خواب سنگين موزه هاي آذربايجان غربي
نابساماني اوضاع اداري ميراث فرهنگي و صنايع دستي استان بر كاركرد موزه ها تاثير منفي گذاشته است
موزه اين روزها در آذربايجان غربي بويژه شهر اروميه، مکاني نيست که ما را در مرز دورانهاي متفاوت به تماشاي رازهاي نهفته در گذر زمان وا دارد. موقعيتي که در آن بتوان سفر از گذشته به حال را تجربه کرد و با خود گفت که اين ميراث فرهنگي ملتي است که به آن تعلق دارم. يادگارهايي از هويتي که نميتوان بهايي برايش تصور کرد.
موزه هاي استان اين روزها آن چنان درگير حاشيه و بي مهري هستند كه نمي توان به راحتي تصويري از آنچه هويت تاريخي ملتها را ماندگار ميکند را در آنها به تماشا نشست. ساکنان خاموش موزههاي استان در گوشههاي امن آرام گرفتهاند تا روزهايي كه خبري از بازديدكننده نيست روياهايي واقعي از دور دستهاي تاريخ را در دلشان نهفته داشته باشند.
علي قادري كارشناس ارشد تاريخ معتقد است گنجينههاي تاريخي درون موزهها بخشي از ميراثي است که از نسلي به نسل ديگر سپرده ميشود تا براي نسلهاي بعدي حفظ شود. ميراث فرهنگي تصويري است از شيوههاي تفکر، شيوههاي ساخت، ميزان پيشرفت در علوم و فنون و انواع و اقسام اطلاعات تاريخي ديگر.
وي ادامه مي دهد: وقتي در فضاهاي ميان قفسهها و ويترينها قدم ميزنيد، انگار در راهروهاي تاريخ ايستادهايد و تاريخ در اطراف شما حرکت ميکند. به هر طرف که نگاه کنيد، چيزي هست که نگاهتان را خيره کند و اين عجيب نيست. شما در مقابل اشيايي ايستادهايد که قرنها را پشت سر گذاشته و نياز به مراقبتي ويژه دارند تا تعداد بيشتري از نسلهاي بعدي را ملاقات کنند. هر يک از اين اشيا داستانها?ي ناگفته و خاطرههايي از گذشته را در خود دارند، شايد بتوان اين خاطرهها را تنها با نگاه لمس کرد.
دنياي زيبايي كه قادري براي موزه و رازهاي سر به مهره اشيايي تاريخي آنها ترسيم مي سازد آن وقت زيباست كه موزه حالت عادي خودش را سپري كند.28 اريبهشت اگر براي بسياري از موزه هاي كشور و جهان روزي مهم باشد و نگاههاي جهاني را به سمت خود معطوف سازد اما در اروميه و آذربايجان غربي به دليل شرايط نامساعد اداره كل ميراث فرهنگي،صنايع دستي و گردشگري موزه از رنگ و رو افتاده و دل و دماغي براي ميزباني از اندك بازديد كنندگان را هم ندارد.آنان كه اين روزها سري به موزه اروميه زده باشند با دو تصوير متفاوت مواجه خواهند شد. از يك سو شلوغي پشت ساختمان موزه اروميه جايي كه اين روزها به محل ستاد مركزي اداره كل ميراث فرهنگي استان بدل شده و آنان در كنار كاركنان مركز خدمات سرمايه گزاري استان و در فضايي تنگ و كوچك آن چنان به هم فشرده در كنار يكديگر مشغول كار هستند و فضايي را ساخته اند كه به قول معروف شتر با بارش گم مي شود.
تصوير دوم نيز كه بيساري آن را منبعث از شرايط نامساعد اداري ميراث مي دانند نيز سالن هاي خلوت و پر از سكوت موزه است. نه از بازديدكننده خبري است و نه مسوولي ناي كار كردن. اوضاع وقتي جالب خواهد شد كه بازديد كننده اي پيدا شود و بخواهد از قسمت مردم شناسي موزه اروميه بازديد كند. اين امكان تا اطلاع ثانوي برايش وجود ندارد چرا كه اين بخش با تغييراتي ولو اندك به اتاق كار مديركل ميراث فرهنگي صنايع دستي و گردشگري آذربايجان غربي تبديل شده است.! علاوه بر اينكه در گوشه هايي از اين بخش تعدادي اشياء كه تداعي گر آداب و رسوم گذشتگان است به چشم مي خورد كيس و كيبورد، پرينتر و ميز و صندلي مديركل به همراه مسوول دفترش هم ديده مي شود.
در سطح استان موزه هايي در مياندوآب، خوي،مهاباد ، نقده و اروميه وجود دارد كه بيش از 2 هزار شي ء تاريخي را در خود جاي داده اند. اما بنابر اعلام مسوول موزه هاي آذربايجان غربي بيش از 24 هزار شي ء تاريخي و باستاني نيز در انبارها موجود است و فضاي لازم براي به نمايش گذاشتن آنها فراهم نيست. اگرچه قرباني معتقد است كه اين اشيا به شكلي درست نگهداري مي شود و نگراني از بابت از بين رفتنشان وجود ندارد با اين همه برخي كارشناسان معتقدند كه اين اشيا بهترين ابزار براي راز گشايي از گذشته هستند كه با هزاران سختي از دل خاك بيرون آورده شده و اما به دلايل متعدد از جمله ضعف مفرط در پژوهش و حمايت از پژوهشگران تا به امروز فرصت بررسي دقيق بر روي آنها فراهم نشده است.
اشيايي مثل تابوت سفالي و خمره هاي ذخيره آذوقه متعلق به دوره اشكاني، چراغ نفت سوز دوره قاجار، كتيبه سنگي موانا كه بر روي آن به خط ميخي اورارتويي و آشوري نوشته شده و يا كتيبه سنگي اورارتويي محمودآباد، مولاژ نقش برجسته خان تختي دوره ساساني كه يادمان پيروزي اردشير و شاپور اول را بازگو مي كند در كنار صدها ظروف سفالي و شيشه اي در حالي در موزه اروميه چشم به ورود بازديدكنندگان دوخته اند تا برايشان بازگوكننده تاريخ و فرهنگ باشند كه بي خبرند از اوضاع آشفته اداره اي كه متولي اصلي رسيدگي به موزه ها و ميراث فرهنگي استان است.
نيمه دوم فروردين امسال كه اداره كل ميراث فرهنگي استان بنا به دستور استاندار در كمتر از چندساعت از محل قبلي خودش در ميدان انقلاب (ايالت) اسباب كشي نمود تا به امروز كه همسايه ديوار به ديوار موزه و مركز خدمات سرمايه گذاري شده نه كارمندان روزگار خوبي را سپري مي كنند و نه مردم. صحنه فعاليت بيش از 30 كارمند در مكاني شلوغ و درهم و برهم در همان وهله اول به ارباب رجوع اين ندا را مي دهد كه براي رسيدن به هدفش و رتق وفتق كارش مي بايست ازهفت خوان رستم عبور كند. . حال با اين اوضاع نامطلوب تصور اينكه بازديد كننده اي بتواند بيايد و راهنماي موزه نيز بدون دغدغه ميزو صندلي كه هر آن احتمال دارد توسط ساير همكارانش جابجا شود او را راهنمايي كند و اسرار اشيا تاريخي را برايش شرح دهد چندان دست يافتني نيست.
سيد احمد محيط طباطبايي كارشناس ميراث فرهنگي نيز با اذعان به اهميت موزه ها در توسعه يافتگي معتقد است بايد به اين موضوع توجه داشت که ما موزه درست نميکنيم تا بتوانيم گردشگر جذب کنيم يا حتي موزه درست نميکنيم که گذشته خودمان را نشان بدهيم بلکه موزهها ساخته ميشوند تا سطح فرهنگي جامعه را نسبت به موقعيتي که دارد ارتقاء دهند، بنابراين در قدم اول وجود اين نگاه در توسعه موزه از اهميت ويژهاي برخوردار است زماني که اين نگاه در اين زمينه وجود داشته باشد، موزه مکاني است که اصل آن کسب درآمد يا پرکردن اوقات فراغت نيست بلکه توسعه يافتگي، ايجاد، حفاظت و معرفي هويت فرهنگي است که موزه صاحب آن است.
وي ادامه مي دهد: بنابراين در درجه اول جامعه بايد اين شاخص توسعه يافتگي را بپذيرد، سپس هدف و منظور اصلي از موزهها را بداند و در درجه سوم بهره برداريهاي اساسي را از موزه داشته باشد يعني موزهها بايد در برنامه تعليم و تربيت و آموزشي وجود داشته باشند، زماني که در برنامه درسي بازديد از موزه را بخشي از برنامه قرار ميدهيد نتيجه آن بازديد هدفمندي است که توسعه آن باعث ميشود تا موزه در بحث آموزش بهعنوان رکن اول توسعه قرار گيرد اما امروزه موزه رفتن بهعنوان بخش جانبي و پرکردن ساعات آزاد و فراغت است نه اينکه مدت زماني از ساعت درسي دانش آموز را به اين کار اختصاص دهيم و اين ساعات درسي را به فضايي که نام آن را موزه گذاشتهايم، منتقل کنيم.
اكنون رسيدن به اهدافي كه براي ايجاد موزه انديشيده شده و يا هرساله كميته جهاني موزه ها شعاري را در راستاي شناساندن جايگاه موزه ها در توسعه يافتگي اعلام مي كند در سطح آذربايجان غربي با شرايط فعلي مديريت موزه ها امكانپذير نيست.
تو رقيب جان خويشي