براي ريشه كني اعتياد؛ يك دست صدا ندارد!

  مشاركت آحاد جامعه و همسو شدن با آقا ابراهيم مي تواند موجبات برچيده شدن افيون اعتياد را فراهم كند

 پيرمرد کمي مضطرب به نظر مي رسيد .آمده بود تا کسي شنونده درد و دلهايش باشد بلکه کمي دلش باز شود. بريده بريده صحبت مي کرد. بدون چتر در يک روز پائيزي وباراني به دفتر نشريه آمد.چند روز قبل هم آمده بود اما من نبودم ، برگشته بود . تمام يک ساعتي که با هم دردفترنشريه گرم صحبت شديم گذر زمان احساس نشد.

در حرفه ما هيچ روزي يک روز معمولي نيست ، هميشه تلفن ها‌، خبرها ، مراجعان و مشاهداتي وجود دارند که امروز را با روز پيش متفاوت کنند. لحظه متفاوت شدن آن روز ، از يک مراجعه حضوري در دفتر نشريه آغاز شد ؛يکي از کساني بود که سلامت جوانان جامعه برايش اهميت دارد و طاقت نمي آورد سکوت کند وقتي مي بيند نوجواني و جواني آگاهانه سلامتي اش را به خطر مي اندازد.

صداي غمگيني دارد.صحبت هايي كه بقول خودش رنگ و بوي احساس مسئوليت نسبت به اين آب و خاک داشت براي هر خبرنگاري يعني شروع يک ماجرا. ماجرايي که براي خيلي ازخبرنگاران مي تواند تازگي داشته باشد.

ادامه نوشته

كسي نپرسيد «آيدا»كجاست!

  مادرم تعريف مي كرد كه چند وقتي بود مدام با خودش حرف مي زد .ديگر مثل سابق با زنهاي همسايه دم خور نمي شد .ترجيح مي داد  بيشتر با خودش باشد ... اما فكرش را هم نمي كرد كه دست به چنين كاري بزند! چيزي هم از ناراضي بودنش از زندگي مشتركش به كسي نمي گفت .خيلي مظلوم بود و ساكت .اما با كارش ،سر و صداي زيادي در محل به پا كرد .مادرم از »آيدا« مي گفت .از زني كه در سن 27 سالگي ترجيح داد كه خودش تقديرش را بنويسد . به ازاي يكي دو ليتر بنزين كه آنهم از همسايه گرفته بود،مرگ را به آغوش بگيرد .

  سرگذشت آيدا،با خيلي از دخترهاي اين سرزمين يكي است،اما اينكه چرا آيدا خودسوزي را به زندگي در كنار همسرمعتادش ترجيح داد مي شد در سر گذشتش جستجو كرد .

ادامه نوشته

سيماي شهري اروميه، فرهنگي نيست

 سلسله مباحث پیرامون نوزدهمین شهرفرهنگی تاریخی ایران( ۳)

  اگر به شما بگويند تصويري ازشهراروميه را در روي يک کاغذ سفيد رنگ پياده کنيد ، کدام بخش امروزين شهر درتصوير شما برجسته تر و نمايانتر جلوه گر خواهد بود.يا به طور ساده بگويم آيا تصوير شما بيش از آنکه حاوي نکات مثبت شهري باشد نكات منفي را در بردارد ؟

در عين حال که اين آزمون ساده است و بيشتر به يک سرگرمي مي ماند ، اما در لايه دروني خودش حاوي نکات عميقي است که مي تواند بيانگر ديدگاه و طرز تفکر وحتي آرمان شهروندان از شهرشان باشد.

براي بسياري خيابان‌، ميدان ، ترافيک ، فضاي سبز ، ساختمان هاي بي قواره ، شلوغي پياده روها و ... مي تواند در تصويرشان برجسته تر باشد اما مي توان گفت که اين ابزار هنري(تصوير سازي از شهر)در حالت امروزين با وضعيت موجود ، ارائه گر تصاوير خوبي از شهر وسيما منظر آن نمي باشد.

ادامه نوشته

شهر فرهنگي؛ مديراني با نگاه فرهنگي مي خواهد

 

سلسله مباحث پيرامون نوردهمين شهرتاريخي فرهنگي ايران(2)

«آن شب عروسي غلامحسن خان بود ،مردم در ميدانچه بخوسر در شعاع نور چراغ هاي زنبوري و فانوس و لاله هايي كه شمعي در آن ها مي سوخت ،داماد را به خانه عروس مي بردند .دو طرفه كوچه را كوچه ساخته بودند،و اكبر لوطي درست وسط ميدانچه بخوسر،جلو در حمام معركه گرفته بود ،شيشه اي نفت در يك دست ،و مشعلي در دست ديگر ،جرعه اي مي نوشيد و آتش فوت مي كرد .آتشي كه انگار از دم كوره آهن گري ماشا ءالله آهنگر زبانه مي كشيد .از نردباني راست بالا مي رفت و از آن طرفش پايين مي آمد ، دستمالي از جيب در مي آورد ، آن را كف دستش مي گذاشت، آتش مي زد و ناگاه كبوتر سفيدي از ميان شعله پر مي كشيد و مي رفت سر در حمام مي نشست.

  ... اكبر لوطي تخم مرغي قورت داد و وردي خواند .آن وقت آن را از پاچه شلوار پاسباني بيرون آورد، گفت : »سركار، از كي تخم مي كني ؟

ادامه نوشته

شاخه گلي سرخ براي ساكنان هستی

ديدار بازيكنان و مربيان تيم اميد پرسپوليس از مركز درماني توانبخشي بيماران مزمن رواني هستي

  هنوز در اين شهر خانه هايي پيدا مي شود كه در آن روح نوعدوستي و مهرباني را در خود مي پروراند .هنوز انسانهايي هستند كه در پيچ و خم ناملايمات زندگي امروزي اسير و گرفتار  نشده اند و به فكر كساني هستند كه در گردنه برف گير زندگي ،راهشان مسدود شده و در سراي مهر و عطوفت آنها سكني گزيده اند .

  هنوز براي بسياري از ما تعريفي زيبا و ساده از مهرباني میسر نشده،هميشه سعي داريم تا با واژه هايي دهان پركن و پرطمطراق مهرباني و عطوفت را نشان دهيم .نشده تا بحال از كمك به پيرزن همسايه براي جابجائي خريدهايش ،از خريدن سبزي براي زن همسايه از دادن گل به يك دوست، از هل دادن ماشين غريبه اي كه در راه مانده و ... به عنوان مهرباني هايمان ياد كنيم .

ادامه نوشته

سلسله مباحث پيرامون نيازهاي نوزدهمين شهر تاريخي فرهنگي ايران (1)

  تلاش براي ماندگاري هويت شهرتاريخي فرهنگي اروميه

 گفتم :«پدرجان شما بايد از گذشته هاي اين شهر خاطرات خوبي داشته باشي ؟»

  آدامس مي جويد و به پشت دست هاش كه انحناي قشنگي داشت نگاه مي كرد . و چه چهره گرمي داشت .

  ادامه دادم: پدرجان اصالتا اهل اروميه هستيد ؟ گفت :»اروميه نه اورميه «.

صداش مثل مخمل بود و لعاب داشت طنين مي انداخت .به لاله هاي گوش و به پلك هاي چشم ساييده مي شد .

  ادامه داد :» با اين دوربين ، قلم و كاغذ به نظر مي آيي كه خبرنگار باشي ،درسته؟«

  تا خواستم پاسخ بدم ،با انگشتش نيمكت چوبي روبروي پل عابر پياده پارك ساحلي را نشان داد و گفت :»برويم آنجا بشينيم تا درد مفاصلم بيشتر نشده است .«

ادامه نوشته

جوان ابزار تبلیغاتی نیست!

 بی نطمی در برگزاری نشست هم اندیشی جوانان آذربایجان غربی

 نشست هم انديشي جوانان آذربايجان غربي در حالي در اروميه برگزار شد كه برخلاف آنچه كه تصور مي شد اين نشست مي تواند حداقل در حل برخي از مسائل استاني جوانان مؤثر واقع شود ،اين چنين نشد و اين مراسم فقط عنوان نشست را يدك مي كشيد و در واقع نه تنها نتوانست حاضرين در مراسم را از بابت اميدواري براي حل مسائل و مشكلاتشان اقناع كند بلكه نااميد تر از قبل نيز ساخت .

مراسمي كه تحت عنوان نشست هم انديشي جوانان استان و با دعوت از برخي جوانان به گواه برگزار كنندگان آن »جوانان فرهيخته« كه بعضا در ميانه هاي مراسم با عناوين «نخبه» و«نمونه» نيز خطاب مي شدند،برگزار شد حاوي نكات در خور توجهي بود كه متوليان برگزاري آن بد نيست به آن توجه داشته باشند .

ادامه نوشته

پرونده « والمرا » هنوز مختومه نشده است!

   «فرانچسكوتوتي» «الساندرو دل پيرو» «پائولومالديني» و... براي بسياري از فوتبال دوستان و مشتاقان سبك بازي كاتاناچيو اسامي آشنائي است .لحظه به لحظه اخبار فوتبال ايتاليا را عده كثيري از نسل سومي ها پيگير هستند اينكه چطور آث ميلان با مالك متمولش از شخصيت قهرماني فاصله گرفته اينكه چطور سرمربي يوونتوس در تباني و شرط بندي دست داشته و يا چرا اينتر ميلان پس از رفتن مربي سرشناسش ژوزه مورينيو روز خوش به خودش نديد و... اما در اين ميان هستند كساني كه نه تنها از شنيدن نام ايتاليا به ياد فوتبال نمي افتند بلكه ايتاليا برايشان مساوي شده با« والمرا ».

  احتمالا تا بحال اين اسم را نشينده و يا كمتر شنيده باشيد .والمرا نام يك تيم فوتبالي نيست .بلكه اسم يك نوع مين ضد نفراست .ميني كه كشور ايتاليا سازنده آن بوده و در زمان جنگ تعداد كثيري را به رژيم بعثي فروخت تا در جنگ تحميلي شكوفه هاي ايران را پرپر كند .پرونده اين سلاح كشنده با گذشت بيش از دو دهه از اتمام جنگ هنوز به طور كامل بسته نشده و هرازگاهي خبر شهيد شدن و يا جانبازي يكي از هموطنانمان را بوسيله والمرا مي شنويم.

ادامه نوشته