سبك زندگي شما متاثر از كدام آگهي تجاري است؟

تبليغات از راه گسترش مدهاي اجتماعي در قشرهاي مختلف جامعه ، توليد نياز مي كنند

   شما طرفدار كدام سبك هستيد؟ منظورمان سبك تاريخي يا هنري نيست . سبك زندگي را              مي گويم . از آن دسته انسانهايي هستيد كه به ميليون مي گوييد يك تومان ، و يا نه شما هم با شنا كردن در مسير موافق جريان آب و همسو شدن با عامه جامعه براي خودتان قائل به سبك معمولي و متوسط هستيد كه بخش اعظمي از آن را سپاسگزاري و تشكر از باري تعالي به خود اختصاص مي دهد. اگر هم خواسته يا ناخواسته عضو مجموعه كساني هستيدكه در سبك هاي پايين و فرو دست جامعه(به لحاظ اقتصادي) قرار داريد ، مطمئناً دلايل مختلفي را براي خود در جهت عضويت خواسته يا ناخواسته دراين نوع سبك هاي زندگي متصور هستيد!
اگر چه تعاريف مختلفي از سبك زندگي وجود دارد اما مشاهده اوضاع و احوال مردم در طول شبانه روز،و فاصله هايي كه هر روز بيشتر و بيشتر مي شود تا بر تعداد مجموعه سبك هاي متوسط و پايين جامعه افزوده شود گوياي موضوع تلخي است كه مي بايست مورد تجزيه و تحليل قرار گيرد كه چرا بايد عده اي هر روز فربه تر و عده كثير ديگري نزارتر از هر روز خود را به دليل نداشته ها و شكست هايي كه از جانب عضويت در مجموعه سبك هاي پايين جامعه متحمل مي شوند‌، سرزنش مي كنند و بعضاً نيز اين سرزنش ها دامن ساير سبك ها و افراد جامعه را در قالب فساد مي گيرد.
در دنيايي كه امروزه در آن مشغول زندگي هستيم ،متاسفانه و يا خوشبختانه هر روز با شكل گيري نيازهاي جديد ، عنصر مصرف پررنگتر از ساير مواقع همچو خوره  به كالبد خانواده ها ورود پيدا مي كند و به شكلي كه خودشان نيز متوجه نباشند‌، باور، اعتقاد و ارزش هاي آنان را مورد هدف قرار مي دهد تا از آن انسان معمولي كه گاهاً نيز بلاتكليف با خود است ، موجودي مصرف زده بسازد.وكارشناسان بر اين باورند كه امروزه تبليغات نقش مهم  و تاثير گذاري در جابجائي مردم در سبك هاي زندگي دارد. يعني اين كه مي تواند شما را در بين سبك هاي زندگي مرفه ، متوسط و پايين بسته به نوع و ميزان مصرفتان كه از تلاش ها و دست به جيب شدنهايتان نشات مي گيرد ،جابجا سازد.
   سبك هاي مختلف
  فاطمه محمدي ، جامعه شناس در رابطه با سبك هاي مختلف زندگي معتقد است كه زندگي ،حالت زندگي فرد است و با طبقه اقتصادي - اجتماعي فرد ارتباطي تنگاتنگ دارد و در نهايت هويت اجتماعي او را خلق مي نمايد. به بيان ديگر ، سبك زندگي شيوه ي زندگي افراد و گروه هاي مختلف  يك جامعه است.افراد هر جامعه اي در پذيرش هر سبكي از زندگي با پيروي از الگوهاي رفتاري ، باورها و يا هنجارهاي ارزشي اجتماعي يا انتخاب نهادهاي فرهنگي خاص عمل مي نمايند.
وي تصريح كرد : سبك هاي زندگي به طور معمول برمبناي سازمان اجتماعي مصرف شكل مي گيرد و بر نگرش هاي هنجاري مرتبط با مصرف تاكيد دارد. به بيان ديگر بايد اذعان داشت مصرف در تعيين ويژگي ها و هويت مردم به ايفاي نقش مي پردازد.
محمدي با تاكيد براين كه فرهنگ مصرفي در جامعه امروزه كانون اصلي زندگي اجتماعي افراد شده ،  مي گويد :در سبك زندگي جديدي كه به دنبال گسترش روز افزون تبليغات تجاري ايجاد شده ، مصرف كانون اصلي زندگي اجتماعي و حتي ارزش هاي فرهنگي شده است و اين مفهوم غلبه » فرهنگ مصرف« بر سبك زندگي جامعه را نشان مي دهد.
  دسته بندي سبك هاي زندگي
  اگر مشتاق هستيد تا بدانيد در كدام يك از دسته بندي هاي سبك زندگي قرار داريد ، با ادامه گزارش با ما همراه باشيد.براي مطالعه ي تاثير آگهي هاي تجاري و تبليغات بر تغيير سبك هاي زندگي لازم است تا نگاهي دقيق تر به مفهوم سبك زندگي و دسته بندي هاي آنان داشته باشيم در واقع سبك زندگي حكايت از چگونگي انتخاب افراد در پوشش ظاهري ، كارهاي روزمره ،گذران اوقات فراغت و بسياري انتخاب هاي ديگر دارد. بر اساس همين انتخاب هاست كه سبك هاي زندگي دسته بندي هاي مختلفي پيدا مي كند.
1- سبك زندگي مدرن ؛
در اين سبك تمايل برخورداري از عناصر زندگي مدرن مانند استفاده از وسايل تختخواب و صرف غذا برروي ميز‌، وجود دارد.
2- سبك زندگي سنتي ؛
در اين سبك‌، انتخاب ها ، طرز رفتار و روابط اجتماعي بر اساس الگوهاي سنتي شكل مي گيرد . از نگاهي ديگر نيز سبك زندگي بر مبناي طبقه ي اجتماعي قايل و دسته بندي است.
3- سبك زندگي طبقات مرفه ؛
شيوه هاي زندگي طبقات مرفه جامعه با نقش هاي داراي منزلت اجتماعي بالا و الگوهاي پوشش ظاهري و تجملات و تاكيد بر ثروت ، دارايي و رفاه به عنوان ارزش همراه است.
4- سبك زندگي اقشار متوسط ؛
افرادي كه به لحاظ نقش اجتماعي ، درآمد و انتخاب ها به طبقه ي متوسط جامعه تعلق دارند.
5- سبك زندگي طبقات پايين ؛
گروهي كه نقش هاي پايين اجتماعي را پذيرفته اند‌، شيوه ي زندگي و گذران اوقات فراغت ارزان و تاكيد بر ارزش هاي غير مادي زندگي ، ويژگي آن هاست.
فاطمه محمدي معتقد است كه مي توان تعريف هاي ديگري نيز با توجه به نوع كالاي مصرفي داشت به نحوي كه  در سبك زندگي مبتني بر مصرف كالاي فرهنگي ؛الگوهاي رفتاري ، ارزش ها و هنجارها ، نشانه ي اهميت به مسايل فرهنگي است و در سوي ديگر در سبك زندگي مبتني بر مصرف كالاي اقتصادي ؛توجه به خريد و مصرف كالاهاي داراي ارزش اقتصادي و منزلتي وجود دارد و مصرف و نمايش كالاهاي گران قيمت به عنوان نمادي از منزلت اجتماعي مطرح مي شود.
اين سبك مورد تاكيد اغلب تبليغات هاي تجاري است. چرا كه در سايه چنين نگاهي به زندگي ،فرهنگ مصرف و بازار تضمين شده اي شكل مي گيرد كه تا بي نهايت مشتري دارد.
اين جامعه شناس در ادامه صحبت هاي خود مي گويد : اگر چه مطابق قاعده ، تبليغات و آگهي هاي تجاري بايد نقش آگاه سازي و اطلاع رساني درباره ي كالاها و خدمات را ايفا كنند اما اين پيام هاي ذائقه ساز در لايه هاي دروني خود براي تضمين بازار فروش كالاها و خدماتي كه هر روز بر طول و عرض تعدد و تنوع آن ها افزوده مي شود برنامه هاي بلند مدتي براي تغيير نگرش ها ، باورها ، ارزش ها و حتي سلايق مردم جامعه دارند. بدون ترديد آگهي هاي تجاري،تغيير سبك زندگي افراد جامعه را هدف نهايي خود قرارداده اند.
چرا كه با تغيير سبك زندگي به سمت و سوي حاكميت فرهنگ مصرف گرايي ، افزون بر بازار فروش ، نظام سرمايه داري با عرضه ي كالاها و خدمات جديدتر و روز نياز جديد را در جامعه ي مخاطبان خود كه به گستردگي تمام اقشار و طبقات جامعه هستند ، خلق و با اين تدبير خزانه هاي بي انتهاي خود را پر و در عوض ذخاير فرهنگ و ارزش هاي اصيل جوامع را روز به روز خالي تر مي كنند.
  تبليغ مصرف زدگي در كشور ما
  با نگاهي به آگهي هاي تجاري در كشور‌، رويكرد غالب در اين آگهي ها سطحي وعامه پسند بودن  و توجه صرف به بازار مصرف بيشتر و در نتيجه دور شدن از فضا و كاركردهاي فرهنگي است. آگهي هاي بازرگاني در كشورمان بيش از آن كه كاركردي مثبت در راستاي گسترش توليد و تجارت و رشد اقتصادي و يا فراهم آوردن امكان دسترسي اقشار مختلف جامعه به كالاها و خدمات داشته باشد ، كاركرد و بازتاب هايي منفي در جامعه موجب شده است به گونه اي كه مي توان انعكاس اين بازتاب را از فضا و تغييرات ايجاد شده در جامعه  به خصوص تغيير سبك زندگي و استيلاي فرهنگ مصرف گرايي به عنوان فرهنگ غالب دريافت.
فاطمه محمدي نيز با تائيد اين گفته ها‌،‌پرده از واقعيت هاي تلخ تري بر مي دارد. آن جا كه در نتيجه ناكامي عده اي از اقشار جامعه در دسترسي به نوع فرهنگ مصرفي تبليغ شده در رسانه ها‌، فساد بوجود مي آيد.
وي مي گويد : تبليغات در كشور ما به صنعتي براي توليد خوراك فرهنگي مبدل شده است. به بيان ديگر ، تبليغات از راه گسترش مدهاي اجتماعي در قشرهاي مختلف جامعه ، توليد نياز مي كنند . طبقاتي كه توانايي پاسخ گويي به اين نيازها را دارند ، به سمت مصرف بيشتر تشويق مي شوند اما اقشاري كه از توانائي كم تري برخوردارند‌، براي دستيابي به كالاها يا خدماتي كه در هنجارهاي جديد تزريق شده به جامعه داشتن آنها ارزش تلقي مي شود با دو راهكار مواجه اند‌، يكي تلاش بيش تر براي رسيدن به اين هدف و ديگر ناديده گرفتن بخشي از نيازهاي حقيقي براي رسيدن به نيازهايي كه بيلبوردهاي تبليغاتي يا آگهي هاي تلويزيوني، بروشورها و حتي برنامه هاي راديويي در گوششان فرياد مي كنند.
از سوي ديگر‌، اگر با به كارگيري اين راهكارها بازهم توفيق در دست يابي به اين نيازهاي جديد اجتماعي حاصل نشود در سايه ي تغيير ارزشهايي كه كنترل كننده ي دروني به شمار مي روند وكم رنگ و جدي نبودن كنترل كننده هاي بيروني نظير پيگيري و مجازات ها ، بسترها براي رخ دادن سرطان اجتماعي فساد فراهم خواهد شد.

خنده سالم ، گره گشاي خم ابروي جامعه

    مي خندد و از گوشه چشم، خشم همسرش را حس مي كند. بي اعتنا از شليک چشم غره اش مي گذرد. مي داند نرسيده به خانه خنجر هاي زهرآلود سرزنش و دشنام به قلبش اصابت خواهد کرد و کسي پاره پاره شدن قلبش را نخواهد ديد. جنگجوي فولاد تني که روزي فاتح قلبش بود، بي رحمانه بر سرزمين دلش خواهد تاخت و بهانه آغاز اين جنگ نابرابر؛ خنديدن و لبخند زدن به جوک هاي بامزه و خنده دار پسر عموي اش است.
مي خندد براي پاهاي لرزان و سست که براي ايستاندن دست به دامان عصاي چوبي شده اند. پاهاي پيرمرد رنجور از ارابه هاي آهني مي ترسند و راکبان ارابه آهني از اين ترس بهانه اي تراشيده اند براي خوش بودن و خنديدن به هر حرکت لرزان پيرمرد . اين راکبان سرخوش تنها به خاطر خنده، سر به سر پيرمرد رنجور مي گذارند و از گره خوردن ابروهاي پرپشت پيرمرد بيشتر لذت مي برند. خشم پاهاي پيرمرد را بيشتر لرزان مي كند. سواره بر ماشين لوكس مثل اسب رم كرده  شتاب  مي گيرند و صدايشان در گوش پيرمرد پژواك مي شود: پدرجان رو ويبره اي، خوب مواظب باش از خيابون ردشدن ترس داره ها! هههه هاها....
مي خندد براي لهجه شيرين شهرستاني مراجعه کننده و پا فراتر مي گذرد، براي شادبودن تقليد صدا مي کند تا صداي قهقه همکاران زن در فضاي تاريک راهرو بپيچد. فضا براي نفس کشيدن مسافر غريب تنگ شود و با بغض ديار غربت را ترک کند.
مي خندند و روزه سکوت مسافران اتوبوس را مي شکنند. خنده دسته جمعي و قهقه زدن براي عطسه همکلاسي، مزه ريختن، تکه پراکني براي همديگر، عادت هاي همه روزه نوجواناني هستند که بعد از يک نيمروز بودن در مدرسه اي که حتي براي لبخندي کوتاه توبيخ مي شوند، حکم رهايي از اسارتي سخت و نفس گير را دارد .مي خواهند همچون پرندگان آزاد قبل از رسيدن به خانه که نبايد آنجا هم بخندند، شادباشند! چون خانواده ها معتقدند دختر نبايد باصداي بلند بخندد، عيب دارد ! بي محابا مي خندند و نمي خواهند  ناراحتي و عصبانيت مسافران اتوبوس فرسوده را که مي خواهد به دور از هياهوي زندگي اندک زماني چرت بزنند، ببنند.
مي خندد، نه! لبخند زيبايي بر كنج لبش نقش بسته است. اشتباه نكنيد لبخند ژوکوند در شاهکار مشهور داوينچي را نمي گويم. اين لبخند حقيقي شهروندي است که از بوييدن نسيم بهاري به وجد آمده . از كنارم به آرامي مي گذرد، دست راستش را براي لمس قطره هاي باران باز كرده است، قطره هاي باران كه به دستش سلام مي كنند آنها را مي بوسد و بو مي كشد. عابران ديگر مات و مبهوت نگاهش مي كنند، سري تكان داده و اظهار تاسف خود را با زمزمه وردي نشان مي دهند. ولي من از لبخندش انرژي گرفتم و از آن روز تصميم گرفتم سهمي در ستاره چيني قطره هاي باران داشته باشم.
چگونه مي خنديد؟
مي خندي و باور داري خنده بر هر درد بي درماني دواست. مي خندي بدون چون و چرايي و يا براي خنديدن دنبال بهانه مي گردي؟ با چه كسي مي خندي؟ مطمئني با خنده تو چشماني اشك آلود نمي شود؟ آيا با لبخندت صداي شكستن قلبي در كنج غلوت تنهايي پژواك مي شود؟ جنس خنده ات را مي شناسي؟
«بخند به روي دنيا تا دنيابه روت بخنده» شعار زندگي ات شده؟ و از همين شعار تبري ساخته اي براي ويراني روح و روان ديگران ساخته اي؟ تا به حال شده موقع خنديدن اطرافت را ديد بزني و نگاه بقيه را بخواني؟
هيچ کس مخالف خنديدن و شاد بودن نيست و باور داريم در عصر حاضر خنده يکي از ابزارهاي قدرتمند بشر براي رسيدن به آرامش و سلامت روح، روان و جسم مي باشد. همگي مي دانيم خنده شامل مجموعه اي از هجاهاي شبه آوايي کوتاه مانند " ها ها " يا " هه هه " و غيره است که اين هجاها بخشي از واژگان جهاني بشر هستند و درتمام فرهنگ ها به کار مي روند و قابل شناسايي هستند. به عبارت ديگر خنده زبان پنهاني و مشترک هم? افراد جهان يعني زباني است که همه آن را مي دانند .
ولي صحبت اينجا است چرا استفاده درست و صحيح از اين پديده نمي شود. جايي که خنده بايد موجب آرامش و تسلي خاطر باشد، موجبات رنجش و ناراحتي مي شود . خنده ها و قهقهه هاي كشدار، تكه سنگي براي شكستن بلور آسايش و آرامش ديگران مي شود و حتي به مانند جرقه اي درگيري و نزاع در اماكن عمومي را شعله ور مي کند. گاهي به جاي اينکه به همسفران زندگي لبخند هديه بدهيم، تخم کدورت و بدگماني را در دل آنها مي کاريم. 
يکي از دوستان چندي پيش تعريف مي کرد: »وقتي همسرم از محل کار تماس مي گيره به سردي جوابم  رو مي ده و بدون خداحافظي گوشي رو ميكوبه. اينکه چيزي نيست خونه هم که مياد مي گه خستم بايداستراحت کنم. در حالي که يه روز وقتي سرزده رفتم ادارش، ديدم داره براي همکاراش لطيفه تعريف مي کنه. هم اتاقي هاش از خوشمزدگي و با نشاط بودنش تعريف مي كردن و به پر انرژي بودنش غبطه مي خوردن .خانم هاي همکارش مي گفتن: خوش به حالتون خانوم، اين همه مشكلات هست ولي اصلا خم به ابرو نمي ياره. اشتباه نكنيم امكان نداره با هم دعوا كنيد از بس همه چيز رو آسون مي گيرن!
اما كسي نمي دونه خنده و شادبودن ايشون مخصوص ديگرون هست و خانواده اش سهمي از اين خنده ها و لبخندها ندارد.در دنياي همسرم، نبايد به روي زن و بچه خنديد نکنه پررو بشن. باورش شده خانواده بايد تماشاچي خنده ها و شادي اون با غريبه ها و فاميل باشن. اين کاراش چه معني داره ....»
به راستي چرا صحيح خنديدن در جامعه ما آموزش داده نمي شود؟ مگر نه اينکه در فرهنگ غني اسلام بر تک تک رفتارها و کردارهاي فردي و اجتماعي انسان چارچوب کامل و جامعي تعريف شده است پس به چه دليل بازتاب اين دستورالعمل هاي کارآمد را در جامعه کمتر مي بينيم؟ برخي از افراد همنوع خود را به بهانه خنديدن و خوش بودن دست مي اندازند و قهقه هاي كشدارشان فضايي براي شنيدن صداي شكستن دلها را باقي نمي گذارد. اين عادت همه روزه آدمهايي است كه از بغض ديگران، حربه اي ساخته اند براي لذت بردن و سرخوش بودن.
خطوط قرمز خنده از ديدگاه اسلام
عباس نصيري فرد، استاد دانشگاه و روحاني با اشاره به اينکه در آيات و آموزه هاي اسلامي چگونگي پرداختن به شادي بيان شده است، مي گويد:شادي و خنده در ارزشهاي اسلامي جايگاه ويژه دارد و احاديث گوناگوني از بزرگان دين مبني بر خوش رويي و بانشاط بودن نقل شده است. در عين حال مسخره گي، فكاهي پردازي و لطيفه گويي با نيت تمسخر همنوعان نهي شده است چرا که نه تنها هر لطفي را از كلام   مي ستاند بلكه همانند نيشي بر جان مردماني پاك و شريف فرو مي رود.
"خداوند در آيه 11 سوره حجرات به صراحت مي فرمايد:« كساني كه خود را بهتر مي يابند و از خود متشكر هستند به استهزا و تمسخر اقوام ديگر مي پردازند، اگر اين افراد به خودشان و آناني كه مسخره شان مي كنند خوب نگاه كنند و با دقت و تامل بنگرند شايد آنان را از خود بهتر بيابند».
نصيري فرد ادامه مي دهد: گروه هاي قومي يا اجتماعي كه به جهت اختلاف طبقاتي و دسته بندي هاي حزبي و گروهي به تمسخر ديگران مي پردازند و با ديدي کور، خود را فراتر از ديگر اقوام مي بينند و به راحتي همنوع خود را آزار مي دهند.
"قرآن مجيد در آيه 58 و 59 سوره مائده با اشاره به ريشه رواج تمسخر انسان ها در جامعه مي فرمايد: وقتي شما به نماز مي ايستيد دشمنان شروع به استهزا و تمسخر شما مي كنند تا از شما انتقام بگيرند. اين مسخره گي، بازي ها و شكلك هايي كه در مي آورند از روي كينه خواهي و انتقام جويي است.”
اين استاد دانشگاه، دامن زدن به اختلافات ميان قوم ها و گروه ها را نخستين اثر مخرب همه گير شدن تمسخردر مناسبت هاي اجتماعي دانست و اشاره مي كند: رواج اين ناهنجاري در جامعه، مومنان را از يك ديگر دور ساخته و دوستي را از ايشان مي راند و موجبات عداوت در ميان ايشان را فراهم مي آورد. از اين روست كه قرآن در سوره حجرات از اموري چون غيبت و تمسخر بازداشته و از مومنان خواسته كه اين شيوه رفتاري را كنار گذاشته و به تمسخر و غيبت ديگران نپردازند.
وي »ارتداد« را دومين پيامد تمسخر کردن انسان ها عنوان کرده و مي گويد: کساني که استهزاي مومنان کار هر روزشان شده، به مرور دل هايشان مي ميرد و اندك اندك از دايره ايمان خارج مي شوند.
"توجه به آيات قرآني و احاديث ائمه اطهار نشان مي دهد اختلاط و روابط بي‌حدو مرزي که متاسفانه در سطح جامعه رواج پيدا کرده و به اسم روشنفکري به آن دامن زده مي‌شود برخلاف معارف اسلامي و آموزه‌هاي ديني است."
اين کارشناس علوم قرآني بر فراهم سازي زمينه شادي جمعي در چارچوب امنيت اخلاقي جامعه تاکيد کرده و اضافه مي کند: اعياد و مناسبت هاي ملي و مذهبي، بهترين فرصت براي تحقق نشاط و شادي دسته جمعي هستند. اصطلاحي به نام« شادي اسلامي» بايد وارد دايره فرهنگ ما شود. متاسفانه هنوز ما روش تحقق خنده سالم را نمي دانيم. ما بايد جوانان را با شادي حقيقي آشنا و همراه كنيم.
وي در پاسخ به اين سوال که "دين مبين اسلام چه دستور العملي براي اينکه با چه کسي بخنديم  دارد؟" جواب مي دهد: پيامبر اكرم (ص) در اين خصوص مي فرمايد: «هرکس با نامحرم خويش شوخي و مزاح کند به اندازه هر کلمه اي که در دنيا سخن گفته باشد، خداوند هزار سال او را در زندان دوزخ    نگه خواهد داشت».
"اين حديث به وضوح عمق فاجعه اي را به تصوير مي كشدکه در جامعه ما در حال عادي شدن است و بايد زنگ خطري براي كساني كه حريم  برخورد و رفتار با نامحرم را ناديده مي گيرند و به خاطر شادي كاذب روح و روان خود را از تسخير شادي حقيقي محروم مي كنند، به صدا درآيد. "
شادي جمعي يا هنجارشكني
دكتر امان قرائي مقدم، جامعه شناس با اشاره به اينكه مسووليت ايجاد شادي جمعي بر عهده مديران ارشد جامعه است، مي گويد: تحقيقات نشان داده است كه در تمام جوامع، شاد بودن باعث افزايش كارايي مي شود. اين فرضيه تقريباً از دهه 1930 ثابت شده و  تئوري روابط انساني نشات گرفته از امر خنديدن است.
وي مي افزايد: از نظر جامعه شناسي، شادي نه تنها در بعد اقتصادي بلكه در ابعاد سياسي، فرهنگي و تربيتي تاثير همه جانبه دارد. به همين دليل همه كشورها سعي مي كنند حتي امكان همه عناصر لازم را براي بروز شادي فراهم كرده و ابتكارهايي براي سوق دادن جامعه به سمت شاد زيستن به خرج دهند.
وي اضافه مي كند: من شادي جوانان ايراني را شادي واقعي نمي دانم. در واقع لبخند واقعي ندارند چرا كه  جوان ايراني به شادي پناه مي آورد ولي قلب و روحش شاد نيست. دليل اين مدعا روي آوردن به شادي هاي جمعي است كه در درون خود سطحي از هنجارشكني را به همراه دارد.
اين جامعه شناس معتقد است: نگراني هاي برانگيخته شده از بروز شادي هاي اجتماعي، حاصل شناخت نداشتن از ويژگي هاي نسل جوان و كاركردهاي مثبت شادي در جامعه است.
"بايد پذيرفت شادي قابل تزريق و نفي نيست و بايد با مهيا كردن بسترهاي اقتصادي، سياسي و اجتماعي - فرهنگي شادي جمعي را به يك فرهنگ عمومي تبديل شود. اين تنها گزينه اي است كه از بار آسيبهاي فردي و اجتماعي شادي مي كاهد."
وحيده عامري، دانشجوي هنر مي گويد: متاسفانه فرهنگ شادي در جامعه ما درست تبيين نشده است و حتي رسانه ها نيز به اين فرهنگ توجه چنداني نشان نمي دهند.
وي اضافه مي كند: رسانه هاي جمعي در چند سال اخير سعي كرده اند فرهنگ شادي را رواج دهند، اما هنوز به درك درستي از شادي و چگونگي بسترسازي آن دست نيافته اند. خود جوانان هم در هاله اي از ابهام مانده اند كه شادي حقيقي چيست؟ كدام شادي گناه محسوب نمي شود؟ كدام شادي مورد توجه خانواده ها با عقايد مختلف قرار مي گيرد؟
 و هزاران سوال بي جواب...
"متاسفانه مسوولان فرهنگي ما هنوز نتوانسته اند شادي حقيقي را از شادي كاذب بازشناسند تا جوان در بهبوحه حساس سن و تخليه هيجانات دروني راه را به بيراهه نرود."
کالبدشکافي خنده
خنده؛ پديدهاي است براي ابراز شادماني و در بين موجودات زنده فقط انسان از اين توانايي برخوردار مي باشد. روان شناسان معتقدند، چون مقدار زيادي انرژي ذخيره شده و واپس زده رواني به خاطر بروز مسايلي مثل؛ کنترل شديد محيط، حوادث اتفاقي راهي به بيرون پيدا نمي کنند از پنجره خنده تخليه مي شوند و آرامش همچون نسيم بهاري به درون انسان راه مي يابد.  
روان شناسان، ضريب اطمينان ذهن و روان را در آيينه خنده مي نگرند که نقش مهمي در بيرون راندن انرژي هاي هيجاني ايفا مي کند. از اين رو به متوليان امر توصيه مي کنند که محيط هاي کاري، آموزشي و خانوادگي را به محيط هاي شاد و پر خنده تبديل کنند.
تحقيقات علمي نشان مي دهد؛افسردگي به دستگاه ايمني بدن در برابر بيماري آسيب مي رساند در حالي که خنده، دستگاه ايمني را با کاهش کورتيزولتقويت مي کند. جالب است بدانيم هيچ ورزشي نمي تواند مثل خنده بيشتر عضلات بدن را به جنبش در آورد. خنديدن از بروز انواع سکته ها و حملات قلبي جلوگيري مي کند و بهترين درمان براي افراديکه با عارضه فشارخون دست و پنجه نرم مي کنند، به شمار مي رود.
در ضمن کساني که اغلب لبخندي شيرين بر لب دارند، شکيبايي بيشتر و قدرت يادگيري فوق العاده  از بارزترين ويژگي هاي اين افراد محسوب مي شود.
بيهوده نبوده است که در گذشته، پادشاهان در دربار خود دلقکي داشتند تا اسباب خنده و شادي آنان را فراهم کند. و فردوسي، شاعر پرآوازه ايران زمين مي گويد:  بد و نيک هردو ز يزدان بودلب مرد بايد که خندان بود.
دكتر آزاده شيرواني خنده را اين گونه تعريف مي كند: خنده دراصل نوعي آوا سازي اجتماعي است که موجب پيوند افراد با يکديگر مي شود و واکنشي ناخود آگاهانه نسبت به نشانه هاي اجتماعي و زبان شناختي است . مهم ترين وجه در توضيح و تبيين خنده، وجه اجتماعي آن است زيرا خنده بيشتر رفتاري اجتماعي است که درحضور مخاطب معنا و مفهوم پيدا مي کند و بروز مي يابد .
"در حقيقت خنده يکي از بهترين راه ها براي ايجاد استحکام و گرمي يک رابطه است. ارزش و تأثير مثبت خنده به فردي که مي خندد محدود نمي شود زيرا خنده مسري است و موجب تغيير حالت روحي ديگران و بهتر شدن حال آنان مي شود ."
وي با بيان اينكه زنان بيشتر از مردان مي خندند و در طلب شوخ طبعي هستند، ادامه مي دهد: ولي اين مردان هستند که بيشتر از زنان زمينه بوجود آمدن خنده را فراهم مي کنند . به همين دليل تعداد کمدين ها و طنزپردازان مرد بيشتر است . از سوي ديگر زنان نسبت به مرداني که آن ها را بخندانند کشش بيشتري نشان مي دهند و مردان نيز به زناني که در حضور آنان از صميم قلب بخندند بيشتر علاقه مند هستند. بر اساس برخي پژوهش ها، خنده زنان نشانه اي آشکار از به بار نشستن يک رابطه سالم است.
"متاسفانه با گذشت زمان و افزايش سن شاهد کاهش بروز خنده در روابط زناشويي هستيم . حال آن که لبخند اکسير جواني است و لبخند زدن باعث مي شود افراد جذاب تر، سرزنده تر و جوان تر به نظر برسند .
خنديدن و لبخند زدن مسئوليتي است که فرد نسبت به خود، اعضاي خانواده و جامعه دارد و بايد ادا شود. لذا شيوع چهره هاي عبوس دريک جامعه حاکي از وجود نوعي تهديد رواني عمومي است که سلامت جامعه را مسخ و تحريف مي کند. ضرب المثلي انگليسي مي گويد: دنيا مانند آينه است ، اگر درآن بخندي به تو مي خندد و اگر نخندي برعكس. "
روز جهاني خنده
مردم سراسر دنيا روز جهاني خنده را هر سال در نخستين يکشنبه ماه مه برابر با 17 ارديبهشت گرامي ميدارند.  اولين جشن در هندوستان برگزار شدکه دکتر مادان کاتاريا، بنيانگذار حرکت يوگاي خنده آن را برپا کرد.
صدها هزار نفر در سراسر دنيا به مناسبت "روز جهاني خنده" گردهم مي آيند و به صورت دسته جمعي مي خندند. جشن گرفتن و بزرگداشت روز جهاني خنده يک رسم مثبت براي صلح جهاني است و قصد آن بيداري جهاني براي برادري و دوستي از راه خنده است. محبوبيت اين روز هرسال بيشتر مي شود.
نکته جالب اينکه يک مدرسه خنده در يکي از دانشگاه هاي فرانسه تاسيس شده است که با هدف رها کردن روح و روان از استرسهاي روزانه، دوره هاي آموزشي برگزار مي کند . در اين دوره هاي آموزشي  تکنيکهاي لودگي، تحريک خلاقيت در خنداندن و متدولوژي خوش خلقي آموزش داده مي شود.
در همين راستا مسوولان و  برنامه ريزان بايد روز جهاني را مغتنم بشمارند و با ابتكاري جديد علاوه بر بسترسازي براي شادي جمعي، فرهنگ شادي صحيح را ترويج دهند.
 لبخند واقعي
شکسپير، شاعر و نمايشنامه نويس انگليسي مي گويد:»اگر قرار است براي چيزي زندگي خود را خرج کنيم ، بهتر آن است که آنرا خرج لطافت يک لبخند واقعي کنيم« .
دكتر آزاده شيرواني با اشاره به اينكه خنده حقيقي، در قلب روابط اجتماعي متولد مي شود و منعكس كننده احساس هاي دروني افراد است، اضافه مي كند: ما بايد شادي واقعي را از كودكان ياد بگيريم كه لبخندشان بيانگر دوستي‌، عشق و محبت است‌.
"خنده سالم سبب برقراري پيوند محبت آميز ميان افراد، جلوگيري از آسيب هاي اجتماعي و رشد و آرامش جامعه بشري مي شود. جامعه شناسان، شاد بودن شهروندان را از مهمترين شاخص هاي ارزيابي جوامع مي دانند.
براي شادي و نشاط به دنبال بهانه هاي گوناگون مي گرديم در حالي که منشا شادماني را بايد در قلب و درون خود جست و جو کرد و به مسرت باطني دست يافت. البته شادبودن از علايم داشتن اعتماد به نفس و خودباوري و عامل ارتباطات زيباي انساني است. انسان هايي که لبخند بر لب دارند و چهره اي گشاده از خود نشان مي دهند، کساني هستند که خود را  باور دارند."
وي خاطرنشان مي كند: خنده؛ دسر مخصوص سفره ارتباطات خانواده ها بايد باشد يعني ارتباط مثبت و خوشايند افراد در زندگي خصوصي شان در سايه شور و نشاط خانواده شكل مي گيرد.حتي اگر شرايط زندگي به ميل و خواست ما نباشد، مي توان به بهانه هاي مختلف شادمان بود.
"متاسفانه در سيستم آموزشي و تربيتي ما مهارت هاي زندگي به درستي آموزش داده نمي شود و جوانان آمادگي رويارويي با اتفاقات تلخ و شيرين زندگي را به دست نياورده وارد اجتماع مي شوند.
بهتر است متوليان و برنامه ريزان امور اجتماعي، گمشده اي به نام نشاط اجتماعي را در فضاي جامعه ايراني اسلامي احيا کنند. کاش هر وقت سوال شد؛ آخرين باري كه از ته دل خنديدي كي بود؟ بگوييم چند دقيقه پيش!
کاش همه بخندند و کاش ديگر کسي روي آب نخند!

 اين گزارش زيبا توسط زينب مسيبي همسر عزيزم نوشته شده است.

فاصله كهكشاني سازمانهاي مردم نهاد با آرمانهاي مدنظر!

جوامعي هستند كه از همسويي اهداف و نگاه بخشي از افراد جامعه و همچنين مشاركت مردم با يكديگر براي تحقق يك هدف مشترك  تشكيل مي شوند كه مي توانندنقش مهمي در توسعه ايفا كنند. اين جوامع كه از آنها با عنوان سازمانهاي مردم نهاد يا همان به قول امروزي »سمن ها« ياد مي شودنقش اساسي در جريان كمك به توسعه‌، ايجاد ظرفيت اجتماي در مراحل برنامه ريزي و سازماندهي فعاليت هاي توسعه دارند .در تعريفي ديگر ازاين سازمانهاآمده است كه سمن ها ، گروه هاي كوچكي هستند(متشكل از افراد علاقمند به رفع يك معضل در جامعه )كه براي تحقق هدف خود به صورت داوطلبانه در يك ساختار قانوني و منسجم به صورت غير دولتي ،غير سياسي ، غيرانتفاعي و غير تجاري به فعاليت هاي خيريه مي پردازند.
با اين تعارف مي خواهيم بگوييم كه سازمانهاي مردم نهاد ، حدواسط بين دولت و جامعه هستند. كسب اطلاعات از دولت و انتقال آن به شاخه هاي خود يا گردآوري اطلاعات در حوزه  فعاليت و ارائه آن به دولت مي تواند به صورت يك تعامل دو سويه و كاركردهاي اساسي يك سازمان مردم نهاد در توسعه فرهنگي واجتماعي محسوب شود.
بهانه پرداختن ما به اين موضوع برپايي جشنواره و نمايشگاه  سمن هاي آذربايجان غربي در پارك جنگلي اروميه بود.
گام نخستي كه اگر چه لرزان بود اما خود ماكتي بود ازتوانمندي ، مشكلات و ظرفيتهاي سازمانهاي مردم نهاد استان كه مي توانند با كسب اعتماد به نفس لازم با حضور در چنين فرصتهايي و بهره گيري از ساختاري قانونمند نقش كليدي و حساس خود را در پيشبرد اهداف توسعه استان و كشور به خوبي ايفا كنند.
  نقش دولت درتامين زيرساخت هاي فعاليتي
  وحيد جلال زاده ،استاندارآذربايجان غربي معتقد است كه ترسيم درست زيرساختهاي لازم براي فعاليت سازمانهاي مردم نهاد به عهده دولت است و اولين گام در سازمانهاي مردم رسيدن به خودكفايي واستقلال مالي است.
وي با اشاره به جايگاه سمن ها بويژه در استان در بخش هاي مختلف عمراني و خدماتي و به طور كلي در توسعه همه جانبه تصريح كرد: يكي ازدلايل موفقيت اين سازمانها تشكيل برمبناي نياز و انگيزه مردم است.
جلال زاده بسيج منابع و امكانات و نظارت همه جانبه را سه اقدام مهم و اساسي سازمانهاي مردم نهاد برشمرد و افزود: سازمانهاي مردم نهاد با تاسي از اين سه اصل مهم و تاثير گذار مي توانند باري از دوش مردم جامعه برداشته و در نتيجه بر روند كارهاي مختلف دستگاههاي اجرايي كمك بسزايي كنند.
   هنوز در اول راه هستيم
  دكتر جواد شريف نژاد،فرماندار شهرستان اروميه نيز اعتقاد دارد كه اگر امروز شاهد نقش تاثيرگذار و موثر سمن ها در اهداف توسعه اي نيستيم به دليل اينست كه هنوز در اول راه هستيم.
وي در حاشيه برگزاري نمايشگاه سمن ها در اروميه در گفتگوي اختصاي با خبرنگار كوشا اظهار كرد: به دليل اينكه كشوري در حال توسعه هستيم ، طبيعتاً در مقايسه با كشورهايي توسعه يافته كه جايگاههاي خاصي را براي اين چنين مراكزي تعريف كرده اند ، متفاوت هستيم چرا كه كشورما در اين خصوص يك كشور جواني است وكم كم داريم وارد مراحل جدي تري ازاين بازشناسي و باز تعريف از جايگاه سمن ها مي شويم.
شريف نژاد با اشاره به اينكه يكي از دلايل اين عدم تاثيرگذاري سمن ها در كشور ،نبود چارت قانوني و مصوب است ، افزود: متاسفانه هنوز چارت مصوب و قانوني سمن ها را در كشور نداريم و طبق آخرين اطلاعات بنده، اين موضوع با گذشت 4 سال كماكان در كميسيون اجتماعي مجلس در حال بررسي است و معتقديم كه مجلس مي بايست به اين موضوع پرداخت كند و جايگاهي قانوني براي اين سازمانهاي مردم نهاد يا همان NGO قائل شود.
فرماندار شهرستان اروميه توضيح داد: چارت مصوب كمك كننده است براي سمن ها تا در سيستم اداري از حمايتها و راهنمايي هاي لازم بهره بجويند. چرا كه با وجود اين قانون مشخص ديگر حمايتها و كمك هاي دولتي بسته به نوع تفكر يك مدير سليقه اي نخواهد بود.وي گفت: انصافاً در دولتهاي نهم و دهم كارهاي بسيار خوبي در رابطه با شناساندن جايگاه سمن ها انجام گرفته است .شريف نژاد باورهاي ديني و اعتقادي مردم ايران را يك ويژگي ارزنده براي ورود مردم به حضور در سمن ها و تشكيل سازمانهاي مردم نهاد باتوجه به ماهيت خيرخواهانه آنها دانست و خاطرنشان كرد: در صورتي كه به اين سازمانها به صورت سيستماتيك نگريسته شود و جايگاه قانوني آنها مشخص شود ، آن وقت بسيار موثرتر از امروز خواهند بود.
  وابستگي سمن ها به كمك هاي دولتي
  يكي از غرفه داران نمايشگاه سمن هاي استان در محل نمايشگاههاي دائمي اروميه استقلال سازمانهاي مردم را يك اصل اساسي دانست كه متاسفانه امروزه فقط سايه اي از آن وجود دارد چرا كه به زعم وي ، سمن وقتي سمن است كه وابسته به دولت نباشد و در صورتي كه كمك هاي دولتي قطع شد بتواند روي پاي خودش بايستد واز هم نپاشد.
م - ع معتقد است كه يكي از دلايل عدم استقلال يافتگي سمن ها اينست كه دولت نمي خواهد به راحتي از آنها دست بكشد و به نوعي دستش را هميشه بالاي سر آنها نگه مي داردو حاضر نيست حمايتهاي خود را قطع كند چرا كه دوست دارد اين سازمانها تحت اختيار وي فعاليت كنند.
اما جواد شريف نژاد ديدگاهي مخالف اين كارشناس دارد. به نظر فرماندار شهرستان اروميه مبناي شكل گيري سمن ها اول فكراست سپس فعاليت اجرايي. لذا با توجه به حجم فعاليت ها و هزينه هايي كه صورت خواهد گرفت طبيعتاً اين سازمانهاتوانايي تامين همه اين هزينه ها را ندارند و اينجاست كه نقش حمايتي دولت مطرح مي شود آنهم به شرط مشخص شدن چارت و قانون مصوب در مجلس.وي گفت : اينطور نيست كه دولت نمي خواهد از اينها دست بكشد،اتفاقاً برعكس !ما مي گوييم اين قانوني كه مي خواهد به تصويب برسد بايد حمايتهاي دولتي نيز در آنها منظور شود تا يكسري كارهاي مقدماتي از قبيل تهيه مكان سمن ها و سرمايه اوليه را دولت دراختيار آنها قرار دهد تا اهداف بزرگ آنها شكل گيرد.شريف نژاد معتقد است كه اين كمك را نمي توان به معني دخالت دانست و طبيعتاً اگر نقش دولت را خيلي پررنگ ببينيم نيازخواهد بود كه دولت دخالت هم بكند اما نه دخالت آنچناني ! وي يونيسف را مثال مي زند كه در قالب كشورها كمك هاي خود را انجام مي دهد.فرماندار شهرستان اروميه تصريح كرد: بايد نگاه هاي ما بزرگ شود تا از برخي سوء استفاده هاي احتمالي كه امروزه نيز بعضاً شاهد آن هستيم و عده اي از وجود سمن ها براي اهداف شخصي خود بهره مي گيرند جلوگيري كرد.
  ضعف مفرط اطلاع رساني
  برپايي نمايشگاه سمن ها در پارك جنگلي اروميه فرصت مغتنمي بود تا اين سازمانها ضمن معرفي توليدات و توانمنديهاي خود به آحاد مردم ، امكان برقراري با گروههاي هدف خود را نيز داشته باشند اما با اين همه ضعف مفرط در اطلاع رساني زمان و مكان اين نمايشگاه باعث آن شد تا اكثر قريب به اتفاق غرفه دارها گله مند باشند.
م-ع معتقد است كه تجربه هاي اول برگزاري چنين نمايشگاهي شايدتاحدودي ضعف هاي آن از جمله ضعف در تبليغات و اطلاع رساني را پوشش دهد اما با اين همه وقتي هدف بزرگي چون معرفي توانمنديها و ظرفيتها به گروه هاي هدف مطرح است پس مي بايست در رابطه با اطلاع رساني فعاليت بيشتري انجام مي پذيرفت.وي گفت : صدا و سيماي استان مي توانست در اين زمينه كمك كارخوبي باشد. رسانه هاي مكتوب و مجازي محلي نقششان به هيچ وجه در اين نمايشگاه ديده نشد.
اين غرفه دار افزود: چند روز قبل از برگزاري نمايشگاه مي بايست افرادي خبره و كارشناس با حضور در رسانه ملي ،اهداف شكل گيري و ماهيت سازمانهاي مردم نهاد راتبيين مي كردند.
يكي از بازديدكنندگان اين نمايشگاه نيز ضعف تبليغات را مشكل عمده اين نمايشگاه دانست و گفت: در نمايشگاه قبلي در سالهاي گذشته ،پسرم به دليل اينكه اطلاع رساني خوبي از محل نمايشگاه نشده بود‌، متحمل خسارت و ضررهاي زيادي شد و به همين خاطر در نمايشگاه امسال شركت نكرد.
  مسائل فرهنگي زمانبر است
  فرماندار شهرستان اروميه نيز در رابطه با اين ضعف نمايشگاه گفت: تا آنجائي كه بنده اطلاع دارم ، 50 بنر در سطح شهر در رابطه با نمايشگاه نصب شده بود،علاوه بر اين زيرنويس هاي تبليغي آن نيز در سيماي استاني پخش شد.
دكتر شريف نژاد تصريح كرد : ما از سيماي استان درخواست داشتيم تا براي پوشش نمايشگاه و تهيه وتوليد گزارش حضور داشته باشد واين موضوع را پيگير خواهيم بود ، اما معتقديم كه مسائل فرهنگي زمانبر است ونيازمند يك تلاش دسته جمعي است.وي همچنين اضافه كرد: چند روز قبل از برگزاري نمايشگاه به تمام ادارات ابلاغيه اي زديم كه از سمن هاي متخصص به عنوان مشاور استفاده كنند و دليل اين كار نيز توانمنديهاي مالي و فكري اين سازمانهاست.
فرماندار اروميه در پاسخ به اين پرسش خبرنگار ما كه اگرادارات از ظرفيت هاي سمن ها بهره نگيرند‌،چه اتفاقي رخ خواهد داد ، گفت: اگر ادارات و سازمانها از حضور سمن هاي متخصص بهرهنجويند ما پيگيري مي كنيم و اگر لازم شد برخورد نيز خواهيم كرد.
شريف نژاد معتقد است كه اگر اهداف و نگاه ما دررابطه با ظرفيت سمت ها مشخص شود ، اين سازمانها مي توانند بسيارموثر باشندو دولت نيزاز آنها حمايت خواهد كرد.
  از اهداف به دور بوديم
  يكي ديگر از غرفه داران اين نمايشگاه در گفتگو با ما مدعي شد اگر نفس حضور و شركت در نمايشگاه معرفي ماهيت وجودي و ظرفيت مان به گروههاي هدف بود پس بايد پذيرفت كه10درصد اين موضوع نيز تحقق نيافت.
وي افزود: بيشتر بازديدكنندگان اين نمايشگاه در پي كسب سود و منفعت شخصي بودند و مترصد فرصتي براي خريد اجناس ارزان قيمت و خريد وسايل تزئيني و خوراك در حالي كه ما در بيشتر غرفه ها با مسائلي تخصصي درگير بوديم و انتظار داشتيم بازديدكننده هايي حرفه اي وتخصصي را پذيرا باشيم.
اين فعال محيط زيست در پاسخ به اين پرسش خبرنگار كوشا كه شما چه پيشنهادي براي مسووليني داريد كه از نظر شما هنوز سازمانهاي مردم نهاد را فرهنگسازي نكردند! اظهار كرد:ما تازماني كه اين حلقه مفقود را پيدا نكنيم و حلقه مردم را به دولت وصل نكنيم و تا زماني كه دولت به مردم بيش از اين نزديك نشود‌، نه دولت كارايي خوبي دارد و نه مردم به خواسته هايشان مي رسند.پوشش اين حلقه ها بيشتر به سازمانهاي مردم نهاد بر مي گردد نهادهايي كه روزي NGOهستند در يك روز ديگر سمن و ... اما بايد پذيرفت كه ماهيت وجودي توانمندي آنهاست كه مهم است نه تغيير نامشان. اين نهاد در حيطه اجتماعي و فرهنگي مي توانند كار كنند بخشي كه از نظر من بي تحرك است.وي ادامه داد: از سازمانهاي مردم نهادحمايتي صورت  نمي گيرد زيرا اول اينكه بستر هاي فرهنگي اش آماده نيست و معرفي كردن آنها نيز بسيار هزينه بر است و دوم اينكه ساز وكار مشخصي از سوي بدنه دولت براي حمايت وجود ندارد چون اصولاً قانوني نيست و دولت با شك و ترديد با اين سازمانها ارتباط برقرار مي كند و اين نوع وضعيت باعث مي شود تا اين سازمانها بيش از آنكه تخصصي باشند‌،داوطلبانه كار مي كنند و با اين اوصاف هم انتظار حضور بازديد كننده تخصصي و گروههاي هدف در نمايشگاه انتظار چندان معقولي نيست.
  مشكلات دست و پاگير
  حميد ابراهيمي ، مدير كل امور اجتماعي استانداري آذربايجان غربي نيز معتقد است كه ناتواني مديران سمن ها در برنامه ريزي بلند مدت‌، به رسميت شناخته نشدن سمن ها توسط برخي دستگاههاي اجرايي ،عدم حمايت مالي سمن ها توسط دولت به دليل مصوبه صريح مجلس در اين خصوص ، وجود آئين نامه هاي متعدد و موازي دستگاههاي مختلف و ناآگاهي گروههاي هدف از كاركرد سمن ها از جمله مشكلات اين سازمانها است.
يكي ديگر از صاحبان غرفه در اين نمايشگاه در گفت وگو با ما به نكته جالبي اشاره كرد كه ترجيح داديم ، پايان بخش گزارشمان حرف هاي اين جوان خوش ذوق باشد كه به تنهايي باكوله باري ازدانش و تخصص در غرفه اش نشسته بود و به مردمي نگاه مي كرد كه بي تفاوت ازكنار غرفه او رد  مي شدند و كمي آن طرف تر نظاره گر لباس عروس بودند.
او گفت: يك ناراحتي و گله اي كه من دارم اين است كه متاسفانه منافع فردي هميشه بر منافع گروهي مي چربد و همين عامل اختلاف است . سازمانهاي غير دولتي نياز به حمايت دارند از نظر منابع مالي در خصوص بحث امور خيريه و مسجد سازي و مدرسه سازي راحت هزينه مي كنيم راحت اعتماد  مي كنيم كه پول بدهيم اما در آموزش عام المنفعه يا  در بحث فعاليت داوطلبانه و يا در بخش فرهنگي اجتماعي ،مردم حمايت نمي كنند چون مسجد و مدرسه بناي مشهودي ات است و به چشمشان مي آيد ولي در بخش فرهگي و اجتماعي چون مشهود نيست به جهت آن حمايت چنداني صورت    نمي گيرد ما ازاين قسمت خيلي ناراحتيم . تامين منابع كارها خيلي سخت است و از افراد فرهيخته و دلسوخته انتظار داريم به اين بخش نگاه كنند.
 صحبت هاي زياد ديگري نيز در رابطه با وضعيت امروز سازمانهاي مردم نهاد بويژه در حوزه تخصصي و حتي خلا بسياري از سازمانها درتوسعه يافتگي استان بود كه مجال كافي براي پردازش به اين امرميسر نيست و موكول مي كنيم به گزارشات بعدي. با اين همه جشنواره و نمايشگاه سمن ها در اروميه را فرصت مباركي ديديم تا حداقل براي بار نخست هم كه شده تجربه كنيم آنچه را كه كشورهاي توسعه يافته مدتها قبل از ما اين مسير را با آزمون و خطا پيمودند و ضمن رفع نواقصات و تقويت نكات مثبت ،به جايگاهي دست يافته اند كه سازمانهاي مردم نهاد در آن كشورها به ابزاري قدرتمند در بحث تصميم گيري هاي خرد وكلان مبدل گشته اند.
اميدواريم تا در كشور ما نيز دروهله اول ضمن تعيين تكليف اين سازمانها درمجلس شوراي اسلامي بزودي ، نوع نگاه ها نيز به اين بخش ها تغيير يابد و اين سازمانها را نيز در امورات توسعه يافتگي پذيرا باشند و به هر روي در جامعه خواهان توسعه پايدار نمي توان فعاليت سازمانهاي مردم نهاد را ناديده گرفت و به همين دليل بايد بسترهاي مطلوبي براي فعاليت اين سازمانها فراهم شود تا بتوان به سوي توسعه پايدار گام برداشت.

نهال 12 ساله اي كه خيال بلوغ ندارد !

12 سال مي توانست فرصت خوبي باشد براي به ثمر رسيدن نهال اجتماعي شوراهاي اسلامي شهر و روستا اما بررسي عملكرد اين سه دوره از شوراها نشان مي دهد كه شوراها در گذر زمان ضمن اينكه با مسائلي چون منبع پايين درآمدي ، دخالت درامور شهري توسط دولت ، عدم پشتيباني كافي دولت از شوراها ، حضور چهره هاي سياسي بجاي متخصصان امور شهري دربدنه شوراها و نبود جايگاه واقعي درگير مي باشند اما دل خوش به پشتوانه هايي چون پختگي به موازات گذشت زمان،سر منشاء خدمات ارزنده و تلاش براي به اثبات رساندن جايگاه واقعي باعث آن شده تا اين نهال اجتماعي همچنان براي به بار نشستن اميدوار باشد.
بر اساس اصول قانون اساسي اين طور استنباط مي شود كه شوراها به عنوان قواي چهارم كشور از اركان تصميم گيري مطرح باشند چرا كه اصل 7 قانون اساسي شوراهاي استانها‌، شهرستانها و محلات را در كنار مجلس شوراي اسلامي از ارگان هاي تصميم گيرنده در اداره امور كشور نام برده است و آنها را همطراز دانسته است. در واقع شوراهاي شهر و روستا پارلمان هاي محلي هستند كه در اصل 100 قانون اساسي نيز بر آن تاكيد شده است اما در تمام اين قوانين هيچ وقت نامي ازدولت آورده نشده است.
به اذعان اكثريت قريب به اتفاق شوراهاي اسلامي شهر و روستا‌، آئين نامه هاو شرح وظايفي كه براي شوراها نوشته شده كافي نيست ودر آن نقايصي وجود دارد كه همين كمبودها مانعي در راه پيشرفت شوراها است.
  از چهره هاي سياسي تا متخصصان امور شهري
دوره سوم شوراي اسلامي شهر اروميه را بايد يكي از پرچالش ترين دوره هاي شورا در كشور دانست.
موضوعي كه باعث شد اين دوره در صدر بگو مگوها و كشمكش هاي سياسي و حتي نقل محافل مردمي باشد بر مي گردد به استيضاح شهردار سابق ! داستان استيضاح ابراهيم بازيان با پيشينه نسبتاً قابل قبول در اذهان مردم و آرزوهاي دست نيافتي كه او براي شهر اروميه داشت ،داستان نخ نمايي شده كه اگر چه افكار عمومي هنوز كه هنوز است دلايل اصلي اين بركناري را متوجه نشده اند اما همين افكار عمومي نيز نام و اسم و رسم شهردار برايشان مهم نيست و آن چه كه بيش از همه آنها را به وجود يك شهردارقابل اتكا دل خوش مي سازد  وعده هايي است كه از سوي اعضاي شوراي اسلامي شهر صادر شده و تحقق اين وعده ها در گرو شهرداري است كه انتصابي خود اعضاي شوراي شهر باشد نه دولت!
از آن جهت مي بايست انتخاب مستقيم خود اعضا باشد تا بتواند در مواقع لزوم از شهردار پاسخ بخواهند.
نبود جايگاه ثابت و محكم شهردار فعلي و كشمكش هاي فراواني كه در خصوص ماندن و رفتن او نيز در چند ماه اخيرشدت يافته بود و هم اكنون تا حدود زيادي از آن سروصداها كاسته شده را  نيزمي توان به پاي شوراي شهري نوشت كه در يك دوئل نابرابر مجبور به تن دادن به گزينه دولت براي تصديگري پست شهرداري بزرگ شهر اروميه بودند.
نگاهي اجمالي به چهره هايي كه در اين سه دوره  به شوراي اسلامي شهر اروميه راه يافته اند‌، بخوبي بيانگر اين واقعيت است كه با گذشت 12 سال از عمر شوراها ، كماكان چهره هاي سياسي ازقدرت و ابزار بيشتري جهت جلب آرا مردمي در راه رسيدن به مسند شوراها دارند و متخصصان امور شهري به دليل فضاي نامساعدي كه ما حصل تلاشهاي چهره ها و گروه هاي سياسي شهري است تاوان رقابت سالم و برابر را نداشته و سيماي امروز شهري و انبوه مشكلات و خلاء هاي موجود را مي توان در حضور كم رنگ چهره هاي متخصص و كارشناسان امور شهري در بدنه شوراي شهر اروميه دانست.
انتخاب شوراها مي توانست هم ساده تر باشد اما هم انتخاب آن پيچيده شده و هم بيشتر سياسيون به شورا راه پيدا كرده اند تا متخصصان امور شهري!
شوراي شهرداري يا شوراي مردم
پيچيدگي انتظارات مردم از مسوولين و عدم شفافيت جايگاه مسوولين دولتي ، اعضاي شوراي شهر و شهرداري باعث آن شده تا حدود انتظارات مردمي و اختيارات مسوولين همواره از موضوعات قابل مناقشه و حتي گريزگاهي براي مسوولين جهت شانه خالي كردن از مسووليت و پاس دادن آن به ديگري باشد!
به عقيده شورائيان انتظارات مردم از شوراها در حد شوراي شهرو نه در حد شوراي شهرداري است ، اما اختيارات مجموعه شوراي شهر به اندازه برآورده كردن تمام انتظارات مردم نيست ،درواقع شوراها در حال حاضر شوراهاي شهرداري هستند و اختيارات شوراها در چارچوب شهرداري است و نه قانون اساسي !
  شوراها از تك روي برحذر باشند
  امام جمعه شاهين دژ با انتقاد برخي تك روي هاي اعضاي شوراها ، اظهار كرد : شوراها از تك روي و هر گونه پنهان كاري برحذر باشند تا بتوانند خدمتي شايسته به مردم ارايه دهند.
حجت الاسلام نقي باقري گفت: امروزه شاهد برخي اختلافات در بين اعضاي شوراها هستيم كه اين امر سبب شده شوراها از رسالت خود دور شوند.
وي با تاكيد بر توجه هر چه بيشتر بر ايجاد و حفظ وحدت بين شوراها‌، افزود: مشورت كردن در اسلام مورد تاكيد قرار دارد و بر اين اساس است كه بايد شوراها نيز از اين موضوع غفلت نكنند.
  نا آشنايي مردم به عملكرد شوراها
به مناسبت نهم ارديبهشت ماه سالروز تاسيس شوراهاي اسلامي شهرو روستا ،و نيز آشنايي با نكته نظرات مردم در خصوص شوراها به سراغ شهروندان اروميه اي رفتيم و از آنها درباره نحوه عملكرد شوراي شهرشان پرسيدم. جالب اين كه اغلب آنها به غير از يكي دو نفر از چهره هاي سياسي شوراي شهربا ما بقي اعضا آشنايي نداشته و حتي اطلاع كافي از تعداد اعضا نيز نداشتند.
خانم اباذري يكي از شهروندان جوان مركز نشين استان در گفت و گو با كوشا تاكيد مي كندكه شوراي شهر بيش از آن كه محل خدمت و تلاش جمعي باشد به مكاني براي رسيدن عده اي خاص به اهداف شخصي شان بدل گشته است. او مي گويد: در همسايگي ما چندين باب مغازه وجود دارد كه به اذعان اهالي محل متعلق به يكي از اعضاي شوراي شهر مي باشد كه توانسته در اين دوران خدمتش صاحب آنها شود.
من فكر مي كنم اگر شوراي شهر قاطعيت در اجرا و عملكرد داشته باشدو نگاهي وسيعتر و همگاني به تمام نقاط شهر داشته باشدو فعاليت هايش بر اساس كارشناسي باشد مي تواند اعتماد و رضايت مردمي را جلب كند در غير اينصورت هماني مي شود كه امروز هست!
اين دانشجوي سال آخر مديريت دولتي ادامه مي دهد: به نظر من شوراي شهر اروميه درقياس با دوره هاي گذشته در بحث عمران شهري خوب ورود پيدا كرده اما بايد پذيرفت كه اين حجم فعاليتها نيز در مقايسه با انتظارات مردمي رضايت بخش نيست.
فلاح يكي از كسبه هاي خيابان شهيد منتظري است. او كه علاقه شديدي به يكي از اعضاي شهر داشت مدام از اين عضو شورا(م-ح) بابت رسيدگي به مشكل او تشكر و قدرداني مي كرد و اصرار هم داشت كه ما از قول او بنويسيم كه اعضاي شوراي شهر همواره با آغوش بازپذيراي مشكلات مردم بوده و هستند.
وي در حالي كه داشت از عملكرد اين عضو شوراي شهر اروميه قدرداني مي كرد ، نيم نگاهي هم به پياده رو جلوي مغازه اش داشت و به من اشاره مي كرد كه اين وضعيت مناسب امروز پياده روهاي شهر اروميه ماحصل تلاش اعضاي شوراست.
وحيد صنعتي يكي ديگر از كسبه شهر اروميه با صراحت ميگويد كه تا قبل از اينكه كارش به شوراي شهر نيفتاده بود‌، ذهنيتي درست و مشخص از شوراي شهر و عملكرد آنها نداشته و به محض اينكه بابت حل مشكلش مجبور شده يكي دوباري به آنجا برود شاهد تلاش اعضاي شورا باشد ، ذهنيتش 360 درجه تغيير كرده بود.
اين شهروند اروميه اي معتقد است كه آباداني شهر از عهده شوراي و شهرداري خارج است و مي طلبد تا سايرارگانها نيزدر اين زمينه همكاري داشته باشند.
اشاره صريح او به حفاري هاي فراوان داخل شهر از سوي ارگانهاي مختلف بود.
مهرداد يكي از جوانان فوتباليست اين شهر است. به قول خودش در آينده نزديك تبديل به ليونل مسي ايران مي شود و از همين حالا مي بايست براي گرفتن امضا و عكس يادگاري با او وقت قبلي گرفت.
از او در خصوص عملكرد شوراي شهر اروميه مي پرسم ، اما او در كمال خونسردي ضمن بي اطلاعي از عملكرد اين شورا و حتي اعضاي آن ، معتقد است كه فضاهاي روباز ورزشي در شهر كم است و نمي داند كه متولي مستقيم ساخت اين اماكن كدام سازمان و يا نهاد است.
وقتي كه از مصداق هاي عملكرد شوراي شهر بويژه دررابطه با آباداني شهر برايش توضيح دادم‌، بلافاصله يادآبگرفتگي چند روز اخير افتاد و گله مند بود كه چرا شهرداري نمي تواند براي هميشه اين مشكل را حل كند.
  استبداد راي شوراها را دچار لغزش مي كند
  امام جمعه بوكان هم معتقد است كه استبداد راي و ناديده گرفتن ديگران شوراها را دچار لغزش و اشتباه مي كند و اصولاً مردمي كه كارهاي مهم خود را با مشورت و صلاح انديشي يكديگر انجام مي دهندو صاحب نظرات آنها به مشورت مي نشينند ، كمتر گرفتار لغزش مي شوند.
ماموستا عبدالرحمن خليفه زاده با اشاره به معايب استبداد راي به ويژه در بين اعضاي شوراها ، تصريح كرد : افرادي گرفتار استبداد راي هستندو خود را بي نياز از افكار ديگران مي دانند هر چند از نظر فكري فوق العاده باشند غالباً گرفتار اشتباهات خطرناك و دردناكي مي شوند . به عقيده كارشناسان ، شوراها   مي توانند با افزايش حجم فعاليت ها ضمن گذشتن از چالش ها و ايستادگي در مقابل تخريب كننده ها‌، جايگاه واقعي خود را شناخته و آن را براي مردم نيز بشناسانند و دررابطه با ساختارنظارت عادلانه و پويا براي مديريت شهري بيش از پيش تلاش كنند. چرا كه شوراي قوي مانع از دخالت ساير نهادها بويژه دولت در امور شهري مي شود . البته درپيش گرفتن سياست تقابل در رابطه با دولت نيز منفعتي جز عقب ماندگي دركارها‌،‌چند دستگي و اختلاف ندارد و در اين بين مردم هستند كه متضرران واقعي خواهند بود.

عجب روزگاري است آقا !

عجب روزگاري شده آقا‌، عجب ،آنقدر عجب كه شاخ جاي خود دارد‌، از كله آدم احتمال رشد هر گونه شي وجود دارد ! حكايت ماجراهاي عجيب و غريب مهريه هاي نامتعارف كه معرف حضورتان هست !
از نيم كيلو پر مگس گرفته تا عاج فيل آفريقايي و سفر به كره ماه و 1300 و اندي سكه تمام بهار آزادي و ... را مي گويم.اينها در جاي خود تعجب آميز هستند‌، اما حكايت اين هفته ما تا حدود زيادي تعجب آورتر است. كورشوم اگر بخواهيم سياه نمايي كنيم.بله! سركارتان گذاشته ايم ؟ نه به جان خودم ، اصلاً ما اهل اينجور جسارتها نيستيم.
بله ... ،راستش را بخواهيد مانده ايم چطور و از كجا اين سه ماجراي جالب و تعجب آميز را شروع كنيم. آها! فهميدم ، عرضم به حضورتان در اين اوضاع ازدواج كردن و پيدا كردن همسر مورد علاقه براي يك عمر زندگي مشترك ( نه براي چند صباحي) يه نفر آقاي محترم پيدا شده كه جسارت بزرگي انجام داده. پيشاپيش از خانمهاي محترم بويژه آن عده كه خود شون را مدافع سرسخت زنان مي دانند عذرخواهي مي كنيم اما چه كنيم كه از اين آدميزاد هر كاري بر مي آيد!
القصه ، در غم فقدان فعاليت جدي از سوي عده كثيري از جوانان دم بخت و من  من كردن و دست دست كردن  آنها ،يه آقاي عراقي(اهل كشور عراق) همزمان و در يك شب ، با دو دختر ازدواج كرد.
اجازه بدهيد!خانم محترم عصباني نشويد ... اي بابا. ما كه هنوز ادامه ماجرا را عرض نكرديم كه شما عصباني مي شويد !
ماجرا از اين قراره كه اين دو عروس يعني »انتظار«17 ساله دختر عمو و »سعاد«21 ساله دختر عمومي پدر داماد حاضر شده اند مخالفت ها را به  جان بخرند و به عقد آقاي عبدالرحمن 22 ساله دربيايند.
اين آقا عبدالرحمن هم گفته كه همزمان دلبسته اين دو دختر شده و به همين دليل تصميم گرفت همزمان و در يك مراسم با هر دو دختر ازدواج كند.
(قابل توجه راهنمايي و رانندگي محترم كه براي انجام دو كار همزمان ، خودروها را جريمه مي كند)
ببينيد اين عبدالرحمن 22 ساله كه مشخص هم نيست گواهينامه رانندگي دارد يا نه ! همزمان دلبسته دو نفرشده يعني طوري نبوده كه اول دلبسته انتظار خانم بشه و بعد ازمدتي چشمش به سعاد خانم بيفتد ودستاش بلرزه‌، نه ! اين آقا جسارت را به حد اعلي رسانده (الكي ها) و در كمال پررويي همزمان دلبسه دو دختر شده است(واي چه جسارتا).
جالب تر اين كه داماد كشاورز است و سينه سپر كرده وگفته كه هيچ يك از دو عروس را بر ديگري ترجيح نمي دهد!قابل توجه شاعر عزيز كه تو گوشمون زمزمه مي كردي(دو پادشاه در اقليمي نگنجند)
بيايد و ببينيد كه اوضاع و احوال عوض شده ، ديگه گذشت اون زمون ها !
عجالتاً كمي در مورد ماجراي اولي بحث و جدل و تفكر كنيد تا برسم به سراغ آقا دامادي كه با تراكتور رفته دم در آرايشگاه و عروس خانمو با تراكتور برده تالار!
آقاي لوي في داماد 26 ساله اهل چين براي اينكه ثابت كند بدون ماشين هاي گران قيمت آنچناني هم ميشه رفت دم در آرايشگاه،با تراكتور قرمز رنگش بوق زنان رفت سراغ عروس خانم.
خانواده عروس و داماد هم كه ديدند اين شكلي كلاس داره همگي رفتند و براي خودشون تراكتور تهيه كردند و دنبال اين زوج جوان راه افتادند !
اما مي رسيم به ماجراي آخري كه ته مايه هاي فيلم هنديه! محمد عظيم 80 ساله را شما نمي شناسيد.
ما هم تازگي ها باهاش آشنا شديم.اين بابابزرگ حكايت اين هفته ما ، فيلش ياد هندو ستان كرده و سرپيري و معركه گيري راه انداخته ! مي پرسيد چطوري !
اجازه بدهيد ! عجله نكنيد ! يكي يكي ... ،محمد عظيم پيرمرد 80 ساله بعد از 65 سال انتظار توانست با زن مورد علاقه اش ازدواج كند. اين پيرمرد 80 ساله پاكستاني(نكنه فكر مي كرديد اهل وطن خود ماست!)65 سال قبل وقتي كه جوان بوده با جنت     بي بي در يكي از روستاهاي ايالت پنجاب پاكستان نامزد كرده بود اما پس از مدتي اختلاف ميان دو خانواده سبب شد اين نامزدي به هم بخورد.درآن زمان پدر جنت بي بي شتابزده دخترش را به ازدواج مرد ديگري درآورد ، اما با اين وجود محمد عظيم اميدش را براي ازدواج با دختر مورد علاقه اش از دست نداد و با دختر ديگري ازدواج نكرد. او بعد از فوت شوهر جنت بي بي دوباره به خواستگاري اين زن رفت و پس از گرفتن موافقت نوه اين زن با او ازدواج كرد.
تا يادم نرفته اين را هم بگويم كه اين داماد 80 ساله ما به عروس خانم در دوران نامزدي قول داده بود كه او را با اسب سفيد به خانه بخت ببرد!
اي بابا دلتون سوخت ! عجالتاً همدردي با اين داماد را بگذاريد يه وقت ديگر ، به اين فكر كنيد كه عجب روزگاري است!

طرح زوج و فرد رضايت مردمي را به دنبال خواهد داشت؟

  ضعف در ناوگان حمل ونقل عمومي نتايج طرح را زير سوال مي برد

  يكي دو روزي از آغاز طرح زوج و فرد خودروها در اروميه مي گذرد. اروميه نيز در حالي به جرگه شهرهاي پرترافيك كشور در خصوص بهره گيري ازراهكارهاي كاهش بارترافيكي و حذف سفرهاي زائد درون شهري از جمله طرح زوج و فرد خودروها پيوسته كه زير ساخت هاي لازم جهت به بارنشستن اين طرح و طرحهايي اين چنين به خوبي فراهم نشده است.
موضوع لزوم اجراي اين طرح با توجه به وضعيت بحراني ترافيك شهر اروميه از جمله بديهياتي است كه اكثر كارشناسان در اين برهه زماني برآن صحه گذاشته و آن را قبول دارند. اما از زمان آغاز اين طرح تا به امروز آن چه كه باعث دلخوري مردم و نيز فراهم سازي اسباب دل نگراني آنان شده‌، نبود زيرساخت هاي حمل و نقل عمومي به اندازه كافي است.سرريز شدن جمعيت محروم از خودروهاي شخصي به سمت ناوگان حمل و نقل عمومي بويژه اتوبوس درروزهاي نخست طرح به خوبي اين موضوع رابه اثبات رساند كه متوليان امر به همان اندازه كه در خصوص اجراي طرح تعجيل داشته اند‌، در زمينه افزايش ظرفيت ناوگان حمل و نقل عمومي شهر اروميه راهكار مناسبي  نينديشيده اند.
   رضايت مردمي را به دنبال دارد
   معاون امور عمراني استاندار آذربايجان غربي چندي پيش دررابطه با اجراي طرح زوج و فرد در يك       پيش بيني زودهنگام گفته بود اجراي اين طرح در محدوده مركزي اروميه ، رضايت شهروندان را به دنبال دارد.وي يادآور شد: اجراي طرح زوج و فرد در خيابانهاي مركزي اروميه را بايد يكي از طرح هاي قابل توجه مديريت ترافيك شهري دانست.
اگر چه محمودي بر اجراي طرح ها و پروژه هاي زيربنايي براي بهبود عبور و مرور شهري به ويژه در محدوده مركزي شهر تاكيد داشت. اما بايد اذعان كرد كه در زمان عادي و حتي قبل از اجراي طرح زوج و فرد نيز ناوگان حمل و نقل عمومي توان جابجايي مسافران به صورت مطلوب را نداشته است.
اتوبوسهاي فرسوده اي كه در اكثر مسيرها در حال تردد هستند‌، به صورت هفته اي يكبار جهت تعمير و بازسازي در تعميرگاهها خوابيده و مسافران مجبورند براي استفاده از اين وسيله ارزان مدتهاي زيادي را در ايستگاههاي اتوبوس چشم انتظار بمانند.
   فكري براي امرار معاش من هم بشود
   صادق امرايي- راننده : ايجاد اين محدوديت در تردد براي من ايجادمشكل كرده است.اين خودرو تنها وسيله امرار معاشم هست و يكي دو روزي است كه با اجراي طرح زوج و فرد  دچار مشكل شدم ، چون مجبوريم يك روز در ميان‌، به محدوده شهر وارد بشيم واين موضوع باعث كم شدن درآمد و از آن طرف كاهش قدرت خريد و اضافه شدن مشكلات  مي شود.
  ناوگان حمل و نقل عمومي را افزايش بدهيد
  علي مولايي - بازنشسته : ترافيكي كه در اين يكي دو روز در اطراف محدوده طرح مشاهده كردم ، برايم جاي سوال دارد ، اين كه چرا مسوولين قبل از اجراي هر طرحي به خوبي معايب و مزاياي آن را در نظر     نمي گيرند.شهروند مذكور افزود : بنده خودم ساكن رودكي هستم و براي اينكه براي انجام كارهاي پستي به فلكه مدرس بروم ، مي بايست از خطوط ويژه استفاده كنم ، امادر ايام عادي اين اتوبوسها جوابگوي نياز مردم نيستند و هر روز شكل و شمايلشان عوض مي شود‌، مي بينيد برروي اتوبوس نوشته شده عطائي اما به فلكه مدرس مي رود واين بي برنامگي به مشكلات دامن مي زند . در ثاني وقتي ما در نقطه اي از شهر ايجاد محدوديت مي كنيم قطعاً بايد فكري براي افزايش ظرفيت ناوگان حمل و نقل عمومي و اين اتوبوسهاي فرسوده بكنيم.
  رضايت نسبي دارم
 پرويز - خ؛ شغل آزاد : تعداد خودرو در شهراروميه به حدي افزايش يافته كه كم كم شهر به يك پاركينگ ساكن تبديل شده بود. در اين يكي دو روز وضعيت به نسبت در مقايسه با روزهاي ديگر درمحدوده اجراي طرح بويژه خيابان امام رضايت بخش بود . اگر چه معتقدم كه براي حل معضل ترافيك اروميه مي بايست فكري به حال زيرساخت ها كرد.
هر چند نمي توان ازتاثير مثبت اجراي اين طرح بركاهش بارترافيك شهر اروميه بسادگي گذشت ،‌اما عدم توجه به مقوله زيرساخت هاي حمل و نقل عمومي انتظارات مدنظر اجراي اين طرح را برآورده نمي كند.
وجود 370 دستگاه اتوبوس به همراه 199 دستگاه ميني بوس در خط شهري نمي تواند جوابگوي نياز مردم باشد. اگر بپذيريم كه اتوبوس ارزانترين و امن ترين وسيله حمل و نقل درون شهري محسوب مي شود پس مي بايست در قبال ايجاد محدوديت هاي ترافيكي براي مردم ، راهكارهاي جايگزين از جمله اتوبوس ، ميني بوس و تاكسي را نيز برايشان قائل شد.مدت زمان آزمايشي دو ماهه اين طرح در خيابان امام اين فرصت را به مسوولين مي دهد تا با آسيب شناسي موضوع نسبت به حل معايب و كاستي هايي كه تا حدود زيادي از پيش مشخص بود ، اقدام نمايند.