پيشگيري را به جيب مردم ارتباط دهيم!
چندي پيش با يكي از اساتيد زلزله شناسي گفتگويي داشتم .معتقد بود كه راهكاركنوني ما در مديريت بحران سنتي است و مربوط به 30-40 سال قبل و يكي از سازمانهايي كه به نحوه امدادرساني آن انتقاد داشتند ،هلال احمر بود .به نظر شما به عنوان مدير عامل اين جمعيت در آذربايجاغربي ،فاصله سنت تا حرفه اي در الگوهاي مديريت بحران ما تا چه حد است؟
واقعيت اين است كه در دنيا دونوع مديريت بحران مطرح است يكي مديريت سنتي و ديگري مديريت حرفه اي . اگر از يك صاحب نظر هم سؤال كنيد كه تفاوت عمده اين دو نوع مديريت در چه چيزي است؟ پاسخ خواهد داد كه حداقل در مرحله مقابله با حوادث چندان تفاوتي ندارند .تفاوت اين دو بيشتر در موضوع پيشگيري و آمادگي تبلور مي يابد .به گونه اي كه در مديريت سنتي متوليان و يا حتي مردم منتظر مي مانند كه حادثه و بحراني روي بدهد و آن گاه آن را مديريت كنند.در حالي كه در مديريت حرفه اي توجه بر آمادگي قبل از وقوع بحران است .
در اين ميان ،جمعيت هلال احمر به عنوان سازماني امدادي كه عمده فعاليت و وظيفه اش در مرحله مقابله است توانايي دارد تا در زمان بحران وارد عمل شود و فعاليتهايي چون جستجو و نجات ،اسكان اضطراري ، تغذيه اضطراري ، انتقال مجروحين و... را انجام دهد.
اما اين كه هلال احمر فعاليتهايي كه در حوزه جستجو و نجات و يا ساير اقداماتش انجام مي دهد مربوط به 30سال قبل است و به نوعي سنتي است بايد عرض كنم كه قطعا اين طور نيست .به عنوان نمونه چادري را كه در حال حاضر هلال احمر توزيع مي كند در قياس با 30 سال قبل هم در زمينه كيفيت،مدل و هم بسته بندي بسيار تغيير يافته و براساس استانداردهاي روز جهاني است .
و يا در بحث جستجو و نجات اگر به 2- 3 سال قبل نگاه كنيد، ابزار ما براي اين كار صرفا بيل و كلنگ و اين قبيل وسايل بود اما به جرأت مي توان گفت كه هلال احمر استان در زمينه جستجو و نجات مجهز به ابزار آلات پيشرفته روز دنيا است.در حال حاضر قريب به 13 ست نجات متشكل از كاميون مجهز به وسايل پيشرفته امدادي در استان وجود دارد .
سگ هاي زنده ياب كه در همين زلزله آذربايجان شرقي بسيار اميدوار كننده كار كردند را دو قلاده در استان داريم .و از همه مهمتر بحث سامانه فرماندهي حادثه و تشكيل اتاق هاي كنترل عمليات با بهره گيري از سامانه هاي پيشرفته ارتباطي و اطلاعاتي است .
نيروي انساني را نيز نبايد فراموش كرد .نيروي امدادي ما امروز تخصصي عملي مي كنند از بحث جستجو و نجات گرفته تا حمايت هاي رواني .
اما اينكه مدلي سنتي باشد و آن را بايد طرد كرد و كنار گذاشت اين طور هم نيست. در كشور آمريكا در بحث مديريت بحران مطالبي مربوط به 20 سال قبل هنوز كه هنوز است مورد توجه است .منتهي بايد نقايص را اصلاح كرد و خوشبختانه اين روند در جمعيت هلال احمر با سرعت در حال انجام است .
كارشناسان براين عقيده اند كه در شرايط امروز نمي توان تمام هم و غم خود را بر روي مقابله معطوف ساخت و نياز است تا مديريت ريسك جايگزين مديريت بحران شود .در آن صورت قطعا از هزينه هايي كه براي مقابله و بازسازي مي بايست خرج كرد كاسته مي شود .
اگر به تاريخچه مديريت بحران نگاهي داشته باشيم متوجه تغيير الگوهاي مديريت بحران خواهيم شد.امروز همانطور كه شما گفتيد ،حركت به سمت مديريت ريسك است. اگر زماني مقابله محض و يا دهه كاهش اثرات بلاياي طبيعي مطرح بود،امروز دنيا به اين نتيجه رسيده كه مي بايست با طبيعت انعطاف پذيربرخورد كرد و به سمت مديريت ريسك رفت .در اين الگوي مديريتي نيز شناسايي خطرهاي احتمالي و ارزيابي آنها و سپس اولويت بندي نمودن اين خطرات جزو اركان اصلي است .با اين كار علاوه براينكه در خصوص آسيب پذيري ها و نيز شناسايي ظرفيتها مطالعه مي شود ، براي تبيين استراتژيها و سياستگذاريها در بحث پيشگيري و مقابله هم راهكار بوجود مي آيد .
به عنوان مثال در همين شهر اروميه مي توان خطرات احتمالي و اوليه را شناسايي و منابع و امكانات را در راستاي فاصله گرفتن و مقابله با آن هزينه كرد .
اما موضوع مهمي كه دراين بين مي بايست به آن اشاره كرد ،بحث سوق دادن مردم به سمت مديريت ريسك است. چون تا وقتي كه مردم خودشان مديريت ريسك را درك نكنند و نپذيرند ،تحقق آنها به شكل مطلوب امكانپذير نخواهدبود.مردم در خانه سازي،احداث كارخانجات و... خودشان به طور مستقيم دخيل هستند و لذا اعمال مديريت ريسك از سوي آنها مي تواند در مواقع بحران در امر كاهش خسارتها بسيار مؤثر باشد .
نكته مهم ديگري كه مي تواند تا حدي چالش برانگيز نيز باشد ،اين است كه ما هنوز در مرحله اي از آمادگي و پيشگيري نيستيم كه بخواهيم موضوع مقابله را فراموش كنيم .يعني همانطور كه مي بايست در خصوص افزايش كيفيت ساخت و سازها، بيمه ،قوانين و مقررات و ... موضوع پيشگيري را در نظر داشت موضوع مقابله را نيز بايد جدي گرفت .دليل اين كه پيشگيري در سطح جامعه ما از آن شرايط مطلوب برخوردار نيست نيز برمي گردد به اينكه براي مسئولين و مردم هزينه اي كه در اين راستا صرف مي شود ملموس نيست و چون قابل لمس نيست كمتر به سراغش مي رويم . براي اين موضوع نيز به نظر من مي بايست بحث پيشگيري را به جيب مردم ارتباط داد. به نحوي كه تا مردم از نتايج هزينه هايي كه قرار است در حوزه پيشگيري خرج كنندآگاه نباشند و مطلع نباشد كه در آينده در زمان بحران احتمالي از هزينه هاي اضافي و خسارتها كم مي كند ،نمي توان اميدوار بود كه پيشگيري به عنوان ركن اصلي مديريت ريسك ،به طور صحيح به اجرا درآيد .
هزينه هاي صرف شده در حوزه هاي مقابله و پيشگيري در حال حاضر يكسان است؟
قطعا اعتباراتي كه براي پيشگيري هزينه مي شود بيشتر است .شما در نظر داشته باشيد اعتباري كه براي ساخت يك سد،ديوارساحلي،آب بند و ... هزينه مي شود بسيار زياد است .و مي توان با قاطعيت گفت اعتبار ي كه براي ساخت يك آب بند هزينه مي شود برابري مي كند با كل اعتبارات جمعيت هلال احمر استان .
اما اين موضوع ملموس نيست . شايد بهتر گفت كه كافي نيست؟
بله.عرض كردم كه چون گران تمام مي شود و از سوي ديگر قابل لمس نيست .موقعي كه بياييم و در تمام ساخت و سازهاي شهري از طراحي ساختمان و خيابان گرفته تا مبلمان شهري و پارك گرفته به عنوان نمونه احتمال خطر زلزله را مد نظر قرار داد آن وقت است كه مي توان گفت قابل لمس است .
در دنياي كنوني به اين نتيجه دست يافته اند كه حوزه چهارمي به نام شناسايي مخاطرات و سوانح نيزبه بحث توسعه پايدار اضافه شده است و در كنار حوزه هاي اقتصاد،سياست و اجتماع قرار گرفته است.اين يعني بايد در تمام موارد،همزيستي با سوانح را در نظر داشت.و اين در نظر داشتن به اين ختم مي شود كه در ساخت و سازها مطالعات سيل و زلزله و... را توجه كرد تا كمتر دچار خسارت شويم .متأسفانه ما خانه مي سازيم بدون اينكه به سيل توجه كنيم .سپس سيل مي آيد و آن را خراب مي كند .مي آييم و در حريم رودخانه دانشگاه احداث مي كنيم سپس مي گوييم كه سيل آمد و دانشگاه را با خودش برد.
به موضوع شناسايي خطرات و اولويت بندي ها اشاره كرديد ،در همين استان خودمان تا چه اندازه از نظرات و مشاوره هاي كارشناسي هلال احمر در زمينه توسعه پايدار، چرخه مديريت بحران و ريسك استفاده مي شود؟
ابتدا بايد اطلاع يافت كه راههاي مختلفي براي شناسايي خطرات احتمالي يك ناحيه و منطقه وجود دارد .يكي مطالعات علمي و ديگري حوادث گذشته كه در آن منطقه به وقوع پيوسته است .
هلال احمر نيز براي اين منظور و هدفگذاري و برنامه ريزي در برنامه هاي خودش تكرار حوادث گذشته را مد نظر دارد .اما برگرديم به سؤال شما،اين كه به صورت سيستماتيك آناليز خطر در شهرهاي استان انجام مي گيرد بايد گفت كه خير. چنين اقدامي صوت نپذيرفته است .البته اخيرا در بحث طرحهاي تفصيلي و هادي روستايي در دو سه مورد از نظرهاي كارشناسي هلال احمر استفاده كرده اند اگرچه بايد اين را نيز بگويم كه هلال احمر استان در 4 شهرستان نقشه هاي خطر را آماده كرده و در آنها علاوه بر آمار و اطلاعات مراكزي چون پمپ بنزين،مسيرهاي خروجي و ورودي را نيز گردآوري نموده ولي چون مسئول اصلي موضوع آناليز خطرهاي احتمالي هلال احمر نيست لذا ما بطور كامل ورود پيدا نكرده ايم .
سوال من پاسخ داده نشد .اين كه در موضوع توسعه به اصطلاح پايدار استان از مشاوره هاي هلال احمر حداقل بخاطر حضور در بحرانها ي مختلف استفاده شده است ؟ چون بايد پذيرفت كه هلال احمر از جمله ارگانهاي اصلي در رسيدگي به سر و سامان دادن به حوادث احتمالي است .
شايد از نظر قانوني موظف به كسب نظر از هلال احمر نباشند اما مشاوريني كه براي پروژه هايشان به كار مي گيرند مي بايست در آن سطح از دانش و تجربه باشند كه در خصوص توسعه شهري مسائل ايمني را نيز لحاظ كنند .تا آن جا كه من خاطرم است تا بحال نظري از ما خواسته نشده است .
آقاي دكتر هلال احمر آذربايجان غربي از جمله نهادهايي بود كه در زلزله آذربايجان شرقي واكنش سريع و مطلوبي داشت.در رابطه با آخرين وضعيت تيم هاي امدادي و روند امداد رساني بفرمائيد؟
از همان ساعات اوليه جمعيت هلال احمر استان به موضوع جستجو و نجات و اسكان اضطراري بويژه در منطقه ورزقان ورود پيدا كرد .كوهستاني بودن منطقه و پراكندگي روستاها باعث دشواري بحث امداد و نجات شده بود اما با اين همه توانستيم با بهره گيري از تجارب گذشته خوب ورود پيدا كنيم.
روزهاي پرالتهاب و بحراني جستجو و نجات و اسكان اضطراري خوشبختانه با تلاش نيروهاي هلال احمر و ساير ارگانها بخوبي سپري شد . كاربسيار پرحجمي بود از موقعي كه از بحث اسكان خارج شديم ،بيش از 6500 چادر توزيع شد كه 1600 چادر از استان بارگيري شده بود .نكته قابل تأمل اين است كه وزن هر چادر 45 كيلو گرم و بار زدن آن از مبدأ و سپس انتقال دوباره آنها با خودروهاي كوچك به دليل شرايط منطقه كاربسيار سنگيني بود كه خوشبختانه موضوع توزيع چادر رضايت مقام معظم رهبري را نيز در پي داشت.
نكته مهمي كه شايد براي شما نيز جالب باشد اين بود كه هلال احمر استان همزمان با جستجو و نجات يعني در همان 24 ساعت طلايي امداد و نجات موضوع اسكان اضطراري را با توجه به شرايط منطقه در دستور كار خودش قرار داد. اين كار براساس تجربه اي بود كه از سوانح گذشته داشتيم .اين اقدام هلال احمر استان كم كم دارد به يك مدل و الگو تبديل مي شود .
اين همزماني به كيفيت كار امداد و نجات لطمه نمي زند ؟
نخير .اين موضوع همزماني را ما در جلسات فرماندهي عمليات كه با حضور رئيس جمعيت هلال احمر كشور در محل حادثه برگزار شد نيز مطرح كرديم كه خوشبختانه دكترفقيه نيز بر آن تأكيد كرد .
پس از بحث جستجو و نجات و اسكان اضطراري نيروها،داوطلبين و جوانان هلال احمر نيز به منطقه اعزام شده اند تا بحث هاي حمايت هاي رواني و شناسنامه هاي امدادي جهت توزيع بسته هاي غذايي يك ماهه را انجام دهند .
هلال احمر استان چند درصد از توان عملياتي خودش را صرف زلزله آذربايجان شرقي كرد ؟
به دليل اين كه زلزله در خود استان ما نيز احساس شد لذا كليه نيروهاي هلال احمر در تمامي شعب به حالت آماده باش درآمدند.400 نفر نيرو را در استان نگه داشتيم و در مرحله اول نيز 138 نفر به ورزقان اعزام شدند .در واقع ما بخش اندكي از توان خودمان را درگير موضوع امدادرساني به ورزقان نموديم چون احتمال خطر در خود استان نيز وجود داشت در واقع ما درعين حال كه در آنجا مديريت مي كرديم ،همزمان مديريت داخل استان را نيز مدنظر داشتيم اما به لحاظ پشتيباني و اقلام امدادي كاملا مديريت شده عمل كرديم تا خداي نكرده در حوادث احتمالي در خود استان دچار مشكل نشويم .
يكي از مهم ترين مشكلات در وقايعي نظير زلزله،هجوم مردمي است كه به محض شنيدن خبرتنها از سر كنجكاوي و يا حس نوعدوستي بي هيچ دليلي راهي منطقه مي شوند و بعضا در مسير امدادرساني اختلال ايجاد مي كنند.تحليل شما از نقش مردم در چنين سوانحي چيست؟
مردم به دو شيوه در حوادث ورود پيدا مي كنند.يكي به صورت نيروهاي آموزش ديده كه معمولا نيز در چنين حوادثي مردم به عنوان كساني كه زودتر از نيروهاي امدادي سرصحنه حاضر مي شوند حضور اين قبيل افراد قطعا فايده بخش است .دوم تعداد ديگري از مردم كه به صورت خودجوش به محل حادثه مي روند .نيروهايي كه از آموزشهاي لازم از جمله كمك هاي اوليه و امدادي بي بهره هستند و بعضا در زمينه اطلاع رساني نيز ورود پيدا مي كنند.ورود اين افراد نيز به اين نحو قطعا به ضرر است و ساده ترين ضرر نيز مي توان به مداخله در كار كادر پزشكي و امدادي اشاره كرد كه بعضا منجر به افزايش آسيب ها مي شود .
در بحث توزيع اقلام غذايي نيز اين موضوع مطرح است .اولا شايد اقلامي ارسال كنند كه نياز منطقه نيست.به دليل اينكه دسترسي به اطلاعات منطقه ندارند،معمولا در روستاهاي دم دستي و كنار جاده حاضر مي شوند و آنجا را با انباشت مواد غذايي و امدادي مواجه مي سازند و در طرف ديگر روستاهاي دورافتاده، محروم از اين امكانات .پس رعايت عدالت در توزيع نيز فراموش مي شود و ساير مشكلات ديگر .
بايد اين مردم توجه داشته باشند كه سيستم هاي امدادي و شبكه توزيع به اندازه نياز توزيع مي كنند و كمبودي در اين رابطه وجود ندارد .
با تمام اين حرفها هنوز هم اعتقاد داريم كه مردم مثل تمام صحنه هاي ديگر از خادمين خودشان جلو هستند و اين وظيفه سازمانهاي امدادي است كه قبل از وقوع بحران مردم را آموزش دهند تا هدايت شده كمك كنند تا اين هم افزايي منجر به بركات و خدمات بيشتري گردد.
تا جايي كه خاطرم مانده بعد از زلزله وان در نشستي خبري كه برگزار كرديد،به موضوع ضرورت تشكيل تيم هاي امداد و نجات خصوصي در استان به عنوان دغدغه اشاره داشتيد .در اين رابطه اقدامي صورت گرفته است ؟
البته اين موضوع دغدغه من نبوده بلكه بعضي از مسئولين استاني نظرشان اين بود كه ما تيم هاي امدادي غير دولتي تشكيل دهيم.من خودم چون در جمعيت هلال احمر خدمت مي كنم ،بايد عرض كنم كه تيم هاي امدادي هلال احمر تشكيل يافته از مردم است .و من صحبت شما را اين طور اصلاح كنم كه در حال حاضر تيم هاي آموزش ديده محلات و روستاها مورد نياز است تا در ساعات اوليه امداد و نجات را انجام دهند اگر چه در اين زمينه نيز كارهايي شده اما با اين همه جا براي كارهنوز هست. در سال گذشته در سطح روستاهاي استان به 13 هزار نفر آموزشهاي لازم داده شد . تداوم اين كار نيز نيازمند منابع مالي است.حتي به نظر من علاقمنداني در روستاها هستند كه مي توان تيم هاي سازمان يافته امداد و نجات تشكيل داد.
طبق برنامه پنجساله موظف هستيم كه در استان به 300 هزار نفر آموزش دهيم و اگر 10 درصد منابع تامين شود قطعا زودتر از پايان برنامه به اين عدد خواهيم رسيد.
چقدر اعتبار نياز است؟
برآورد دقيقي صورت گرفته است اما تجهيز كامل يك نفر به اقلام امدادي چيزي حدود 150هزار تومان اعتبار مي خواهد و طبق برنامه بايد يك درصد اين 300 هزار نفر يعني 10 هزار نفر به اين امكانات مجهز بشوند .
درخصوص آموزش مردم مناطق شهري چطور .آيا برنامه خاصي هم براي آنها داريد؟
بله .در برنامه پنجساله سهم مناطق شهري متناسب با جمعيت استان يعني 60 درصدشهري و 40 درصد روستائي در برنامه هاي آموزشي ما نيز منظور شده است.از مدارس،ادارات،مراكز نظامي و انتظامي ،مهدهاي كودك ،خانواده ها و... را در برنامه داريم .بيشتر علاقمنديم تا خانواده ها مشاركت كنند و آموزشهاي همگاني هلال احمر براي خانواده ها كاملا رايگان است .
موضوع فراموشي اين آموزشها همواره به عنوان يك مشكل مطرح است. به نحوي كه شخص با گذشت يكي دوسال آموزشها را ازياد مي برد،در اين رابطه چه اقدامي انجام داده ايد؟
براي دوره هاي تخصصي،دوره هاي بازآموزي داريم و بخش عظيمي از منابع مالي صرف آموزشهاي بازآموزي مي شود .چون آموزشهاي هلال احمر آموزشهاي مهارتي است و اگر اين آموزشها تكرار نشود احتمال دارد در روز حادثه بخوبي واكنش انجام نگيرد.
در رابطه با آموزش هاي همگاني نيز،پورتال آموزشي هلال احمر را راه اندازي كرده ايم و مردم مي توانند به آن مراجعه كنند نداي 147 را در مورد سوانح مختلف راه اندازي كرده ايم كه مردم مي توانند با برقراري تماس اطلاعات جامعي از آن چه مي خواهند دريافت كنند.در ضمن ما براي آموزشهاي مجدد محدوديت نداريم .
معتقديم در اين خصوص نيز اگر مردم احساس نياز نكنند نمي توان موفق بود .در كنار اينكه نيازمند منابع مالي بيشتر هستيم تا كتابچه ها و سي دي هاي آموزشي تهيه و كلاسهايآموزشي برگزار كنيم مردم هم بايد مشاركت كنند.
تو رقيب جان خويشي