تبليغات از راه گسترش مدهاي اجتماعي در قشرهاي مختلف جامعه ، توليد نياز مي كنند

   شما طرفدار كدام سبك هستيد؟ منظورمان سبك تاريخي يا هنري نيست . سبك زندگي را              مي گويم . از آن دسته انسانهايي هستيد كه به ميليون مي گوييد يك تومان ، و يا نه شما هم با شنا كردن در مسير موافق جريان آب و همسو شدن با عامه جامعه براي خودتان قائل به سبك معمولي و متوسط هستيد كه بخش اعظمي از آن را سپاسگزاري و تشكر از باري تعالي به خود اختصاص مي دهد. اگر هم خواسته يا ناخواسته عضو مجموعه كساني هستيدكه در سبك هاي پايين و فرو دست جامعه(به لحاظ اقتصادي) قرار داريد ، مطمئناً دلايل مختلفي را براي خود در جهت عضويت خواسته يا ناخواسته دراين نوع سبك هاي زندگي متصور هستيد!
اگر چه تعاريف مختلفي از سبك زندگي وجود دارد اما مشاهده اوضاع و احوال مردم در طول شبانه روز،و فاصله هايي كه هر روز بيشتر و بيشتر مي شود تا بر تعداد مجموعه سبك هاي متوسط و پايين جامعه افزوده شود گوياي موضوع تلخي است كه مي بايست مورد تجزيه و تحليل قرار گيرد كه چرا بايد عده اي هر روز فربه تر و عده كثير ديگري نزارتر از هر روز خود را به دليل نداشته ها و شكست هايي كه از جانب عضويت در مجموعه سبك هاي پايين جامعه متحمل مي شوند‌، سرزنش مي كنند و بعضاً نيز اين سرزنش ها دامن ساير سبك ها و افراد جامعه را در قالب فساد مي گيرد.
در دنيايي كه امروزه در آن مشغول زندگي هستيم ،متاسفانه و يا خوشبختانه هر روز با شكل گيري نيازهاي جديد ، عنصر مصرف پررنگتر از ساير مواقع همچو خوره  به كالبد خانواده ها ورود پيدا مي كند و به شكلي كه خودشان نيز متوجه نباشند‌، باور، اعتقاد و ارزش هاي آنان را مورد هدف قرار مي دهد تا از آن انسان معمولي كه گاهاً نيز بلاتكليف با خود است ، موجودي مصرف زده بسازد.وكارشناسان بر اين باورند كه امروزه تبليغات نقش مهم  و تاثير گذاري در جابجائي مردم در سبك هاي زندگي دارد. يعني اين كه مي تواند شما را در بين سبك هاي زندگي مرفه ، متوسط و پايين بسته به نوع و ميزان مصرفتان كه از تلاش ها و دست به جيب شدنهايتان نشات مي گيرد ،جابجا سازد.
   سبك هاي مختلف
  فاطمه محمدي ، جامعه شناس در رابطه با سبك هاي مختلف زندگي معتقد است كه زندگي ،حالت زندگي فرد است و با طبقه اقتصادي - اجتماعي فرد ارتباطي تنگاتنگ دارد و در نهايت هويت اجتماعي او را خلق مي نمايد. به بيان ديگر ، سبك زندگي شيوه ي زندگي افراد و گروه هاي مختلف  يك جامعه است.افراد هر جامعه اي در پذيرش هر سبكي از زندگي با پيروي از الگوهاي رفتاري ، باورها و يا هنجارهاي ارزشي اجتماعي يا انتخاب نهادهاي فرهنگي خاص عمل مي نمايند.
وي تصريح كرد : سبك هاي زندگي به طور معمول برمبناي سازمان اجتماعي مصرف شكل مي گيرد و بر نگرش هاي هنجاري مرتبط با مصرف تاكيد دارد. به بيان ديگر بايد اذعان داشت مصرف در تعيين ويژگي ها و هويت مردم به ايفاي نقش مي پردازد.
محمدي با تاكيد براين كه فرهنگ مصرفي در جامعه امروزه كانون اصلي زندگي اجتماعي افراد شده ،  مي گويد :در سبك زندگي جديدي كه به دنبال گسترش روز افزون تبليغات تجاري ايجاد شده ، مصرف كانون اصلي زندگي اجتماعي و حتي ارزش هاي فرهنگي شده است و اين مفهوم غلبه » فرهنگ مصرف« بر سبك زندگي جامعه را نشان مي دهد.
  دسته بندي سبك هاي زندگي
  اگر مشتاق هستيد تا بدانيد در كدام يك از دسته بندي هاي سبك زندگي قرار داريد ، با ادامه گزارش با ما همراه باشيد.براي مطالعه ي تاثير آگهي هاي تجاري و تبليغات بر تغيير سبك هاي زندگي لازم است تا نگاهي دقيق تر به مفهوم سبك زندگي و دسته بندي هاي آنان داشته باشيم در واقع سبك زندگي حكايت از چگونگي انتخاب افراد در پوشش ظاهري ، كارهاي روزمره ،گذران اوقات فراغت و بسياري انتخاب هاي ديگر دارد. بر اساس همين انتخاب هاست كه سبك هاي زندگي دسته بندي هاي مختلفي پيدا مي كند.
1- سبك زندگي مدرن ؛
در اين سبك تمايل برخورداري از عناصر زندگي مدرن مانند استفاده از وسايل تختخواب و صرف غذا برروي ميز‌، وجود دارد.
2- سبك زندگي سنتي ؛
در اين سبك‌، انتخاب ها ، طرز رفتار و روابط اجتماعي بر اساس الگوهاي سنتي شكل مي گيرد . از نگاهي ديگر نيز سبك زندگي بر مبناي طبقه ي اجتماعي قايل و دسته بندي است.
3- سبك زندگي طبقات مرفه ؛
شيوه هاي زندگي طبقات مرفه جامعه با نقش هاي داراي منزلت اجتماعي بالا و الگوهاي پوشش ظاهري و تجملات و تاكيد بر ثروت ، دارايي و رفاه به عنوان ارزش همراه است.
4- سبك زندگي اقشار متوسط ؛
افرادي كه به لحاظ نقش اجتماعي ، درآمد و انتخاب ها به طبقه ي متوسط جامعه تعلق دارند.
5- سبك زندگي طبقات پايين ؛
گروهي كه نقش هاي پايين اجتماعي را پذيرفته اند‌، شيوه ي زندگي و گذران اوقات فراغت ارزان و تاكيد بر ارزش هاي غير مادي زندگي ، ويژگي آن هاست.
فاطمه محمدي معتقد است كه مي توان تعريف هاي ديگري نيز با توجه به نوع كالاي مصرفي داشت به نحوي كه  در سبك زندگي مبتني بر مصرف كالاي فرهنگي ؛الگوهاي رفتاري ، ارزش ها و هنجارها ، نشانه ي اهميت به مسايل فرهنگي است و در سوي ديگر در سبك زندگي مبتني بر مصرف كالاي اقتصادي ؛توجه به خريد و مصرف كالاهاي داراي ارزش اقتصادي و منزلتي وجود دارد و مصرف و نمايش كالاهاي گران قيمت به عنوان نمادي از منزلت اجتماعي مطرح مي شود.
اين سبك مورد تاكيد اغلب تبليغات هاي تجاري است. چرا كه در سايه چنين نگاهي به زندگي ،فرهنگ مصرف و بازار تضمين شده اي شكل مي گيرد كه تا بي نهايت مشتري دارد.
اين جامعه شناس در ادامه صحبت هاي خود مي گويد : اگر چه مطابق قاعده ، تبليغات و آگهي هاي تجاري بايد نقش آگاه سازي و اطلاع رساني درباره ي كالاها و خدمات را ايفا كنند اما اين پيام هاي ذائقه ساز در لايه هاي دروني خود براي تضمين بازار فروش كالاها و خدماتي كه هر روز بر طول و عرض تعدد و تنوع آن ها افزوده مي شود برنامه هاي بلند مدتي براي تغيير نگرش ها ، باورها ، ارزش ها و حتي سلايق مردم جامعه دارند. بدون ترديد آگهي هاي تجاري،تغيير سبك زندگي افراد جامعه را هدف نهايي خود قرارداده اند.
چرا كه با تغيير سبك زندگي به سمت و سوي حاكميت فرهنگ مصرف گرايي ، افزون بر بازار فروش ، نظام سرمايه داري با عرضه ي كالاها و خدمات جديدتر و روز نياز جديد را در جامعه ي مخاطبان خود كه به گستردگي تمام اقشار و طبقات جامعه هستند ، خلق و با اين تدبير خزانه هاي بي انتهاي خود را پر و در عوض ذخاير فرهنگ و ارزش هاي اصيل جوامع را روز به روز خالي تر مي كنند.
  تبليغ مصرف زدگي در كشور ما
  با نگاهي به آگهي هاي تجاري در كشور‌، رويكرد غالب در اين آگهي ها سطحي وعامه پسند بودن  و توجه صرف به بازار مصرف بيشتر و در نتيجه دور شدن از فضا و كاركردهاي فرهنگي است. آگهي هاي بازرگاني در كشورمان بيش از آن كه كاركردي مثبت در راستاي گسترش توليد و تجارت و رشد اقتصادي و يا فراهم آوردن امكان دسترسي اقشار مختلف جامعه به كالاها و خدمات داشته باشد ، كاركرد و بازتاب هايي منفي در جامعه موجب شده است به گونه اي كه مي توان انعكاس اين بازتاب را از فضا و تغييرات ايجاد شده در جامعه  به خصوص تغيير سبك زندگي و استيلاي فرهنگ مصرف گرايي به عنوان فرهنگ غالب دريافت.
فاطمه محمدي نيز با تائيد اين گفته ها‌،‌پرده از واقعيت هاي تلخ تري بر مي دارد. آن جا كه در نتيجه ناكامي عده اي از اقشار جامعه در دسترسي به نوع فرهنگ مصرفي تبليغ شده در رسانه ها‌، فساد بوجود مي آيد.
وي مي گويد : تبليغات در كشور ما به صنعتي براي توليد خوراك فرهنگي مبدل شده است. به بيان ديگر ، تبليغات از راه گسترش مدهاي اجتماعي در قشرهاي مختلف جامعه ، توليد نياز مي كنند . طبقاتي كه توانايي پاسخ گويي به اين نيازها را دارند ، به سمت مصرف بيشتر تشويق مي شوند اما اقشاري كه از توانائي كم تري برخوردارند‌، براي دستيابي به كالاها يا خدماتي كه در هنجارهاي جديد تزريق شده به جامعه داشتن آنها ارزش تلقي مي شود با دو راهكار مواجه اند‌، يكي تلاش بيش تر براي رسيدن به اين هدف و ديگر ناديده گرفتن بخشي از نيازهاي حقيقي براي رسيدن به نيازهايي كه بيلبوردهاي تبليغاتي يا آگهي هاي تلويزيوني، بروشورها و حتي برنامه هاي راديويي در گوششان فرياد مي كنند.
از سوي ديگر‌، اگر با به كارگيري اين راهكارها بازهم توفيق در دست يابي به اين نيازهاي جديد اجتماعي حاصل نشود در سايه ي تغيير ارزشهايي كه كنترل كننده ي دروني به شمار مي روند وكم رنگ و جدي نبودن كنترل كننده هاي بيروني نظير پيگيري و مجازات ها ، بسترها براي رخ دادن سرطان اجتماعي فساد فراهم خواهد شد.