تحلیلی یر شوق تماشای اعدام قاتل 21 ساله خیابان امام
جوان 21 ساله اي که روز شنبه 30 دي ماه سال جاري در روي پل عطايي اروميه به جرم قتل عمد يک جوان بي گناه در ملأ عام به دار مجازات آويخته شد همان دانش آموز اخراجي مدرسه ولايت خيابان وليعصر بود که تا لحظه آخر و هنگامي که طناب دار به دور گردنش آويخته شد نيز باور نمي کرد همه اين اتفاقات واقعي باشند .
هنگامي که در هشتم آذرماه در جلسه علني دادگاه در مقابل ديدگان خانواده مقتول ،حاضرين در جلسه و دوربينهاي تلويزيوني در جواب اين سوال قاضي حاجي زاده که از او پرسيد اکنون چه حالي داري ؟ آيا از کرده خود پشيمان هستي ؟پاسخ داد که «پشيمانم و کاش اين اتفاق نمي افتاد» نيز باورش براي او سخت بود کسي که در بين هم محله اي ها و در شهر به قداره کشي و گردن کلفتي شهره است حالا کمتراز 30ثانيه اتفاقاتي افتاد که منجر به بستن پرونده زندگي او شد .
به گفته برخي از افراد اين قاتل 21 ساله حتي در زندان هم اميدوار اين بود که خانواده اش رضايت اولياء دم را خواهند گرفت و او همچو گذشته که 19 ماهي را در زندان سپري کرده و بدون آنکه تاثيري بر روي شخصيتش گذاشته باشد آزاد خواهد شد و دوباره مي تواند به راحتي مثل آب خوردن شمشيرو قداره با خود حمل کند،در صندوق عقب خودرو جاسازي کند و مردم را تهديد نمايد!
اما گويا اين بار ملخك قصه نجست و او مي بايست در 21 سالگي تاوان گناهان کرده اش را بپردازد و به همين راحتي که توانست گلوي شاگرد مغازه کفش فروشي را 21 سانتي بشکافد حالا نوبت اورسيده بود که گلويش را بسپارد به طناب زمخت سفيد رنگي که اولين و آخرين بار براي مجازات او بکار گرفته شد .
از روز13 آبان ماه هنگامي که حامد -پ در مغازه کفش فروشي جنب پاساژ ستارخان خيابان امام شهر اروميه جواني بي گناه را در خون غلتاند تا روز 30 دي ماه که در مقابل ديدگان يکي دو هزار نفري مردم اروميه در روي پل عطائي به دار مجازات آويخته شد 77 روز بيشتر طول نکشيد .
از ساعت 5 صبح مردم شهر اروميه از دور و نزديك در سرماي زير صفر درجه خود را به محل اعدام مي رساندند تا شاهد اعدام قاتل 21 ساله باشند . با حركت آرام عقربه هاي ساعت بر تعداد مردم افزوده مي شد. 5 و 45 دقيقه جرثقيل اجراي حكم در ميان نگاه هاي منتظر مردم به روي پل عطايي رسيد.
محل اجراي حكم اعدام بوسيله نيروهاي يگان ويژه تحت كنترل بود حتي بر روي برخي از پشت بام هاي اطراف محل نيز ماموريني مستقر بودند. عقربه هاي ساعت به زمان اجراي حكم نزديك مي شد كه خودروي كاميونت سفيد رنگي متهم را براي اجراي حكم به محل آورد. حامد پ متهم 21 ساله تحت تدابير شديد امنيتي از خودرو پيدا شد، از نگاههاي او به خيل هزار نفري مردم مي شد حدس زد كه شوكه شده است.مردم مشتاق نيز به موازات روشن شدن هوا با موبايل هاي خودشان به ضبط اين واقعه با آب و تاب خاصي مشغول بودند. بازار بلوتوث داغ داغ بود و حامد پ غافل از اين شور مردم براي ديدن اعدام وي نظاره گر آماده شدن محل اعدام بود از چهار پايه آبي رنگ گرفته تا جرثقيلي كه در اين هواي سرد با حرارت كامل روشن بود.در هنگامي كه به بالاي چوبه دار هدايت مي شد به مامور اجراي حكم سخني گفت اما چون فاصله دور بود كسي به غير از آن مامور متوجه نشد كه آخرين خواسته» حامد پ« چه بوده است.
حكم اعدام متهم در حضور پدر مقتول قرائت شد و هنگامي كه او ناي رفتن به بالاي چوبه دار را نداشت و پنج نفر از مامورين او را به بالاي چوبه دار هدايت مي كردند نور فلش دوربين مردم و عكاسان بيشتر و بيشتر مي شد.عقربه هاي ساعت بر روي 6 و 26 دقيقه توقف كرد و چهارپايه از زير پاي قاتل خالي شد. سكوتي سرد در بين مردم حكم فرما شد. نور فلش دوربين هاي موبايل بيشتر و بيشتر شد. جرثقيل لحظه به لحظه اوج مي گرفت تا همه مردمي كه ساعتها و ماهها چشم انتظار چنين صحنه اي بودند بخوبي بتوانند آن را نظاره گر باشند. از گوشه و كنار ها صداهايي دال بر تشكر از نيروي انتظامي و قوه قضاييه شنيده مي شد. ساعت 6 و 40 دقيقه جنازه قاتل به پايين آورده شد و پس از اينكه آن را به داخل كيسه اي سياه رنگ مخصوص حمل جسد قرار دادند به داخل آمبولانس گذاشته و از محل بيرون بردند.
هنگامي که حامد -پ آن جوان بي گناه را به قتل رساند،صحنه هاي فجبع قتل و نحوه اصابت شمشير به گلوي مقتول در کمتر از چند ساعت بوسيله بلوتوث و تلفن هاي همراه در بين مردم دست به دست شد . اما اين بار ماجرا فرق مي کرد مردم عليرغم اينکه اطلاع رساني رسمي و درستي براي اجراي حكم صورت نگرفته بود اما از ساعتهاي اوليه صبح با موبايل هاي دوربين دار لحظه شماري مي کردند تا از صحنه اعدام فيلم بگيرند،بخندد و بي آنکه تاثيري در روحيه شان داشته باشد فيلم هاي ضبط شده از زواياي مختلف به دار آويخته شدن قاتل را براي يکديگر بلوتوث مي کردند لحظه شماري مي کردند تا مراسم تمام شود و آنها بتوانند در محيط کار و منزل ومحله اين صحنه ها را براي ساير دوستان و آشنايان بلوتوث کنند و روزهاي سرد زمستاني را با ديدن همچنين تصاويري گرم نگه دارند!
چندي قبل سايت خبري عصر ايران و روزنامه اعتماد در خصوص علل رواني و اجتماعي »شوق تماشاي اعدام« با مصاحبه با صاحب نظران ، کارشناسان و جامعه شناسان به تحليل جدي اين موضوع پرداختند .
مصطفي اقليما رئيس انجمن علمي مددکاران اجتماعي در ايران معتقد است اولين علت اين اشتياق عمومي به تماشاي صحنه اعدام به بيکاري بر مي گردد .چرا که به زعم وي وقتي هيچ سرگرمي و تفريحي نباشد بعيد نيست بخواهيم به اين شکل خود را سرگرم کنيم .دومين علت نيز اين است که ما الان به جايي رسيديم که ديگر مردن براي خيلي ازما اصلا مهم نيست .علت بعدي رواج بي تفاوتي در جامعه است وآدم ها در جامعه ما،کمتر از گذشته به ديگران و به سرنوشت ديگران توجه دارند .در چنين جامعه اي ،وقتي قبح آدم کشي از بين مي رود،کار به جايي مي رسد که در يکي از خيابان هاي تهران، فردي مشغول کشتن ديگري است و مردم هم مي ايستند و آن صحنه را تماشا مي کنند .نه تنها نگاه مي کردند بلکه فيلم هم مي گرفتند .انگار که در يک برنامه تفريحي شرکت کرده اند .اين به خوبي نشان مي دهد که خشونت در جامعه افزايش يافته و ما خشن تر از قبل شده ايم .
در اين گزارش تفصيلي از اقليما سوال مي شود کساني که به تماشاي صحنه اعدام مي آيند، به قصد لذت به ديدن اين صحنه مي آيند با به قصد عبرت ؟که او چنين پاسخ مي دهد:« شما وقتي جلوي يک نفر ،فلان کار را چهار بار انجام دهيد،دفعه پنجم ديگر آن کار براي آن شخص عادي شده است و چه بسا خودش هم آن کار را انجام دهد .من تا زماني که کسي را کتک نزده ام،اين کار برايم سخت است اما وقتي يکي دو نفر را کتک زدم،به تدريج اين کار برايم آسان مي شود ... مي خواهم بگويم تمام کارهاي ما زمينه ساز تکرار آن اعمال از سوي مردم مي شود .اين طور نيست که مشاهده صحنه اعدام همه را دچار هراس از اعدام شدن کند و آنها از ترس ابتلا به چنين سرنوشتي،دست از پا خطا نکنند .کسي که همه زندگي اش را باخته ،از مردن و اعدام شدن نمي ترسد،اصلا مردن براي او لذت است و ديدن صحنه اعدام ديگران،بيشتر به کار از بين بردن ترس او از مرگ و اعدام شدن مي آيد ».
اين کارشناس حوزه اجتماعي معتقد است که حضور مشتقانه در مراسم اعدام ديگران،نشانه اي از يک جامعه ناسالم است .
دکتر محمود آخوندي حقوقدان و استاد حقوق جزايي نيز در گفتگو با اعتماد معتقد است خشونت در کل جهان افزايش پيدا کرده يعني همه جوامع بشري به سوي خشونت کشيده شده اند اما در کشور ما آهنگ وقوع جرايم ارتکابي تندتر شده است و خواسته يا ناخواسته جوانان ما به سمت خشونت متمايل شده اند .
وي درباره عواملي که جامعه را به خشونت مي کشاند گفت: در برنامه هاي راديو وتلويزيون ،صحنه هاي جنگ و خونريزي ،قتل و گاهي حتي در فيلم هاي مذهبي خشونت و جنگ ديده مي شود که همه اين ها خشونت را در جامعه ترويج مي کند .
دکتر امان الله قرايي مقدم ، جامعه شناس و استاد دانشگاه نيز با اذعان به اينکه جامعه ما تبديل به يک جامعه خشن شده تأکيد کرد : ديدن صحنه هاي اعدام در ملأ عام يکي از موارد ترويج خشونت است. حتي روزنامه هايي که خشونت را تحت عنوان حوادث منتشر مي کنند نيز به نوعي دست به اين کار زده اند ،علاوه بر اين ها تربيت خانوادگي و همچنين فيلم ها و سريال ها نيز در هدايت جامعه به سمت خشونت مو<ثرند .
عزت الله کرد ميرزا روانشناس نيز با اشاره به اين نکته که خشونت خشونت مي آورد،تأکيد کرد : نمي توان خشونت را با خود خشونت کنترل کرد چرا که ترويج خشونت در جامعه باعث پايين آمدن آستانه تحمل افراد مي شود و خشم تبديل به پاسخ جاري افراد به موقعيت هايي مي شود که فرد با آنها مواجه مي شود .اوبا بيان اين مطلب که با روند ترويج خشونت ،خشم در بسياري از موقعيت ها در دسترس ترين پاسخ مي شود،افزود: نمونه بارز اين امر در رانندگان تاکسي ديده مي شود که هميشه همراه خود وسايلي براي دفاع يا حمله دارند که نشان مي دهد ذهن آنها اين را پرورش مي دهد که به طور حتم در طول روز با يک درگيري مواجه خواهند شد!
تو رقيب جان خويشي