اگر به شما بگويند تصويري ازشهراروميه را در روي يک کاغذ سفيد رنگ پياده کنيد ، کدام بخش امروزين شهر درتصوير شما برجسته تر و نمايانتر جلوه گر خواهد بود.يا به طور ساده بگويم آيا تصوير شما بيش از آنکه حاوي نکات مثبت شهري باشد نكات منفي را در بردارد ؟

در عين حال که اين آزمون ساده است و بيشتر به يک سرگرمي مي ماند ، اما در لايه دروني خودش حاوي نکات عميقي است که مي تواند بيانگر ديدگاه و طرز تفکر وحتي آرمان شهروندان از شهرشان باشد.

براي بسياري خيابان‌، ميدان ، ترافيک ، فضاي سبز ، ساختمان هاي بي قواره ، شلوغي پياده روها و ... مي تواند در تصويرشان برجسته تر باشد اما مي توان گفت که اين ابزار هنري(تصوير سازي از شهر)در حالت امروزين با وضعيت موجود ، ارائه گر تصاوير خوبي از شهر وسيما منظر آن نمي باشد.

عليرغم اينکه در حوزه شعار براي آرمان شهر اروميه مسئولين و حتي گاه مردم چيزي کم نمي گذارند و همگي در پي يک مدينه فاضله هستند اما در عمل يک سمفوني ناموزون توسط مسئولين در رابطه با سيستم جامع شهري نواخته مي شود که هر يک نت خود را مي نوازند و هيچ هماهنگي بين بخشي وجود ندارد.

سيماي شهري اروميه در حال حاضر بيش ازآنکه تداعي گر يک شهر شرقي باشد ، در ميان سنت ومدرنيته آن هم به شکل آمارتور معلق مانده و هر يک از بخشهاي شهر بر اساس سليقه فردي و حتي گروهي متوليان شهري رشد و حتي توليد مي شود.

يکي از اجزاي مهم و تشکيل دهنده بافت شهري اروميه ، ساختمانها و سيما منظرآن است. در واقع شهرسازي براي اين شهر حکم همان خشت اولي  را دارد که اگر کج نهاده شود تا ثريا اين ديوار کج خواهد رفت و تمام هزينه ها و زمانهايي که صرف تامين رفاه عمومي مي شود به دليل اينکه بافت شهري و بويژه ساختمانهاي آن چون با روحيات يک انسان شرقي واز همه مهمتر انساني با تفکر اسلامي- ايراني مطابقت ندارد ، لذا هزينه ها بيهوده خواهد بود.

در انديشه غرب که بر پايه جدايي از طبيعت و غلبه برآن استوار شده ، سبک خاص خود را در خلق آثار ادبي ، معماري ، نقاشي دارد. نقاشي موناليزاي داوينچي يعني اين نماد نقاشي اروپا را به ياد بياوريم که چگونه طبيعت در پي زمينه خفه و محو شده است . همچنين ،نحوه برخورد ساختمانها با آسمان در غرب برخوردي چالش زا و خشم آلود بوده و اين نوع نگاه از گذشته وجود داشته است.

بر همين اساس در فرهنگ غرب واژه اي به نام آسمان خراش به وجود مي آيد . حال در انديشه اصيل ايراني - اسلامي ، معماري هيچگاه آسمان را نخراشيده و به آن نشوريده و نخروشيده است.

به قول سيدجواد محمودي ، معاون امور عمراني استاندار ، در شهر امروز اروميه‌، خيابانها ي شهر با انسان غريبي مي کنند.حرمت در اين شهررنگ باخته و ديوارهاي سرد و بد قواره روز به روز بر تعدادشان افزوده مي شود.

 به همان ميزان که ديوارها قد مي کشند محبت ،صف و مهرباني ، آرامش و آلودگي هم نم مي کشد.

شهرسازان امروز ما بيش از آن كه وامدار معماري اصيل ايراني - اسلامي باشند ، مقلدكورکورانه از معماري غربي هستند که انسان و طبيعت در آنها هيچ نقشي ندارد و آهن پاره ها و ديوارهاي بي جان برشاكله شهرسازي غلبه يافته است.

 اروميه امروز در حالي به جمع شهرهاي تاريخي ، فرهنگي ايران و جهان پيوسته که  متاسفانه تفکر جامعي براي اين موضوع تدارک ديده نشده که آرمان اين شهر کجاست ؟ آيا صرف احداث يک کتابخانه کوچک در يک پارک ،کاشت چند نهال در يک بوستان‌، احداث يک خيابان و آسفالت چند کوچه را مي توان به عنوان يک آرمان شهر در نظر گرفت. به تعداد تصميم گيران وتصميم سازان اين شهر ، برنامه و عملکرد به چشم مي خورد که هيچ کدام تناسبي باهم ندارند. اما بخش عمده را که شهرسازي و معماران به خودشان اختصاص مي دهند ، متاسفانه در نگاه مادي گرايانه مهندسين به سمتي پيش رفته که امروز شهر اروميه به هيچ وجه نماد يک شهر با معماري اصيل ايراني - اسلامي نيست.

ساختمانها بي هيچ نظم و قاعده اي در کنار هم رشد مي کنند و خيابانها و ميدانها بيش از آنکه حاصل يک کار تحقيقاتي و آينده نگر باشند ، بر اساس سليقه و نظر شخصي مسئولان بيشمارشهري و شهرستاني ساخته و حتي دستخوش تغيير مي شوند.اگر چه تجربه وسابقه بي توجهي به تدوين چشم انداز در کشور ما موضوعي مبرهن و واضح است با اين همه معتقديم که اين شهر به يک چشم انداز جامع نياز دارد تا در هر دوره بر اساس خواست و سليقه افراد ساخته نشود.

اگر معتقديم که شهر چيزي نيست ، جز مجموعه پيچيده اي از اقشار،طبقات ، حرف ، سازمانهاي اجتماعي ، تخصص ها و هماهنگي آنها در يک فضاي جغرافيايي معين و با وظايف و حقوق خاص خود ،پس بايد بپذيريم که آرمان اين شهر با هماهنگي به وجود مي آيد.

در اين شهر هنر جايي ندارد و بي دليل هم نيست که هنرها به همراه انسان به محض اينکه فرصتي پيش مي آيد از شهر مي گريزند. بارها و بارها در تاکسي واتوبوس ، در صف نانوايي ودر محافل دوستانه و رسمي از اين موضوع گفته ايم که روابط انساني بيش از پيش گسسته و همسايه ها گاهي بيگانه تر از مريخي ها شده اند‌، اما غافل از اينکه اوضاع امروز حاصل تلاش يک فرد و يا افرادي نيست ، اين اوضاع سرد و بي روحي که بر معماري شهري اروميه‌، برمناسبات اجتماعي ، برادب اجتماعي افراد‌، بر عدم رعايت حقوق شهروندي بر قانون مداري و... شهروندان سايه افکنده حاصل سالها بي تدبيري و بي توجهي هم از سوي مسئولين و هم مردم است.

تاخر و واپس ماندگي فرهنگي در اين شهر موج مي زند، تکنولوژي هاي وارداتي به درون خانواده ها و فضاي عمومي شهر ورود پيداکرده ولي فرهنگ متناسب با آن وجود ندارد و اين دليلي مي شود تادر مسائلي چون ترافيک ، رانندگي ، آپارتماني نشيني ، سيماي شهري ، ساخت و سازها و حتي ارتباطات با چالش هايي مواجه شويم. چالشهايي که هنوز تدبيري اساسي و بلند مدت برايشان اتخاذ نشده و نيز ارگان و نهادي بي آنکه احساس تعلقي به هويت اين شهر داشته باشد ، بيشتر احساس تعلق به تامين درآمدهاي سازمانشان و حتي خودشان دارند و اين گونه مي شود که اولويتها و نيازهاي عمومي اين شهر در ميان انگيزه هاي شخصي و مادي افراد گم مي شود.

ساختمانهاي بد قواره که به جز سردي و کسالت روان چيز ديگري عايد مردم نمي کند روز به روز بر تعداشان افزوده مي شود و بي آنکه مسئولي معترض شود. اروميه را به عنوان نوزدهمين شهر تاريخي فرهنگي و حتي مذهبي ايران به ثبت رسانديم اما بايداذعان کرد با شرايطي که امروز بر حوزه شهرسازي بويژه ساخت وسازها حاکم است و نظم و قاعده اي که برگرفته از سنت و هويت اصيل ايراني - اسلامي باشد در آن وجود ندارد. ‌دل خوش بودن به پسوند نوزدهمين شهر تاريخي و فرهنگي نمي تواند راضي کننده باشد.

مسئولين شهري اروميه بايد به اين دغدغه پاسخ دهند که چگونه است در چند دهه اخير يک تفکر جمع گرايانه در جامعه حاکم بود و انقلاب اسلامي ايران براساس اين تفکر جمع گرايانه شکل گرفت ، درزمان جنگ نيز تفکر جمع گرايانه و خويشتن را فداي مصالح جامعه کردن دردفاع از ميهن اسلامي نقش بسزايي داشت، اما به تدريج امروز تفکر جمع گرايانه تبديل به تفکر فرد گرايانه شد و در اين نوع تفکر که امروز بيشتردر حوزه شهرسازي شاهد هستيم ، هر فرد ضمن آنکه به فکر ارتقاءمادي و علمي خود است رفتار او به گونه اي است که نتيجه آن در قالب متخصص شدن فرد و فرزندانش و افزايش توليد و سوءمنفعت هايي را ايجاد مي کند . در اين تفکر هر فرد به فکر سود و منافع خويش است‌، بدون آنکه توجهي به منافع جمعي داشته است.

معماري امروز برازنده اين شهر با هويت نيست ، ساخت وسازهايي که در بخشهاي دولتي و خصوصي از سوي مردم و مسئولين انجام مي گيرد‌؛ به هيچ وجه تناسبي با ايده ها وآرمانهاي يک شهر فرهنگي و تاريخي ندارد و تمام حرف ها و شعارهايي هم که در رابطه با دفاع از هويت اين شهر از سوي مسئولين به زبان جاري مي شود در همان تفکر فردگرايانه قابل بررسي است،چرا که اگر اين طور نبود اوضاع شهرسازي وبسياري از مسائل ديگر شهري اروميه به اين شکل نامطلوب و بي قاعده نبود.