي نمي خواهد ، به منزل يكي از اهالي آن منطقه برويد و خواهش كنيد به شما اجازه بدهند از سرويس بهداشتي منزلشان استفاده كنيد.
جانم! @خجالت مي كشيد و اين حركت زيبنده شما نيست ؟
خب قبل از خروج از منزل و در تمام مدت حضور شما در بيرون ازمنزل از خوردن و آشاميدن اجتناب كنيد .البته اين دفعه حق با شماست بچه ها را چه كنيم؟
خب شما كه نه پول داريد و نه خودرو شخصي و نه رويتان مي شود به ديگران مراجعه كنيد ، در ضمن بچه هم كه داريد ،چرا اصلاً ازمنزل خارج مي شويد و اين همه توقعات بي جا از مسوولان داريد ؟ در ضمن اگر شما از منزل خارج نشويد ‌،نه تنها مشكل سرويس هاي بهداشتي بلكه مشكلات ترافيك ،‌اتوبوس ،‌تاكسي ،خودروهاي سواري شخصي و... نيز برطرف مي شود .لطفا يك مقدار همكاري كنيد!اسكندر خنجري خبرنگار هفته نامه كوشا

نان را به نرخ روز خوردن!

( بسيار عذر مي خواهم جناب آقاي رئيس! هيجان قلبي ام غليان كرده كه صحبت هاي گران بهاي شما را قطع كردم.جناب آقاي... حضرت عالي مستحضر هستيد بنده تمام توفيقات كسب شده در زندگي ام را مديون ارشاد و هدايت هاي پدرانه شخص شخيص آن مقام پر ارج و والا مي دانم. بنده طي سالهاي خدمت همواره مطيع فرامين شما بوده و هستم ، بركت وجود مستطاب شما موجب دلگرمي قاطبه كاركنان بوده است.افتخار مي كنم هميشه سايه پايدار حضرت عالي بر سر ما زير دستان شما تابندگي داشته باشد! ) (قابل ذكر است كه اين مدير 2 ماه است كه به اين سمت نائل شده است.)
از خواندن اين مقدمه چه حسي به شما دست داد؟   مي فرمائيد حالتان به هم خورد؟شايد هم من اين طور شنيدم كه مي گوييد اين بيانات گرانبها را بارها و بارها در محيط هاي مختلف شنيده و احيانا به كار بسته ايد.
راستش را بخواهيد بهانه هاي اصلي ما در پرداختن به موضوع اين هفته دو دليل عمده داشت ، يكي اينكه يكي از دوستان تعريف مي كرد كه ( فاميل ما مدرك فوق ليسانس كشاورزي دارد و مدتهاست كه بيكار است ، بنده خدا پسر سر به زير و خداترس و رك گويي است و شايد هم چون اهل چرب زباني نيست تا حالا مشغول به كار نشده است. )
اين دوست ما ادامه مي داد : اين فاميل ما هر جا كه رفته سر كار ، دو سه ماه طول نكشيده اخراج شده و دليل اصلي اش هم نبود امتياز چرب زباني و چاپلوسي و پاچه خواري براي شخص مسئول و از آن طرف پارتي بازي و فوران امتياز ويژه چاپلوسي در عده كثيري از كاركنان شاغل با او بوده است.
اما دليل دوم كه باعث شده تا ما به سراغ موضوع چاپلوسي در بين مردم و بويژه در ميان كاركنان برويم ، بر مي گردد به همايشي كه همين كمتر از يك ماه قبل در اروميه برگزار شد. مجري اين مراسم كه دست بر قضا حسابي در حوزه تملق و چاپلوسي يد طولاني و خود حساب تاليفات ارزنده اي است ،از همان آغاز مراسم چنان به مدح و ستايش مهمانان ويژه پرداخت كه حاضرين در سالن نيز آزرده خاطر كرد.
اين مجري محترم آن چنان غرق در ستايش يكي از مهمانان  بود كه به طوركل فراموش كرده بود فردي كه در مقام چاپلوسي براي او برآمده ، هم سن و سال خودش است. او در تمجيد و ستايش اين مهمان ويژه كه ازتهران آمده بود گفت :» اين پدر پير ما بسيار دلسوزانه فعاليت مي كند«. دست آخر اين بنده خدا مهمان ويژه بر روي سن آمد و ضمن تشكر از حسن توجه خاص مجري ، به او گفت كه من آنقدر ها هم كه مي گوييد پير نيستم!
تملق ، آفت رفتار و مديريت
مجيد ابهري ، آسيب شناس و رفتارشناس اجتماعي در تعريف لغت تملق مي گويد : تملق در لغت به معناي اظهار دوستي و علاقه ظاهري و زباني است كه از فروتني گوينده حكايت دارد. معني تملق، گفتاري نرم و لطيف است كه در هوا خواهي و تقويت از ديگري آشكار مي شود. از اين روشخص متملق به آنچه كه در قلب خود ندارد تظاهر مي كند، در واقع تملق نوعي رفتار منافقانه و دورويي است كه مخاطب را در ارزيابي و شناخت به اشتباه مي اندازد تا او متملق را دوستدار خود حساب آورد.
وي ادامه مي دهد: در ادبيات گفتاري فارسي كلمات ديگري نيز وجود دارند مثل چاپلوسي ، مدح ،ثنا ،تعريف ،تمجيد ، تحسين و تحليل كه هيچكدام به اندازه تملق و چاپلوسي كاربرد سوءاستفاده ندارند.
ابهري با بيان اينكه چاپلوسي يعني خوشامدگويي همراه با چرب زباني و فريبكاري ، افزود : چاپلوس كسي است كه با ظاهر آراسته تلاش مي كند تا مخاطب را جذب كند. در داد و ستد ها ، ديد و  بازديد هاي شغلي ، اداري ، فاميلي و دوستانه با افرادي مواجه مي شويم كه بيش از حد متعارف به ديگران احترام مي گذارند ، به اين گونه افراد كه بدون شناخت يا علاقه به ديگران با گفتاري نرم و شيرين ،زبان به تعريف و تعارف باز مي كنند چاپلوس       مي گويند.
اين آسيب شناس اجتماعي معتقد است چاپلوس در مديريت يكي از آفت هاي بزرگ است چرا كه باعث خود فراموشي ، خود بزرگ بيني و خود خواهي در فرد مقابل مي شود يا افراد متملق زمينه هاي انتقاد درست و منطقي را از بين مي برند تا آنجا كه از نگاه رفتارشناسي براي يك مدير يا يك دوست ديگرگوشي نمي ماند تا راهنمايي ها و دلسوزي هاي مخلصانه را بپذيرد.
 مجيد ابهري تاكيد مي كند: باز گذاشتن زمينه انتقاد سازنده و انتخاب مشاورين دلسوز و صادق ، شناخت خود و نقاط ضعف و قوت خود ، مهم ترين گام هاي رفتاري در پيشگيري از تملق است ، اگر فرهنگ تملق در يك سازمان گسترش يابد ،زمينه براي خدمت افراد مخلص و متعهدتنگ شده و كار به دست متملقان و زبان بازان مي افتد آن گاه سراب كاذب جاي واقعيت را مي گيرد ، شكست پيروزي ، خوب ها بد و صداقت ها خيانت نمايش داده مي شود.
نان را به نرخ روز خور!
آدمي كه حيثيت و نفس انساني اش را ولو در نگاه آشنايان و همكاران خرد مي كند در مقابل شخصي به هر صورت توانمند و داراي تيتركلاسيك و يا سازماني تبديل به يك موجود ذيروح مفلوك       مي شود تا مثلا مشغول كاري شود،رتبه بگيرد ، ارتقاء پست نصيبش شود و ياخلاصه به اصطلاح نورچشمي فلان مدير و بهمان صاحب كارخانه و... شود، اين آدم هيچ گاه مورد اعتبار اخلاقي و دلبستگي از سرصدق و صفا واقع نمي شود.»نان را به نرخ روز خوردن« اصطلاح ديرينه اي است كه مي شود به او داد.
بار ها و بارها پيش آمده كه استاندار براي افتتاح پروژه يا حضور در مراسمي شركت مي كند. از مجري مراسم گرفته تا مسوول مربوطه هر يك در كلام و عمل آن چنان در مقام تعريف و تمجيد از شخص استاندار بر مي آيند كه سخنان وي بيش ازآنكه تداعي كننده نيت قبلي او باشد ، نشانگر حد اعلاي چرب زباني براي خود شيريني ، سمبل كاري و اهمال كاري دايره عملكردو وظايف خودش است.
يكي از دلايل اوليه كه براي بروز پديده تملق و چاپلوسي عنوان مي شود ، گدايي شخصيت است. زيرا كه آدم با اعتماد به نفس، فعال ، صادق و متوسل به خداوند بخشنده و روزي رسان ، به هيچ عنوان و شرطي براي حال و مقام ومعيشت مناسب ، سر به تعظيم و تعريف تا سر زانو خم نمي كند. بارها پيش آمده كه در محيط هاي اداري مخصوصا ، كارمندان متملق تا زماني كه جناب رئيس و مدير كل بر مسند خود پايدار است ، وي را ستايش مي گويند و حاضرند تا براي كسب جايگاه بالاتر و يا حتي حفظ اندك مكان فعلي خود ، وي را پرستش نمايد اما بمحض اينكه جناب رئيس از مسند رياست پايين كشيده مي شود ، نه تنها جواب سلام او را نمي دهند بلكه زمينه هاي تخريب اورا نيز اين بار با دسيسه چيني فراهم مي كنند.
سخن بزرگان
امام علي (ع) در خصوص مذمت چاپلوسان فرمود: بر چهره ستايشگران و اندام چاپلوسان خاك بيفشايند و يا اينكه از دوست داشتن چاپلوس و ستايشگر بر حذر باش زيرا اين لحظه از حساس ترين لحظات براي نفوذ شيطان است تا بدان وسيله كار نيك نيكوكاران را ضايع كند.
امام خميني (ره)بيان بسيار انديشمندانه اي در صفحه363 درباره طرد چاپلوسان توسط مسوولان دارند تا مبادا اندك اندك متملقان و چاپلوسان در پست هاي كليدي نفوذ كرده و به عنوان مشاوران نزديك شناخته شوند.
   ايشان مي فرمايند : به خدا بايد پناه برد واز او استمداد كرد. همه دست اندركاران به ويژه رئيس جمهور بايد از چاپلوسان دغلباز و زبان بازان حيله گر برحذر باشند ومشاوران خود را از اشخاص سابقه دار كه تعهدشان قبل از انقلاب مشهود بوده است انتخاب كنند.
خود اين بزرگوار در مقابل تعارفات يك فرد ايستادگي كرده و اجازه ندادند اين روش در نظام جمهوري اسلامي گسترش يابد.با توجه به عدم تمايل امام به شنيدن تعريف و تمجيد كه ايشان فرمودند من بايد فرض كنم كه يك فردي از افراد جامعه هستم ، آنچه هست از خداي تبارك و تعالي است ، همه كارها و زمام همه اموردر دست اوست و ما هيچ و هيچ اندر هيچ هستيم. (صفحه 470 صحيفه امام )
چاپلوسي را همگان معتقدند كه مانع پيشرفت خلاقيت ، باور كاذب مديران ، نوعي باج دادن ، آفتي از آفت هاي مديريت ، پديده اي از فرهنگ گذشته ،رفتار شگفت آور ، پلكان افراد ناتوان، آفت وابستگي به تشويق و نشانه هاي يك مدير ضعيف است اما همين همگان بر اين باور هستند كه چاپلوسي و تملق اگر چه ناپسند اما پر طرفدار است. و جان نثاران دروغين امروزي نوادگان همان جانثاران دروغين گذشته هستند كه در دربارپادشاهان نان را به نرخ روز مي خورند!اسكندر خنجري خبرنگار هفته نامه كوشا

( صرف يك استكان چاي تلخ ) معاون استاندار در ضيافت شهرسازان

سومين نشست تخصصي شهرسازي استان با سرذوق آمدن معاون امور عمراني استاندار آذربايجان غربي همراه بود. اين نشست تخصصي كه به مناسبت روز شهرسازي و با تاخيري دو هفته اي درمحل سالن اجتماعات سازمان نظام مهندسي ساختمان برگزار گرديد با حواشي جالبي همراه شد.
نخست آن كه محوريت برگزاري اين نشست به اصطلاح تخصصي  ( فضاهاي عمومي در جوامع ما ) بود اما آن چه كه در مباحث ارائه شده ديده و شنيده نشد ، همين موضوع بود. از معاون آموزشي دانشكده هنر دانشگاه اروميه گرفته تا معاون امور عمراني استاندار هيچ كدام به صورت تخصصي وارد اين مقوله نشدند.
دوم  آن كه در اين نشست تخصصي شهرسازي نه از مدير كل مسكن و شهرسازي استان خبري بود ،نه از فرماندار و شهردار شهر اروميه.عليرغم دعوت از دو نفر نخست ،هيچ كدام در جلسه حاضر نبودند و اين مي تواند حاكي از يك »سطح پايين نشست و دوم عدم توجه به مقوله شهرسازي از سوي غايبين در جلسه. اما پرحاشيه ترين قسمت اين نشست به سرذوق آمدن سيد جواد محمودي معاون امور عمراني استاندار بود. وي هنگامي كه پشت تريبون آمد ، بر خلاف عادت هميشگي كه معمولاً بدون دست نوشته سخنراني مي كند،اين بار با يك دست نوشته كاملاً ادبي آمده بود تا بلكه از طريق زبان ادب بتواند اوضاع رقت بار شهرسازي در استان را به گوش حاضرين بويژه دانشجويان رشته شهرسازي برساند.
سابقه شعرگويي و شعرخواني معاونين استاندار در آذربايجان غربي آن هم در بين معاونين سياسي و عمراني برمي گردد به محمدزاده معاون سياسي استاندار سابق . وي در لحظات پاياني دوران مسئوليتش آن چنان طبع شعرش گل كرده بود كه در هر محفلي حاضر مي شد سعي مي كرد حاضرين را با شعرخواني اش به سر شوق بياورد. و در دوران استانداري وحيدجلال زاده نيز ، علاوه بر ابراهيم     فتح الهي كه دستي بر آتش شعر و ادب دارد ، از ما بقي معاونين خبري دال بر شعر خواني و دكلمه سرايي شنيده نشده بود تا اينكه بالاخره سيد جواد محمودي با قرائت يك قطعه ادبي علاه بر اينكه دلخوريش از اوضاع لجام گسيخته شهرسازي استان را بيان نمود به اين نيز معترف بود كه حق شهرسازان در ميان ساير اركان  نظام مهندسي پايمال شده و بخشي از اين پايمالي بر مي گردد به خود او.
ما نيز خالي از لطف ندانستيم تا بخش هايي از قطعه ادبي او را براي شما نياوريم !
 »من در شهر گم شدم - در كجاي شهر ، من خود را جا گذاشتم ، نمي دانم !
گويي خيابانهاي شهر هم با من غريبي مي كنند ديگر ديوارهاي شهر با من سخن نمي گويند.من شهر را گم كرده ام يا شهر مرا ؟ نمي دانم شايد بخاطر چندين و چند سالي است كه از شهرم دور بوده ام اما حتي محله پدري هم با من غريبي مي كند. بجاي آن ساختمان يك طبقه پر از خاطره كه قريب بيش از 20 سال را در آن زندگي كرده ام ، اكنون ساختمان بلندي مثل يك ديوار سرد بلند قد برافراشته و هر چه او سربلند كرده من خميده تر شده ام.
محمودي در ادامه يادي هم از قصاب محله قديمي شان كرده و مي گويد : »خوش بحال آنهائي كه هنوز به قصابي جمال آقاي محله ما سر مي زنند. فرصت مغتنمي است حال و احوالي از دوستان بپرسي و او ، فيله و راسته برايت كنار بگذارد.خوش بحال دوستاني كه البته جيب پر پول دارند تا به جمال آقا سلامي  دهند.
معاون استاندار كه در هنگام قرائت اين قطعه ادبي چشمانش برق مي زد و حاكي از يادآوري خاطرات گذشته اش و يك نوستالژي بود‌، ادامه داد : »مرا عفوكنيد! در خاطرات كودكي مانده ام ، آخر امروز از شهر هيچ ندارم بگويم. شهر توسعه يافته مدرن امروزي كه در آن گم شده ام بهتر كه هيچ گونه نگويم «.
»شهري مي خواهم كه من را حرمت كند!در مدرنيته غرق نشود! بشود صداي دوست را از ميان صداهاي ناهنجار توسعه بازشناخت و فرصتي داشت براي صرف يك استكان چاي تلخ با دوست قديمي درد آشنا«.
قطعه ادبي سيدجواد محمودي به همين يكي دو پاراگراف ختم نشد ، او در ادامه با همان زبان ادبي معماران شهرساز را به ترسيم يك بوم رنگ نقاشي كه خلق آن در دستان آنهاست دعوت كرد.
معاون استاندار علاوه بر اين قطعه ادبي در بخش دوم سخنان خود،شهرسازان را به مبارزه جهت گرفتن سهمشان از توسعه شهري طلب كرد.
وي يكي از دلايل عقب ماندگي فضاي شهري از شيوه كار آمد و صحيح را ، زيرپاگذاشتن نقش شهرسازان و نيز دوري دانشگاه و مديريت اجرايي و عمراني استان دانست و ضمن اعتراف به اين نكته كه نتوانسته آن طور بايد و شايد در مقابل عده اي كه او معتقد است شهر را براي خودشان به يك بنگاه تجاري تبديل كرده اند مقاومت كند ، خواهان مشاركت فعالانه و هر چه بهتر شهرسازان در ساختن يك شهر توسعه يافته ، انسان محور و زيبا شد.
سيد جواد محمودي گفت: باورمان باشد كه رفتار مردم بازتابي از طراحي محيط شهري است.
رئيس سازمان نظام مهندسي ساختمان استان نيز از لحظه اي كه پشت تربيون رفت تا زمان پايان سخنانش ، در مقام تمجيد و تعريف از سازمان نظام مهندسي ساختمان آذربايجان غربي برآمد.
هاشم زاده در ميانه هاي صحبت خود به اين نكته اشاره كرد كه حال حاضر در نظام مهندسي ساختمان سراسر كشور ، با توجه به ميزباني استان در سال گذشته از مسوولين نظام مهندسي ساختمان سراسر كشور و تصويب آئين نامه اجرايي در راستاي افزايش كيفيت ساختمان ، از اين آئين نامه با عنوان ( منشور اروميه ) ياد كرد و گفت كه اين آئين نامه يا همان قطعنامه در سطح كشور با اين عنوان شناخته شده است.
اگر چه وي خود نيز معترف بود كه سخنران خوبي نيست و بيشتر يك فرد كارگاهي است ، اما با اين همه سخن گفتن از نقش ارزنده نظام مهندسي ساختمان استان آن هم در مقابل دانشجويان شهرسازي كه فردا روزي زير چتر همين سازمان قرار خواهند گرفت   نمي تواند محلي از تائيد داشته باشد . چه بهتر بود كه هاشم زاده علاوه بر اينكه به منشور اروميه اشاره داشت گوشه چشمي نيز به رتبه يكي مانده به آخر استان در بحث رعايت مقررات ملي ساختمان در بين استانهاي كشور مي پرداخت و به دانشجويان و حاضرين در جلسه مي گفت كه باني اين نابساماني شهري و به قول معاون استاندار اين نقاشي پر از افسردگي و ناراحتي چه كسي است ؟
ترجيح داديم تا پايان بخش اين گزارش خبري مان ،‌گوشه اي از همان قطعه ادبي سيد جواد محمودي باشد،كه گفت: »اي كاش من هم نقاش شهرسازي بودم تا خريداري براي حرفهايم پيدا مي شد«.اسكندر خنجري خبرنگار هفته نامه كوشا

چرخه مديريت بحران در آذربايجان غربي مردمي نيست

پس از وقوع زلزله وان تركيه و به صدا در آمدن زنگ هاي خطر در آذربايجان غربي بارديگر و اين بار متفاوت از حادثه قبلي(سقوط هواپيمايي بوئينگ در 19 دي پارسال)نگاه ها به سمت مديريت بحران جلب شد. عادت عدم عبرت آموزي و به فراموشي سپردن حوادث گذشته همواره به عنوان يكي از اركان اصلي ضعف در سيستم مديريتي مطرح بوده و سرنوشتي كه كشور و استان پس از وقوع حوادثي چون زلزله بم، رودبار، منجيل و يا همين سقوط هواپيمايي دچار گشته به زعم خود مسوولين يك نقطه كور در اجراي سريع و هدفمند برنامه هاي مديريت بحران است. و امروز با گذشت بيش از يك ماه از وقوع زلزله وان تركيه مسوولين استاني پس از اينكه خود پس لرزه هاي آن را درشهرهايي از استان احساس كردند ، و نيز به صورت عيني و ملموس ميزان تخريب به جاي مانده از زلزلزه ۲/۷ ريشتري را مشاهده كردند نسبت به خلاهاي موجود در چرخه مديريت بحران استان حساسيت نشان مي دهند. هر چقدر سعي داريم تا اين حساسيت را نيز به پاي همان عادت هميشگي پس از وقوع حوادث نگذاريم ، اما با گذشت زمان و كاستن از حساسيت از موضوع دوباره و بر اين باور خومان صحه خواهيم گذاشت. بايد بود و ديد! 
از جمله نكاتي كه مسوولين استاني از آن به عنوان »درس هايي از زلزله وان«ياد مي كنند و معتقدند كه در آذربايجان غربي يك خلاء اساسي است ،‌عدم مشاركت دادن مردم در چرخه مديريت بحران است.
حضور بخش خصوصي در امداد رساني
مدير عامل جمعيت هلال احمر آذربايجان غربي در نشستي خبري كه به منظور تشريح عملكرد ناوگان امدادي استان در زلزله وان تركيه و نيز درسها و تجربيات اندوخته از آن جا ترتيب يافته بود،ضمن اذعان به اين امر كه مشاركت مردم در چرخه مديريت بحران هنوز يك حلقه مفقوده در استان محسوب مي شود به گوشه هايي از درسهاي زلزله وان تركيه اشاره كرد. يحيي زينالپور اظهار داشت : در زلزله وان تركيه ،شركت ها و نهادهاي خصوصي چه در امر خدمات رساني و پشتيباني و چه در حوزه امداد و نجات حضوري فعال و گسترده داشتند به نحوي كه با استقرار كانتينرهايي براي شستن و خشك كردن لباسهاي مردم،اينترنت و خط هاي متعدد تلفن و حتي تهيه چايي همگي به صورت رايگان سهم عمده اي از امداد رساني را بر عهده داشتند.
وي با بيان اينكه در حوزه هاي مشاركت بخش خصوصي ، آموزش مردم ، امدادگران محله و روستا در سطح استان با خلاء مواجه هستيم از اين خبر داد كه بر اساس برنامه پنجساله پنجم مي بايست 10 درصد مردم استان تا پايان برنامه آموزشهاي امدادي را فرا بگيرند.
زينالپور گفت: هلال احمر در 6 ماهه نخست سال جاري به 20 هزار نفر اين آموزشها را ارائه داد و در 6 ماهه دوم نيز جمعيت روستايي استان را دربرنامه دارد.
اما علاوه بر مدير عامل جمعيت هلال احمر ،‌جانشين رئيس شوراي هماهنگي مديريت بحران آذربايجان غربي نيز با اعتراف به نبود حضور سازمانهاي مردم نهاد در زمينه امداد و نجات در سطح استان‌، عدم توجه به ظرفيت مردم و مشاركت دادن آنها در چرخه مديريت بحران را يك نقطه ضعف اساسي براي استان دانست و تصريح كرد : مردم ما مشتاق  يادگيري و مشاركت هستند و اين مي طلبد تا شوراي هماهنگي مديريت بحران استان با ايجاد سازمانهاي مردم نهاد و هدايت آنها ، در زمان وقوع بحران يك كمك حال اساسي براي سازمانهاي دولتي باشند.
سيد جواد محمودي در آخرين جلسه شوراي هماهنگي مديريت بحران افزود : نبايد همه كارها را دولتي فرض كنيم. ما خودمان را سرگرم صدور آئين نامه و بخشنامه كرده ايم و از آن سو از قدرت و قوت مردم غافل هستيم.
وي نيز با اشاره به حضور اكيپ هاي امدادي متعلق به بخش خصوصي در زلزله وان تركيه ،‌اين را يك تجربه ارزشمند براي استان دانست تا با ورود به اين موضوع ، بيش از پيش مردم را در امر مديريت بحران دخيل سازند.
آموزش مردم نيازمند اعتبار
درصورتي كه برنامه ريزي در امر مديريت بحران و تلاش در جهت كاهش تاثيرات بلاياي طبيعي را به عنوان يكي از استراتژي هاي مهم نيل به توسعه بپذيريم،مفهوم مشاركت در اين عرصه نيز جايگاهي ويژه خواهد يافت. در كليه طرح ها و برنامه ريزي هاي ساز و كار مديريت بحران ، با بسيج و پشتيباني مردم مي توان به دستاوردها و نتايج بهتري دست يافت. دكتر زينالپور معتقد است كه تا به امروز سرمايه گذاري متناسب در حوزه آموزش كه منجر به مشاركت مردم مي شود در استان صورت نپذيرفته است.
وي رسيدن به نقطه ايده آل هر خانواده يك امدادگر را منوط به صرف هزينه و امكانات دانست و گفت: به صراحت مي گويم كه تا به امروز در سطح استان 300 ميليون تومان نيز براي بحث آموزش اختصاص نيافته است در حالي كه ما براي ساخت يك آب بند حاضريم يك ميليارد تومان هزينه كنيم و از سوي ديگر براي مقوله مهم آموزش بي توجه هستيم.
زينالپور ادامه داد : جمعيت هلال احمر به عنوان يك سازمان آموزشي و مسوول كارگروه آموزش همگاني معتقد است كه هنوز ميزان آموزش در حد جمعيت استان نيست و با نقطه استاندارد بسيار فاصله دارد.
 او با بيان اين پرسش كه ميزان آمادگي روحي ، آموزشي و تجهيزاتي مردم استان به چه مقدار است ؟ ميزان اقدامات انجام يافته را كافي ندانست و افزود: براي پاسخ گويي مطلوب به حوادثي مثل زلزله هنوز راه طولاني در پيش داريم.
مدير عامل جمعيت هلال احمر استان مقوله آموزش را مربوط به همه ارگانهاي حاضر در شوراي هماهنگي مديريت بحران استان عنوان و خاطرنشان كرد: بر اساس تفاهم نامه منعقد شده ما بين جمعيت هلال احمر و آموزش پرورش استان دانش آموزان مقطع اول دبيرستان در قالب طرح جاهد به مدت 8 ساعت آموزشهاي امدادي را فرا مي گيرند.
جدي گرفتن آموزشها
سالهاست كه در كشور شاهد تكرار سناريوي زلزله بوده و هستيم. سناريويي كه با خواب و بي خيالي شروع شده و با خواب و بي خيالي پايان مي يابد. پس از وقوع زلزله و خسارات بيشمار جاني و مالي آن شاهد اشك و ناله از طرف مردم و فراخوان عمومي براي ارسال كمك ها از طرف دولت هستيم. در اين بين مردم نه تنها خود را قرباني زلزله بلكه قرباني سياست هاي دولت در زمينه زلزله دانسته و تمام تيرهاي نقصان و كم كاري را به سوي دولت و دستگاه هاي اجرائي نشانه مي روند و در نهايت تمام هياهوها با بلاخواندن زلزله به اتمام مي رسد و چون واكنش در برابر بلاغير ممكن بوده‌، به ظاهر مردم واقعاً قرباني و دولت نيز واقعاً بي تقصير مي باشد. اين در حالي است كه با جدي فرض نمودن مقوله اي همچون آموزش همگاني و ايجاد حساسيت مردمي نسبت به وقوع بحران احتمالي ، مي توان ضمن كاستن از تلفات و خسارتها ، زمينه را براي جلوگيري از به هدر رفتن اعتبارات در مسير بازسازي خسارتها مسدود ساخت.
در اين بين آموزش مانورهايي همچون مانور ايمني زلزله در مدارس كه هر ساله در 8 آذر ماه به اجرا در مي آيد مي تواند نقطه عطفي باشد براي جدي تلقي نمودن فرضيه اثبات نقش كليدي آموزش.
مدير كل مديريت بحران استان نيز معتقد است كه 8 آذر صرف به صدا درآوردن يك زنگ نيست و نيازمند توجه جدي مسوولين، والدين و دانش آموزان است.
جعفرذوالفقاري بررسي نقاط مغفول،يكپارچگي اجرايي و اجراي مانور ايمني در برابر زلزله در تمامي واحدهاي آموزشي استان را از جمله راهكارهاي جدي تلقي نمودن مقوله آموزش دانست.
آن چه كه تا به امروز حداقل در سطح مدارس شهر اروميه در برگزاري مانورهاي ايمني زلزله شاهد آن بوده ايم ،اجراي اين مانور به شكل كاملاً نمايشي و فرمايشي است. صرف نواخته شدن يك زنگ ،روانه ساختن دانش آموزان به حياط مدرسه،ممانعت برخي معلمين از اجراي درست آن و عدم مشاركت و همياري آنان در اين مانور و از همه مهمتر نبود بينش مديريتي در عرصه اجرا توسط متوليان امر باعث گرديده تا اين روز به صورت يك روز عادي سپري شود.
دكتر زينالپور معتقد است كه اجراي مانور در روز ايمني در مقابله با زلزله در8 آذر مي بايست نقطه پاياني باشد بر آموزشهاي هدفمند و مستمر در طول سال تحصيلي ، نه اينكه فقط تمام مقوله ايمني در مقابله با زلزله به روز 8 آذر و همان 10-15 دقيقه مدت زمان مانور محدود گردد.
وي همچنين اظهار داشت : نبايد آموزش ها مبتني بر وحشت و از سوي ديگر بسيار لطيف باشد.چرا كه اين حالت منجر به بي اثر بودن آموزشهاي در زمان بحران واقعي خواهد بود.
زينالپور حضور و مشاركت والدين و نيز اجراي آن در تمام واحدهاي آموزشي اعم از مدارس و دانشگاهها را از جمله نقاط مغفول اين روز دانست كه نيازمند بازنگري جدي در نحوه اجراي مانور دارد.
جدي گرفتن ،هدفمند بودن ،‌تداوم و استمرار مانورهاي زلزله در مدارس و افزايش كيفي و كمي آنها ، توجه بيش از پيش مسوولين به اختصاص اعتبارات ويژه براي بحث آموزش همگاني جهت مشاركت دادن مردم مي تواند نقطه اتكايي براي بحرانهاي واقعي باشد.اسكندر خنجري خبرنگار هفته نامه كوشا