مي خندد و از گوشه چشم، خشم همسرش را حس مي كند. بي اعتنا از شليک چشم غره اش مي گذرد. مي داند نرسيده به خانه خنجر هاي زهرآلود سرزنش و دشنام به قلبش اصابت خواهد کرد و کسي پاره پاره شدن قلبش را نخواهد ديد. جنگجوي فولاد تني که روزي فاتح قلبش بود، بي رحمانه بر سرزمين دلش خواهد تاخت و بهانه آغاز اين جنگ نابرابر؛ خنديدن و لبخند زدن به جوک هاي بامزه و خنده دار پسر عموي اش است.
مي خندد براي پاهاي لرزان و سست که براي ايستاندن دست به دامان عصاي چوبي شده اند. پاهاي پيرمرد رنجور از ارابه هاي آهني مي ترسند و راکبان ارابه آهني از اين ترس بهانه اي تراشيده اند براي خوش بودن و خنديدن به هر حرکت لرزان پيرمرد . اين راکبان سرخوش تنها به خاطر خنده، سر به سر پيرمرد رنجور مي گذارند و از گره خوردن ابروهاي پرپشت پيرمرد بيشتر لذت مي برند. خشم پاهاي پيرمرد را بيشتر لرزان مي كند. سواره بر ماشين لوكس مثل اسب رم كرده شتاب مي گيرند و صدايشان در گوش پيرمرد پژواك مي شود: پدرجان رو ويبره اي، خوب مواظب باش از خيابون ردشدن ترس داره ها! هههه هاها....
مي خندد براي لهجه شيرين شهرستاني مراجعه کننده و پا فراتر مي گذرد، براي شادبودن تقليد صدا مي کند تا صداي قهقه همکاران زن در فضاي تاريک راهرو بپيچد. فضا براي نفس کشيدن مسافر غريب تنگ شود و با بغض ديار غربت را ترک کند.
مي خندند و روزه سکوت مسافران اتوبوس را مي شکنند. خنده دسته جمعي و قهقه زدن براي عطسه همکلاسي، مزه ريختن، تکه پراکني براي همديگر، عادت هاي همه روزه نوجواناني هستند که بعد از يک نيمروز بودن در مدرسه اي که حتي براي لبخندي کوتاه توبيخ مي شوند، حکم رهايي از اسارتي سخت و نفس گير را دارد .مي خواهند همچون پرندگان آزاد قبل از رسيدن به خانه که نبايد آنجا هم بخندند، شادباشند! چون خانواده ها معتقدند دختر نبايد باصداي بلند بخندد، عيب دارد ! بي محابا مي خندند و نمي خواهند ناراحتي و عصبانيت مسافران اتوبوس فرسوده را که مي خواهد به دور از هياهوي زندگي اندک زماني چرت بزنند، ببنند.
مي خندد، نه! لبخند زيبايي بر كنج لبش نقش بسته است. اشتباه نكنيد لبخند ژوکوند در شاهکار مشهور داوينچي را نمي گويم. اين لبخند حقيقي شهروندي است که از بوييدن نسيم بهاري به وجد آمده . از كنارم به آرامي مي گذرد، دست راستش را براي لمس قطره هاي باران باز كرده است، قطره هاي باران كه به دستش سلام مي كنند آنها را مي بوسد و بو مي كشد. عابران ديگر مات و مبهوت نگاهش مي كنند، سري تكان داده و اظهار تاسف خود را با زمزمه وردي نشان مي دهند. ولي من از لبخندش انرژي گرفتم و از آن روز تصميم گرفتم سهمي در ستاره چيني قطره هاي باران داشته باشم.
چگونه مي خنديد؟
مي خندي و باور داري خنده بر هر درد بي درماني دواست. مي خندي بدون چون و چرايي و يا براي خنديدن دنبال بهانه مي گردي؟ با چه كسي مي خندي؟ مطمئني با خنده تو چشماني اشك آلود نمي شود؟ آيا با لبخندت صداي شكستن قلبي در كنج غلوت تنهايي پژواك مي شود؟ جنس خنده ات را مي شناسي؟
«بخند به روي دنيا تا دنيابه روت بخنده» شعار زندگي ات شده؟ و از همين شعار تبري ساخته اي براي ويراني روح و روان ديگران ساخته اي؟ تا به حال شده موقع خنديدن اطرافت را ديد بزني و نگاه بقيه را بخواني؟
هيچ کس مخالف خنديدن و شاد بودن نيست و باور داريم در عصر حاضر خنده يکي از ابزارهاي قدرتمند بشر براي رسيدن به آرامش و سلامت روح، روان و جسم مي باشد. همگي مي دانيم خنده شامل مجموعه اي از هجاهاي شبه آوايي کوتاه مانند " ها ها " يا " هه هه " و غيره است که اين هجاها بخشي از واژگان جهاني بشر هستند و درتمام فرهنگ ها به کار مي روند و قابل شناسايي هستند. به عبارت ديگر خنده زبان پنهاني و مشترک هم? افراد جهان يعني زباني است که همه آن را مي دانند .
ولي صحبت اينجا است چرا استفاده درست و صحيح از اين پديده نمي شود. جايي که خنده بايد موجب آرامش و تسلي خاطر باشد، موجبات رنجش و ناراحتي مي شود . خنده ها و قهقهه هاي كشدار، تكه سنگي براي شكستن بلور آسايش و آرامش ديگران مي شود و حتي به مانند جرقه اي درگيري و نزاع در اماكن عمومي را شعله ور مي کند. گاهي به جاي اينکه به همسفران زندگي لبخند هديه بدهيم، تخم کدورت و بدگماني را در دل آنها مي کاريم.
يکي از دوستان چندي پيش تعريف مي کرد: »وقتي همسرم از محل کار تماس مي گيره به سردي جوابم رو مي ده و بدون خداحافظي گوشي رو ميكوبه. اينکه چيزي نيست خونه هم که مياد مي گه خستم بايداستراحت کنم. در حالي که يه روز وقتي سرزده رفتم ادارش، ديدم داره براي همکاراش لطيفه تعريف مي کنه. هم اتاقي هاش از خوشمزدگي و با نشاط بودنش تعريف مي كردن و به پر انرژي بودنش غبطه مي خوردن .خانم هاي همکارش مي گفتن: خوش به حالتون خانوم، اين همه مشكلات هست ولي اصلا خم به ابرو نمي ياره. اشتباه نكنيم امكان نداره با هم دعوا كنيد از بس همه چيز رو آسون مي گيرن!
اما كسي نمي دونه خنده و شادبودن ايشون مخصوص ديگرون هست و خانواده اش سهمي از اين خنده ها و لبخندها ندارد.در دنياي همسرم، نبايد به روي زن و بچه خنديد نکنه پررو بشن. باورش شده خانواده بايد تماشاچي خنده ها و شادي اون با غريبه ها و فاميل باشن. اين کاراش چه معني داره ....»
به راستي چرا صحيح خنديدن در جامعه ما آموزش داده نمي شود؟ مگر نه اينکه در فرهنگ غني اسلام بر تک تک رفتارها و کردارهاي فردي و اجتماعي انسان چارچوب کامل و جامعي تعريف شده است پس به چه دليل بازتاب اين دستورالعمل هاي کارآمد را در جامعه کمتر مي بينيم؟ برخي از افراد همنوع خود را به بهانه خنديدن و خوش بودن دست مي اندازند و قهقه هاي كشدارشان فضايي براي شنيدن صداي شكستن دلها را باقي نمي گذارد. اين عادت همه روزه آدمهايي است كه از بغض ديگران، حربه اي ساخته اند براي لذت بردن و سرخوش بودن.
خطوط قرمز خنده از ديدگاه اسلام عباس نصيري فرد، استاد دانشگاه و روحاني با اشاره به اينکه در آيات و آموزه هاي اسلامي چگونگي پرداختن به شادي بيان شده است، مي گويد:شادي و خنده در ارزشهاي اسلامي جايگاه ويژه دارد و احاديث گوناگوني از بزرگان دين مبني بر خوش رويي و بانشاط بودن نقل شده است. در عين حال مسخره گي، فكاهي پردازي و لطيفه گويي با نيت تمسخر همنوعان نهي شده است چرا که نه تنها هر لطفي را از كلام مي ستاند بلكه همانند نيشي بر جان مردماني پاك و شريف فرو مي رود.
"خداوند در آيه 11 سوره حجرات به صراحت مي فرمايد:« كساني كه خود را بهتر مي يابند و از خود متشكر هستند به استهزا و تمسخر اقوام ديگر مي پردازند، اگر اين افراد به خودشان و آناني كه مسخره شان مي كنند خوب نگاه كنند و با دقت و تامل بنگرند شايد آنان را از خود بهتر بيابند».
نصيري فرد ادامه مي دهد: گروه هاي قومي يا اجتماعي كه به جهت اختلاف طبقاتي و دسته بندي هاي حزبي و گروهي به تمسخر ديگران مي پردازند و با ديدي کور، خود را فراتر از ديگر اقوام مي بينند و به راحتي همنوع خود را آزار مي دهند.
"قرآن مجيد در آيه 58 و 59 سوره مائده با اشاره به ريشه رواج تمسخر انسان ها در جامعه مي فرمايد: وقتي شما به نماز مي ايستيد دشمنان شروع به استهزا و تمسخر شما مي كنند تا از شما انتقام بگيرند. اين مسخره گي، بازي ها و شكلك هايي كه در مي آورند از روي كينه خواهي و انتقام جويي است.”
اين استاد دانشگاه، دامن زدن به اختلافات ميان قوم ها و گروه ها را نخستين اثر مخرب همه گير شدن تمسخردر مناسبت هاي اجتماعي دانست و اشاره مي كند: رواج اين ناهنجاري در جامعه، مومنان را از يك ديگر دور ساخته و دوستي را از ايشان مي راند و موجبات عداوت در ميان ايشان را فراهم مي آورد. از اين روست كه قرآن در سوره حجرات از اموري چون غيبت و تمسخر بازداشته و از مومنان خواسته كه اين شيوه رفتاري را كنار گذاشته و به تمسخر و غيبت ديگران نپردازند.
وي »ارتداد« را دومين پيامد تمسخر کردن انسان ها عنوان کرده و مي گويد: کساني که استهزاي مومنان کار هر روزشان شده، به مرور دل هايشان مي ميرد و اندك اندك از دايره ايمان خارج مي شوند.
"توجه به آيات قرآني و احاديث ائمه اطهار نشان مي دهد اختلاط و روابط بيحدو مرزي که متاسفانه در سطح جامعه رواج پيدا کرده و به اسم روشنفکري به آن دامن زده ميشود برخلاف معارف اسلامي و آموزههاي ديني است."
اين کارشناس علوم قرآني بر فراهم سازي زمينه شادي جمعي در چارچوب امنيت اخلاقي جامعه تاکيد کرده و اضافه مي کند: اعياد و مناسبت هاي ملي و مذهبي، بهترين فرصت براي تحقق نشاط و شادي دسته جمعي هستند. اصطلاحي به نام« شادي اسلامي» بايد وارد دايره فرهنگ ما شود. متاسفانه هنوز ما روش تحقق خنده سالم را نمي دانيم. ما بايد جوانان را با شادي حقيقي آشنا و همراه كنيم.
وي در پاسخ به اين سوال که "دين مبين اسلام چه دستور العملي براي اينکه با چه کسي بخنديم دارد؟" جواب مي دهد: پيامبر اكرم (ص) در اين خصوص مي فرمايد: «هرکس با نامحرم خويش شوخي و مزاح کند به اندازه هر کلمه اي که در دنيا سخن گفته باشد، خداوند هزار سال او را در زندان دوزخ نگه خواهد داشت».
"اين حديث به وضوح عمق فاجعه اي را به تصوير مي كشدکه در جامعه ما در حال عادي شدن است و بايد زنگ خطري براي كساني كه حريم برخورد و رفتار با نامحرم را ناديده مي گيرند و به خاطر شادي كاذب روح و روان خود را از تسخير شادي حقيقي محروم مي كنند، به صدا درآيد. "
شادي جمعي يا هنجارشكني دكتر امان قرائي مقدم، جامعه شناس با اشاره به اينكه مسووليت ايجاد شادي جمعي بر عهده مديران ارشد جامعه است، مي گويد: تحقيقات نشان داده است كه در تمام جوامع، شاد بودن باعث افزايش كارايي مي شود. اين فرضيه تقريباً از دهه 1930 ثابت شده و تئوري روابط انساني نشات گرفته از امر خنديدن است.
وي مي افزايد: از نظر جامعه شناسي، شادي نه تنها در بعد اقتصادي بلكه در ابعاد سياسي، فرهنگي و تربيتي تاثير همه جانبه دارد. به همين دليل همه كشورها سعي مي كنند حتي امكان همه عناصر لازم را براي بروز شادي فراهم كرده و ابتكارهايي براي سوق دادن جامعه به سمت شاد زيستن به خرج دهند.
وي اضافه مي كند: من شادي جوانان ايراني را شادي واقعي نمي دانم. در واقع لبخند واقعي ندارند چرا كه جوان ايراني به شادي پناه مي آورد ولي قلب و روحش شاد نيست. دليل اين مدعا روي آوردن به شادي هاي جمعي است كه در درون خود سطحي از هنجارشكني را به همراه دارد.
اين جامعه شناس معتقد است: نگراني هاي برانگيخته شده از بروز شادي هاي اجتماعي، حاصل شناخت نداشتن از ويژگي هاي نسل جوان و كاركردهاي مثبت شادي در جامعه است.
"بايد پذيرفت شادي قابل تزريق و نفي نيست و بايد با مهيا كردن بسترهاي اقتصادي، سياسي و اجتماعي - فرهنگي شادي جمعي را به يك فرهنگ عمومي تبديل شود. اين تنها گزينه اي است كه از بار آسيبهاي فردي و اجتماعي شادي مي كاهد."
وحيده عامري، دانشجوي هنر مي گويد: متاسفانه فرهنگ شادي در جامعه ما درست تبيين نشده است و حتي رسانه ها نيز به اين فرهنگ توجه چنداني نشان نمي دهند.
وي اضافه مي كند: رسانه هاي جمعي در چند سال اخير سعي كرده اند فرهنگ شادي را رواج دهند، اما هنوز به درك درستي از شادي و چگونگي بسترسازي آن دست نيافته اند. خود جوانان هم در هاله اي از ابهام مانده اند كه شادي حقيقي چيست؟ كدام شادي گناه محسوب نمي شود؟ كدام شادي مورد توجه خانواده ها با عقايد مختلف قرار مي گيرد؟
و هزاران سوال بي جواب...
"متاسفانه مسوولان فرهنگي ما هنوز نتوانسته اند شادي حقيقي را از شادي كاذب بازشناسند تا جوان در بهبوحه حساس سن و تخليه هيجانات دروني راه را به بيراهه نرود."
کالبدشکافي خنده خنده؛ پديدهاي است براي ابراز شادماني و در بين موجودات زنده فقط انسان از اين توانايي برخوردار مي باشد. روان شناسان معتقدند، چون مقدار زيادي انرژي ذخيره شده و واپس زده رواني به خاطر بروز مسايلي مثل؛ کنترل شديد محيط، حوادث اتفاقي راهي به بيرون پيدا نمي کنند از پنجره خنده تخليه مي شوند و آرامش همچون نسيم بهاري به درون انسان راه مي يابد.
روان شناسان، ضريب اطمينان ذهن و روان را در آيينه خنده مي نگرند که نقش مهمي در بيرون راندن انرژي هاي هيجاني ايفا مي کند. از اين رو به متوليان امر توصيه مي کنند که محيط هاي کاري، آموزشي و خانوادگي را به محيط هاي شاد و پر خنده تبديل کنند.
تحقيقات علمي نشان مي دهد؛افسردگي به دستگاه ايمني بدن در برابر بيماري آسيب مي رساند در حالي که خنده، دستگاه ايمني را با کاهش کورتيزولتقويت مي کند. جالب است بدانيم هيچ ورزشي نمي تواند مثل خنده بيشتر عضلات بدن را به جنبش در آورد. خنديدن از بروز انواع سکته ها و حملات قلبي جلوگيري مي کند و بهترين درمان براي افراديکه با عارضه فشارخون دست و پنجه نرم مي کنند، به شمار مي رود.
در ضمن کساني که اغلب لبخندي شيرين بر لب دارند، شکيبايي بيشتر و قدرت يادگيري فوق العاده از بارزترين ويژگي هاي اين افراد محسوب مي شود.
بيهوده نبوده است که در گذشته، پادشاهان در دربار خود دلقکي داشتند تا اسباب خنده و شادي آنان را فراهم کند. و فردوسي، شاعر پرآوازه ايران زمين مي گويد: بد و نيک هردو ز يزدان بودلب مرد بايد که خندان بود.
دكتر آزاده شيرواني خنده را اين گونه تعريف مي كند: خنده دراصل نوعي آوا سازي اجتماعي است که موجب پيوند افراد با يکديگر مي شود و واکنشي ناخود آگاهانه نسبت به نشانه هاي اجتماعي و زبان شناختي است . مهم ترين وجه در توضيح و تبيين خنده، وجه اجتماعي آن است زيرا خنده بيشتر رفتاري اجتماعي است که درحضور مخاطب معنا و مفهوم پيدا مي کند و بروز مي يابد .
"در حقيقت خنده يکي از بهترين راه ها براي ايجاد استحکام و گرمي يک رابطه است. ارزش و تأثير مثبت خنده به فردي که مي خندد محدود نمي شود زيرا خنده مسري است و موجب تغيير حالت روحي ديگران و بهتر شدن حال آنان مي شود ."
وي با بيان اينكه زنان بيشتر از مردان مي خندند و در طلب شوخ طبعي هستند، ادامه مي دهد: ولي اين مردان هستند که بيشتر از زنان زمينه بوجود آمدن خنده را فراهم مي کنند . به همين دليل تعداد کمدين ها و طنزپردازان مرد بيشتر است . از سوي ديگر زنان نسبت به مرداني که آن ها را بخندانند کشش بيشتري نشان مي دهند و مردان نيز به زناني که در حضور آنان از صميم قلب بخندند بيشتر علاقه مند هستند. بر اساس برخي پژوهش ها، خنده زنان نشانه اي آشکار از به بار نشستن يک رابطه سالم است.
"متاسفانه با گذشت زمان و افزايش سن شاهد کاهش بروز خنده در روابط زناشويي هستيم . حال آن که لبخند اکسير جواني است و لبخند زدن باعث مي شود افراد جذاب تر، سرزنده تر و جوان تر به نظر برسند .
خنديدن و لبخند زدن مسئوليتي است که فرد نسبت به خود، اعضاي خانواده و جامعه دارد و بايد ادا شود. لذا شيوع چهره هاي عبوس دريک جامعه حاکي از وجود نوعي تهديد رواني عمومي است که سلامت جامعه را مسخ و تحريف مي کند. ضرب المثلي انگليسي مي گويد: دنيا مانند آينه است ، اگر درآن بخندي به تو مي خندد و اگر نخندي برعكس. "
روز جهاني خنده مردم سراسر دنيا روز جهاني خنده را هر سال در نخستين يکشنبه ماه مه برابر با 17 ارديبهشت گرامي ميدارند. اولين جشن در هندوستان برگزار شدکه دکتر مادان کاتاريا، بنيانگذار حرکت يوگاي خنده آن را برپا کرد.
صدها هزار نفر در سراسر دنيا به مناسبت "روز جهاني خنده" گردهم مي آيند و به صورت دسته جمعي مي خندند. جشن گرفتن و بزرگداشت روز جهاني خنده يک رسم مثبت براي صلح جهاني است و قصد آن بيداري جهاني براي برادري و دوستي از راه خنده است. محبوبيت اين روز هرسال بيشتر مي شود.
نکته جالب اينکه يک مدرسه خنده در يکي از دانشگاه هاي فرانسه تاسيس شده است که با هدف رها کردن روح و روان از استرسهاي روزانه، دوره هاي آموزشي برگزار مي کند . در اين دوره هاي آموزشي تکنيکهاي لودگي، تحريک خلاقيت در خنداندن و متدولوژي خوش خلقي آموزش داده مي شود.
در همين راستا مسوولان و برنامه ريزان بايد روز جهاني را مغتنم بشمارند و با ابتكاري جديد علاوه بر بسترسازي براي شادي جمعي، فرهنگ شادي صحيح را ترويج دهند.
لبخند واقعي
شکسپير، شاعر و نمايشنامه نويس انگليسي مي گويد:»اگر قرار است براي چيزي زندگي خود را خرج کنيم ، بهتر آن است که آنرا خرج لطافت يک لبخند واقعي کنيم« .
دكتر آزاده شيرواني با اشاره به اينكه خنده حقيقي، در قلب روابط اجتماعي متولد مي شود و منعكس كننده احساس هاي دروني افراد است، اضافه مي كند: ما بايد شادي واقعي را از كودكان ياد بگيريم كه لبخندشان بيانگر دوستي، عشق و محبت است.
"خنده سالم سبب برقراري پيوند محبت آميز ميان افراد، جلوگيري از آسيب هاي اجتماعي و رشد و آرامش جامعه بشري مي شود. جامعه شناسان، شاد بودن شهروندان را از مهمترين شاخص هاي ارزيابي جوامع مي دانند.
براي شادي و نشاط به دنبال بهانه هاي گوناگون مي گرديم در حالي که منشا شادماني را بايد در قلب و درون خود جست و جو کرد و به مسرت باطني دست يافت. البته شادبودن از علايم داشتن اعتماد به نفس و خودباوري و عامل ارتباطات زيباي انساني است. انسان هايي که لبخند بر لب دارند و چهره اي گشاده از خود نشان مي دهند، کساني هستند که خود را باور دارند."
وي خاطرنشان مي كند: خنده؛ دسر مخصوص سفره ارتباطات خانواده ها بايد باشد يعني ارتباط مثبت و خوشايند افراد در زندگي خصوصي شان در سايه شور و نشاط خانواده شكل مي گيرد.حتي اگر شرايط زندگي به ميل و خواست ما نباشد، مي توان به بهانه هاي مختلف شادمان بود.
"متاسفانه در سيستم آموزشي و تربيتي ما مهارت هاي زندگي به درستي آموزش داده نمي شود و جوانان آمادگي رويارويي با اتفاقات تلخ و شيرين زندگي را به دست نياورده وارد اجتماع مي شوند.
بهتر است متوليان و برنامه ريزان امور اجتماعي، گمشده اي به نام نشاط اجتماعي را در فضاي جامعه ايراني اسلامي احيا کنند. کاش هر وقت سوال شد؛ آخرين باري كه از ته دل خنديدي كي بود؟ بگوييم چند دقيقه پيش!
کاش همه بخندند و کاش ديگر کسي روي آب نخند!
اين گزارش زيبا توسط زينب مسيبي همسر عزيزم نوشته شده است.