( بسيار عذر مي خواهم جناب آقاي رئيس! هيجان قلبي ام غليان كرده كه صحبت هاي گران بهاي شما را قطع كردم.جناب آقاي... حضرت عالي مستحضر هستيد بنده تمام توفيقات كسب شده در زندگي ام را مديون ارشاد و هدايت هاي پدرانه شخص شخيص آن مقام پر ارج و والا مي دانم. بنده طي سالهاي خدمت همواره مطيع فرامين شما بوده و هستم ، بركت وجود مستطاب شما موجب دلگرمي قاطبه كاركنان بوده است.افتخار مي كنم هميشه سايه پايدار حضرت عالي بر سر ما زير دستان شما تابندگي داشته باشد! ) (قابل ذكر است كه اين مدير 2 ماه است كه به اين سمت نائل شده است.)
از خواندن اين مقدمه چه حسي به شما دست داد؟   مي فرمائيد حالتان به هم خورد؟شايد هم من اين طور شنيدم كه مي گوييد اين بيانات گرانبها را بارها و بارها در محيط هاي مختلف شنيده و احيانا به كار بسته ايد.
راستش را بخواهيد بهانه هاي اصلي ما در پرداختن به موضوع اين هفته دو دليل عمده داشت ، يكي اينكه يكي از دوستان تعريف مي كرد كه ( فاميل ما مدرك فوق ليسانس كشاورزي دارد و مدتهاست كه بيكار است ، بنده خدا پسر سر به زير و خداترس و رك گويي است و شايد هم چون اهل چرب زباني نيست تا حالا مشغول به كار نشده است. )
اين دوست ما ادامه مي داد : اين فاميل ما هر جا كه رفته سر كار ، دو سه ماه طول نكشيده اخراج شده و دليل اصلي اش هم نبود امتياز چرب زباني و چاپلوسي و پاچه خواري براي شخص مسئول و از آن طرف پارتي بازي و فوران امتياز ويژه چاپلوسي در عده كثيري از كاركنان شاغل با او بوده است.
اما دليل دوم كه باعث شده تا ما به سراغ موضوع چاپلوسي در بين مردم و بويژه در ميان كاركنان برويم ، بر مي گردد به همايشي كه همين كمتر از يك ماه قبل در اروميه برگزار شد. مجري اين مراسم كه دست بر قضا حسابي در حوزه تملق و چاپلوسي يد طولاني و خود حساب تاليفات ارزنده اي است ،از همان آغاز مراسم چنان به مدح و ستايش مهمانان ويژه پرداخت كه حاضرين در سالن نيز آزرده خاطر كرد.
اين مجري محترم آن چنان غرق در ستايش يكي از مهمانان  بود كه به طوركل فراموش كرده بود فردي كه در مقام چاپلوسي براي او برآمده ، هم سن و سال خودش است. او در تمجيد و ستايش اين مهمان ويژه كه ازتهران آمده بود گفت :» اين پدر پير ما بسيار دلسوزانه فعاليت مي كند«. دست آخر اين بنده خدا مهمان ويژه بر روي سن آمد و ضمن تشكر از حسن توجه خاص مجري ، به او گفت كه من آنقدر ها هم كه مي گوييد پير نيستم!
تملق ، آفت رفتار و مديريت
مجيد ابهري ، آسيب شناس و رفتارشناس اجتماعي در تعريف لغت تملق مي گويد : تملق در لغت به معناي اظهار دوستي و علاقه ظاهري و زباني است كه از فروتني گوينده حكايت دارد. معني تملق، گفتاري نرم و لطيف است كه در هوا خواهي و تقويت از ديگري آشكار مي شود. از اين روشخص متملق به آنچه كه در قلب خود ندارد تظاهر مي كند، در واقع تملق نوعي رفتار منافقانه و دورويي است كه مخاطب را در ارزيابي و شناخت به اشتباه مي اندازد تا او متملق را دوستدار خود حساب آورد.
وي ادامه مي دهد: در ادبيات گفتاري فارسي كلمات ديگري نيز وجود دارند مثل چاپلوسي ، مدح ،ثنا ،تعريف ،تمجيد ، تحسين و تحليل كه هيچكدام به اندازه تملق و چاپلوسي كاربرد سوءاستفاده ندارند.
ابهري با بيان اينكه چاپلوسي يعني خوشامدگويي همراه با چرب زباني و فريبكاري ، افزود : چاپلوس كسي است كه با ظاهر آراسته تلاش مي كند تا مخاطب را جذب كند. در داد و ستد ها ، ديد و  بازديد هاي شغلي ، اداري ، فاميلي و دوستانه با افرادي مواجه مي شويم كه بيش از حد متعارف به ديگران احترام مي گذارند ، به اين گونه افراد كه بدون شناخت يا علاقه به ديگران با گفتاري نرم و شيرين ،زبان به تعريف و تعارف باز مي كنند چاپلوس       مي گويند.
اين آسيب شناس اجتماعي معتقد است چاپلوس در مديريت يكي از آفت هاي بزرگ است چرا كه باعث خود فراموشي ، خود بزرگ بيني و خود خواهي در فرد مقابل مي شود يا افراد متملق زمينه هاي انتقاد درست و منطقي را از بين مي برند تا آنجا كه از نگاه رفتارشناسي براي يك مدير يا يك دوست ديگرگوشي نمي ماند تا راهنمايي ها و دلسوزي هاي مخلصانه را بپذيرد.
 مجيد ابهري تاكيد مي كند: باز گذاشتن زمينه انتقاد سازنده و انتخاب مشاورين دلسوز و صادق ، شناخت خود و نقاط ضعف و قوت خود ، مهم ترين گام هاي رفتاري در پيشگيري از تملق است ، اگر فرهنگ تملق در يك سازمان گسترش يابد ،زمينه براي خدمت افراد مخلص و متعهدتنگ شده و كار به دست متملقان و زبان بازان مي افتد آن گاه سراب كاذب جاي واقعيت را مي گيرد ، شكست پيروزي ، خوب ها بد و صداقت ها خيانت نمايش داده مي شود.
نان را به نرخ روز خور!
آدمي كه حيثيت و نفس انساني اش را ولو در نگاه آشنايان و همكاران خرد مي كند در مقابل شخصي به هر صورت توانمند و داراي تيتركلاسيك و يا سازماني تبديل به يك موجود ذيروح مفلوك       مي شود تا مثلا مشغول كاري شود،رتبه بگيرد ، ارتقاء پست نصيبش شود و ياخلاصه به اصطلاح نورچشمي فلان مدير و بهمان صاحب كارخانه و... شود، اين آدم هيچ گاه مورد اعتبار اخلاقي و دلبستگي از سرصدق و صفا واقع نمي شود.»نان را به نرخ روز خوردن« اصطلاح ديرينه اي است كه مي شود به او داد.
بار ها و بارها پيش آمده كه استاندار براي افتتاح پروژه يا حضور در مراسمي شركت مي كند. از مجري مراسم گرفته تا مسوول مربوطه هر يك در كلام و عمل آن چنان در مقام تعريف و تمجيد از شخص استاندار بر مي آيند كه سخنان وي بيش ازآنكه تداعي كننده نيت قبلي او باشد ، نشانگر حد اعلاي چرب زباني براي خود شيريني ، سمبل كاري و اهمال كاري دايره عملكردو وظايف خودش است.
يكي از دلايل اوليه كه براي بروز پديده تملق و چاپلوسي عنوان مي شود ، گدايي شخصيت است. زيرا كه آدم با اعتماد به نفس، فعال ، صادق و متوسل به خداوند بخشنده و روزي رسان ، به هيچ عنوان و شرطي براي حال و مقام ومعيشت مناسب ، سر به تعظيم و تعريف تا سر زانو خم نمي كند. بارها پيش آمده كه در محيط هاي اداري مخصوصا ، كارمندان متملق تا زماني كه جناب رئيس و مدير كل بر مسند خود پايدار است ، وي را ستايش مي گويند و حاضرند تا براي كسب جايگاه بالاتر و يا حتي حفظ اندك مكان فعلي خود ، وي را پرستش نمايد اما بمحض اينكه جناب رئيس از مسند رياست پايين كشيده مي شود ، نه تنها جواب سلام او را نمي دهند بلكه زمينه هاي تخريب اورا نيز اين بار با دسيسه چيني فراهم مي كنند.
سخن بزرگان
امام علي (ع) در خصوص مذمت چاپلوسان فرمود: بر چهره ستايشگران و اندام چاپلوسان خاك بيفشايند و يا اينكه از دوست داشتن چاپلوس و ستايشگر بر حذر باش زيرا اين لحظه از حساس ترين لحظات براي نفوذ شيطان است تا بدان وسيله كار نيك نيكوكاران را ضايع كند.
امام خميني (ره)بيان بسيار انديشمندانه اي در صفحه363 درباره طرد چاپلوسان توسط مسوولان دارند تا مبادا اندك اندك متملقان و چاپلوسان در پست هاي كليدي نفوذ كرده و به عنوان مشاوران نزديك شناخته شوند.
   ايشان مي فرمايند : به خدا بايد پناه برد واز او استمداد كرد. همه دست اندركاران به ويژه رئيس جمهور بايد از چاپلوسان دغلباز و زبان بازان حيله گر برحذر باشند ومشاوران خود را از اشخاص سابقه دار كه تعهدشان قبل از انقلاب مشهود بوده است انتخاب كنند.
خود اين بزرگوار در مقابل تعارفات يك فرد ايستادگي كرده و اجازه ندادند اين روش در نظام جمهوري اسلامي گسترش يابد.با توجه به عدم تمايل امام به شنيدن تعريف و تمجيد كه ايشان فرمودند من بايد فرض كنم كه يك فردي از افراد جامعه هستم ، آنچه هست از خداي تبارك و تعالي است ، همه كارها و زمام همه اموردر دست اوست و ما هيچ و هيچ اندر هيچ هستيم. (صفحه 470 صحيفه امام )
چاپلوسي را همگان معتقدند كه مانع پيشرفت خلاقيت ، باور كاذب مديران ، نوعي باج دادن ، آفتي از آفت هاي مديريت ، پديده اي از فرهنگ گذشته ،رفتار شگفت آور ، پلكان افراد ناتوان، آفت وابستگي به تشويق و نشانه هاي يك مدير ضعيف است اما همين همگان بر اين باور هستند كه چاپلوسي و تملق اگر چه ناپسند اما پر طرفدار است. و جان نثاران دروغين امروزي نوادگان همان جانثاران دروغين گذشته هستند كه در دربارپادشاهان نان را به نرخ روز مي خورند!اسكندر خنجري خبرنگار هفته نامه كوشا