سرشماري نفوس و مسكن سال 90 پس از گذشت 20 روز پرالتهاب بالاخره تمام شد. طرحي كه همگان لزوم پياده سازي آن به شكل درست و علمي را زمينه سازي بهره مندي جامعه از الزامات توسعه مي دانند. به گفته مسوولين اجراي اين طرح در استان ، 99/5 درصد از مردم استان در سرشماري نفوس و مسكن امسال مشاركت داشتند و تنها نيم درصد به دلايل مختلف از جمله عدم حضور در منزل در اين طرح شركت نكردند،با اين همه در همان روزهاي اجراي اين طرح نيز حرف و حديث هاي مختلفي در خصوص كيفيت پايين اجراي آن در مقايسه با سرشماري هاي گذشته به گوش مي رسيد و حال پس از گذشت 20 روز از اتمام اين طرح ، مسوولين اجرايي استان نه تنها به طور شفاف به ضعفهاي اجرايي آن اشاره نداشتند ، بلكه مدعي هستند كه اين طرح به شكل مطلوب به اجرا درآمده است. از جمله موارد و موضوعات مطرح كه خود مسوولين استاني نيزبه آن اذعان دارند ، مشاركت بيش از 4 هزار نفر عوامل اجرايي در برگزاري اين طرح بود كه 2 هزار نفر از اين تعداد را آمارگيران تشكيل مي دادند.
در همان روزهاي اجراي طرح با سركشي به برخي ستادهاي سرشماري در شهرستان اروميه و گپ  وگفت با آمارگيران و نيز كساني كه ساليان قبل نيز در اين طرح مشاركت داشتند ،‌اكثريت باتفاق آنها ضمن انتقاد از وضعيت بكارگيريشان در اين طرح ، كيفيت اجراي آن را پايين تر از دوره هاي قبل دانستند. بهانه اصلي ما از اين گزارش ، عدم توجه مسوولين استاني به حق و حقوق آمارگيران با گذشت 20 روز از اتمام سرشماري است . ترجيح داديم تا ادامه اين گزارش را به صحبت ها و درد و دل هاي آمارگيراني اختصاص دهيم كه هم از نحوه بكارگيريشان گلايمند بودند و نيز از پارتي بازي ، كمبود امكانات ،سردي هوا وهمراهي نكردن برخي مردم و...
بيكاري عامل اصلي ورود به جرگه آمارگيران
  حدود35 سال سن دارد به گفته خودش بيكاري تنها عاملي بوده است كه وي را مجبور كرده به عنوان آمارگير در سرشماري فعاليت كند. با صدايي كه خستگي درآن موج مي زند مي گويد:چه مي كردم ! ديگر كارد به استخوانم رسيده بود. از بيكاري داشتم ديوانه مي شدم تا اينكه فراخوان جذب آمارگير را در سطح شهر ديدم . با هزاران اميد و آرزو رفتم ثبت نام كردم .با چه شوقي نامزدمم مرا تا محل كلاسهاي آموزشي سرشماري همراهي مي كرد. با صحبت هايي كه از اين ور و آن ور شنيده بودم و قرار بود پول خوبي از بابت اين كار نصيبمان شود و مي شود بخشي از هزينه هاي ازدواجم را تامين كنم وارد اين طرح شدم. نامزدم خيلي به من دلگرمي داد.
ارسلان - ر ادامه مي دهد : اگر چه در همان زمان ثبت نام در فرمانداري اروميه شاهد بي احترامي از سوي عده اي از كارشناسان امر بودم ، با اين همه ترجيح دادم تا به پولش و ازدواجمان فكر كنم. وقتي از او پرسيدم كه منظورش از رفتار بد و دوراز احترام برخي مسوولين چه بود ، پاسخ داد : متاسفانه آنها چون  مي ديدند داوطلب زياد و همگي نيز از سرناچاري و بيكاري مي خواهند مشاركت داشته باشند ، لذا با رفتارهايي كه  از منظر زور و قدرت باشد با ما برخورد داشتند. اوادامه مي دهد : حتي يكي دوبار خودم مشاهده كردم كه مسوول رسيدگي به پرونده ها با چنان لحن تحقير آميزي با ما بويژه مردها رفتار مي كرد.
  ارسلان- ر  با بيان اينكه نه تنها در زمان آغاز طرح با آنها قراردادي امضا نشد بلكه تمام آرزوهايشان نيز هم در زمان اجراي طرح و هم در پايان آن نقش برآب شده ، افزود: اگر واقعاً مسوولين مدعي هستند كه بايد مطابق باقانون كار با كارگران رفتار شود پس چرا نه با ما قراردادي امضا كردند و نه حتي هزينه اي در مقايسه با نصف تلاشمان را نيز پرداخت نكردند؟
او گفت: مقرر شده بود كه هزينه اي تا حدود 500 تا 600 هزار تومان به ما بپردازند ، اما با گذشت 20 روزاز زمان اتمام سرشماري فقط 100 هزار تومان داده و گفته اند كه دستمزد ما درازاي يك ماه كار و تلاش شبانه روزي 430 هزار تومان مي شود . شما را تو را به خدا اين انصاف است ؟
پشت دستم را داغ مي كنم
  خانمي كه بازبين بود او نيز در گفت و گو با ما مي گويد :» درستادي كه ما در شهر اروميه مشغول بازبيني فرم ها بوديم ،بارها پيش آمده بود كه خودمان مي بايست از جيبمان وسايلي چون گيره و خودكار و لاك غلط گير بخريم اين در حالي بود كه حتي به ما نهار نيز نمي دادند. كجاي دنيا با كساني كه مي خواهد در يكي از عظيم ترين طرحهاي  ملي مشاركت داشته باشند ، اين چنين‌رفتار مي شود.
  اين خانم ادامه مي دهد : فشار كاري آنقدر زياد بود كه مجبور بوديم تا فرمها را براي تصحيح وبازبيني پس از پايان وقت منظور شده به منزل ببريم و تا پاسي از شب دوباره به بازبيني مشغول باشيم اما در عوض جواب اين تلاش ما را مسوولين با كم لطفي و بي احترامي پاسخ دادند.
او كه تحصيلاتش را در رشته بهداشت محيط به اتمام رسانده بود ، افزود : باور كنيد از اينكه در اين طرح شركت داشتم پشيمان هستم.
  روزي صدبار مورد شماتت خانواده قرار مي گرفتم و بارها پيش آمده بود تا انصراف بدهم اما ترس از شكست اجازه نمي داد.وي با يادآوري آن روزها ادامه مي دهد : در روزهايي كه براي آموزش سركلاسها حاضر مي شديم به ما گفته بودند كساني كه از نمره 85 كمتر بگيرند نه تنها آمارگير نمي شوند‌، بلكه عذر شان را هم خواهند خواست ، اما با چشم خودمان مي ديديم كساني به عنوان آمارگير كار مي كردند كه نه سواد درست و حسابي داشتند و نه نمره لازم را كسب كرده بودند و هر وقت هم به ضعف دانش آمارگيران گلايه مي كرديم ، مسوولين پاسخ مي دادند ،‌با آنها تا كنيد ، اجازه بدهيد هر چه هست اين طرح هم تمام بشود.از او پرسيدم حالا كه سرشماري تمام شده به چه كاري مشغول است ،‌پاسخ داد : هيچي بيكار در خانه نشسته ام. اما باور كنيد پشت دستم را داغ مي كنم و ديگر در هيچ سرشماري شركت نمي كنم.
از سرماي هوا گرفته تا حمله سگ ها
علي - س نيز به عنوان آمارگير در اين طرح شركت داشت. او به همراه اكيپ 5 نفره در روستاهاي شهرستان اروميه حضور مي يافت. علي مي گفت: سرماي هوا و بارندگي كار آمارگيري را خيلي سخت كرده بود. ناچار بوديم با همان جليقه اي كه داده بودند سركنيم جليقه اي كه براي هواي سرد طراحي نشده بود. وقتي از او خواستم تا خاطره اي را برايمان تعريف كند ،‌گفت: در يكي از روستا لحظه هاي پاياني سرشماري را سپري مي كرديم . هوا خيلي سرد بود و كسي در كوچه پس كوچه هاي روستا نبود. يكي دوبار از بچه هاي آمارگير در مورد اينكه سگ هاي روستايي به آنها حمله كرده اند ،‌شنيده بودنم و هميشه اين ترس را داشتم كه نكند اين قضيه سرمن بيايد. بيشتر حواسم معطوف به اين بود كه هر چه زودتر تعداد فرمهايم را به عدد 400 برسانم و به خلاصي پس از پايان طرح فكر مي كردم كه ناگهان خودم را در كنار يك سگ گنده ديدم. چشمتان روز بد نبيند ،‌تا آمدم به خودم بيايم و پا به فرار بگذارم، با چنان جهشي خودش را به كيف من رساند كه ديگر خود را شكست خورده ديدم .كيف را به زمين پرتاب كردم و فرار را برقرار ترجيح دادم. در ميانه هاي راه به داخل حياط يكي از اهالي تغيير مسير دادم و پس از اينكه مطمئن شدم سگ از گاز گرفتن من بيخيال شده به همراه آن روستايي كه از من پذيرايي كرده بود ، رفتيم سراغ كيف و فرم هاي ولو شده بر روي زمين !
علي در حالي كه خنده بر لب داشت و از آن روزها به عنوان يك خاطره تلخ در زندگيش ياد مي كند ،       مي گفت : با دوستان خوبي در زمان اجراي سرشماري آشنا شديم.
كمبود آمارگير و آمارگيراني در نقش مردم
سعيد كاوه كه به قول خودش ترسي از بابت مطرح كرده نامش در ازاي بيان ايرادات اين طرح و گلايه هايش از مسوولين ندارد، مي گفت : در روزهاي پاياني طرح بارها پيش آمده بود كه دوستان آمارگير تعدادي از سوالات مطرح در فرمهاي مربوط را خودشان پر مي كردند.
وقتي پرسيدم مگر اين كار تخلف وكوتاهي محسوب  نمي شود ، با حالتي عصباني جواب داد : كدام تخلف ! تخلف اينست كه تو را بكار بگيرند بدون اينكه قراردادي امضا شود . تخلف اينست كه يكي دو روز پس از اتمام سرشماري آن هم در ازاي پرداخت 100 هزار تومان پول تو را وادار به امضاء قرارداد كنند . تخلف اينست كه هر وقت از عدم همكاري مردم گلايه مي كرديم مسوولين بجاي دل داري به ما مي گفتند اگر نمي خواهيد مي توانيد انصراف دهيد.حالا ما متخلف هستيم يا مسوولين !
او ادامه مي دهد: در اين كه بيكاري و فشار خانواده ها باعث شده تا بيايم آمارگير شوم هيچ شكي نيست ،‌اما حداقل انتظار داشتيم تا مسوولين شرايط را درك مي كردند. اگر خودشان يك روز آن هم در آن شرايط آب و هوايي سرد مجبور بودند ساعتها سرپا بايستند و فرم پركنند آيا بازهم از اين همه بي عدالتي دم بر نمي آوردند؟
يكي از مشكلاتي كه خود مسوولين استاني نيز درهمان اوايل طرح به آن اذعان داشتند ، كمبود آمارگير بود‌،‌علي هم با تائيد اين مطلب ، افزود : خيلي از دوستان خود من با ديدن شرايط سخت آموزشي و كاري در ميانه هاي راه انصراف داده بودند ،اما به يقين مي گويم كه اگر از جانب مسوولين در خصوص حمايت از آنها مطمئن بودند‌، هرگز انصراف نمي دادند ،‌راستش را بخواهيد من هم از اينكه با آنها انصراف ندادم پشيمان هستم.
مطالبي كه در اين گزارش آمد بخشي از درد و دل هاي كساني بود كه در صف اول اين طرح عظيم حضور داشتند ،‌كساني كه بهتر از هر كسي از نزديك شاهد نحوه اجراي اين طرح بودند.
مشكلاتي از قبيل گلايه هاي مردمي كه آمارگيران براي سرشماري به منازلشان مراجعه نكرده اند ،‌عدم همكاري برخي از مردم با آمارگيران و دادن جواب هايي در جهت از سر واكردن و يا به سخره گرفتن آمارگيران و ... را اگر در كنار كم لطفي ها و بي عدالتي هايي كه در حق آمارگيران صورت پذيرفته قرار دهيد ، آن وقت مي توان از مسوولين استاني پرسيد كه آيا واقعاً مي توان با چشم پوشي از همه اين مسائل بازهم مدعي بود كه اين طرح به خوبي و خوشي به اتمام رسيده است؟اسکندر خنجری خبرنگار هفته نامه کوشا