سيستم فاضلاب براي شغل ما تهديد محسوب مي شود!
صادق پورحيدر كارگر 33 ساله تخليه چاه از خودش و شغلش مي گويد
از آن دست شغل هايي است كه هيچ دانش آموزي در انشاهاي« درآينده مي خواهيد چكاره شويد» دوران تحصيلش نامي از آن نمي برده و تصور اينكه بخواهد روزي كارگر تخليه چاه بشود را نيز به ذهن راه نداده است. با همه اين تفاسير شغل كارگري تخليه چاه نيز براي خودش احترام و جايگاه ويژه اي دارد چرا كه كسب روزي حلال با دستان پينه بسته را نمي توان شغلي دون پايه و بي ارزش تلقي نمود.
در يكي از روزهاي سرد زمستان در يكي از محلات حاشيه نشين شهر اروميه در ماشين فرسوده تخليه چاه با صادق پورحيدر كارگر تخليه چاه به گفتگو نشستيم.
آقاي پورحيدر چند سال است كه به اين شغل مشغول هستيد؟
15 سالي مي شود.
چطور شد كه اين شغل را انتخاب كرديد؟
خب وقتي كه كارگر باشي مجبوري به هر شغلي تن بدهي. منم چون كارگري ساختمان مي كردم و مدتي كار برايم پيدا نشد مجبورشدم براي فراراز بيكاري به اين شغل روي بيارم.
راستي يك نكته اي كه برايم تعجب آميز بود اينكه الان كه داشتم براي مصاحبه به سمت ماشين شما مي آمدم همه هم صنف هاي شما از ماشينهايشان به تصور اينكه من مشتري هستم پايين آمدن الا شما، چرا؟
چون هواي بيرون سرد بود ( با خنده) شوخي كردم. معتقدم خدا خودش روزي رسان است و هر چي كه قسمت باشد همان مي شود.
ازدواج كردي؟
بله. دوتاهم بچه دارم. ندا و حسين.
وقتي داشتي اردواج مي كردي خانواده همسرت يا خود خانمت به شغلت اعتراضي نداشتند؟
نه. من همان موقع شغلم را گفتم. البته با خانمم هم ولايتي هستيم.
آقا صادق چند كلاس درس خواندي؟
تا كلاس دوم راهنمايي درس خواندم. چون از خانواده فقيري بوديم و هزينه هاي تحصيل براي خانواده ام امكان پذير نبود به همين خاطر ترك تحصيل كردم.
راستي شده به شغلت افتخار كني؟
نه. اما بد نيست شكر خدا.
تا بحال پيش آمده كسي يا كساني به شما خرده بگيرند كه اين چه شغليه داري؟
آره. منم در جوابشان ميگم كه ماهيانه به من 500 هزار تومان بدهيد تا من سراغ اين شغل نروم. اصلا من نمي دانم اگر ما نباشيم پس چه كسي فاضلاب ها را تخليه مي كند؟ تا حالا با خودتان فكر كرديد كه شغل ما هم شباهت هاي زيادي به رفتگري دارد چون اگر ما يك مدت دست از كار بكشيم اتفاقات ناخوشايند بهداشتي روي مي دهد.
از خانواده ات برايمان بگو.
دو خواهر و دو برادريم كه برادر كوچكترم درب و پنچره ساز است.
جواني تا بحال پيش شما آمده تا بخواهد از شما راهنمايي بگيرد براي انتخاب اين شغل؟
نخير ديگر جوانان اين چنين شغل هايي را انتخاب نمي كنند به آنها حق مي دهم بالاخره دوره زمانه عوض شده و همه با سواد هستند . انتظارات و توقعات هم بالا رفته است.
اين شغل هم براي خودش قاعده و قانوني دارد؟
صد البته.قوانين شغلي ما را هيچ مجلسي و سازماني تصويب نكرده بلكه همه چيز بر اساس راحتي و آسايش مردم تنطيم شده است.مثلا ما سر ظهرها كه مردم استراحت مي كنند و يا وقتهايي كه در نزديكي محل كار، نانوايي مشغول فعاليت باشد كار نمي كنيم صبر مي كنيم تا نانوايي تعطيل بشود بعد دست بكار شويم.
راستي اگر شهر به سيستم فاضلاب مجهز بشود تكليف شغل شما چه خواهد شد؟
سيستم فاضلاب براي شغل ما تهديد است ( با خنده) اگر سيستم فاضلاب بكار برود آن وقت ما مجبوريم به شغل ديگري روي بياوريم. البته فكر نكنم به اين زودي ها اين مورد تحقق پيدا كند اگر هم شد آن وقت مي رويم به سمت روستاها.
در اين 15 سالي كه كار مي كنيد خاطره اي يا اتفاق جالبي برايتان رخ داده كه هنوز خاطره تان مانده باشد؟
( پس از مكث كوتاهي) نخير.همه روزهايم تكراري بوده. صبح ساعت 8 مشغول به كار مي شوم تا شب ساعت 8. البته خيلي از روزها فقط در ماشين مشينيم تا بلكه مشتري پيدا بشود.
حوصلتان سر نمي رود با اين همه تكرار؟
شما بگوييد من چكار كنم؟ چاره ديگري دارم! روزها تكراري باشد يا نه مجبوريم شكم زن و بچه را سير كنيم.
دخترت ندا چند ساله است؟
هشت ساله. و كلاس اول ابتدايي درس مي خواند.
با هشت سال سن چرا اول ابتدايي؟
راستش را بخواهيد پول نداشتم تا سر موقع بفرستمش مدرسه براي همين يكسالي از بقيه بچه ها عقب مانده.
ندا مي داند شما چه شغلي داري؟
آره اما خب پيش دوستاش انكار ميكند كه من چه شغلي دارم.
از اين كارش ناراحت نميشي؟
( به بيرون نگاه مي كند و پس از مكث كوتاهي) خب حق دارد!
راستي از دوستان دوران تحصيلت خبر داريد چكاره شدند؟
از خيلي هايشان بي خبرم. البته چون در منطقه اي محروم تحصيل مي كرديم مي شود حدس زد كه بيشترانها هم سرنوشتي شبيه به من پيدا كردند.
الان دوست داري چه شغلي داشتي؟
خيلي دوست داشتم كارگر كارخانه اي بودم تا مجبور نباشم در اين سرما بدون هيچ بيمه و پشتوانه اي به كاري مشغول باشم كه نه اينده اي ندارد و حتي نه دخترت از ان راضي نيست!
روزگار اين روزها پس بر وفق مراد نيست!
راستش را بخواهيد گراني ها خيلي شرايط را براي امثال ما سخت كرده. فكرش را بكنيد برنج كيسه اي شده پنجاه هزار تومان من با اين وضع دستمزد و كار از كجا بياورم تا برنج بخرم؟ زن و بچه هم كه فقط از ادم اتنطار دارند تا بخريم كسي نيست بگويد بابا اين بنده خدا هم گناه دارد. با اين نرخ ها هم كه ما داريم بايد در حسرت يك روز خوش بمانيم. اگه اين مطلب را چاپ كرديد مي شود به مسوولين شهري بگوييد ما اين فاضلاب ها را كجا تخليه كنيم؟ هر جا كه مي رويم مي افتند دنبالمان از شهرداري گرفته تا بهداشت. پس چاره ما چيست؟
تو رقيب جان خويشي