پنجره اي باز كنيم رو به راهيان خوشبختي نور
مرکز شبانه روزی توانبخشی بیماران روانی مزمن راهیان خوشبختی نور در ارومیه کارش را شروع کرد
اين روزها سردي هوا مجالي نمي دهد تا بتواني پنجره اتاقت را كه رو به خياباني شلوغ و يا كوچه اي تنگ و باريك جاخوش كرده باز كني و ريه هايت را از مهرباني و عطوفت به يغما رفته مردمان سرزمينم پر كني! اين روزها كه عطوفت مردمان سرزمينم با سردي هوا همراه شده ديگر كلمات مهرباني و محبت اند كه مشق صفا و دلگرمي مي سازند و در حقيقت خبري نيست از اين همه واقعيت!
اين روزها كه فاصله ها مجالي براي شنيدن زمزمه ترانه هاي زندگي، براي شنيدن غزل هاي تازه سروده و براي همه چشم هاي زلالي كه به پاي نزديكي قلبها خيس مي شوند، نمي دهند مي خواهم از زمزمه محبتي بنويسم كه همهمه حياتش گوش ماهيان دريا نديده را نيز كر مي كند. از ساكنان راهيان خوشبختي نور كه كلبه مدور آهني و سيماني قشنگشان را از بركت نفس هاي گرم كساني بنا ساخته اند كه دوست ندارند به چشم ظاهر ديده شوند.!
55سكنه راهيان خوشبختي نور 14 بهمن ساعت 12 ظهر آنگاه كه آفتاب اشعه هاي مهربانيش را از پنجره هاي سالن اجتماعات به روي دوستداران مهرباني مي گستراند به شوق ديدن بانيان خانه يشان در زمستاني سرد سرود بهاران خجسته بادي را سر دادند كه ثانيه ها و دقيقه ها و ساعت هاست چشم انتطارش هستند... بهاري كه در ان خرامان خرامان مي توانند صداي نفس هاي گل ها و گياهان را بشنوند انگاه با دستاني گشاده و قلبي فراخ فرياد بزنند كه آهاي! مردمان سرزمين خوبي بياييد و نظاره گر باشيد كه ما هم همچو شما روح و رواني بي آلايش داريم.
از محمدامين قديري دانش آموخته زبانهاي خارجي گرفته تا آن پسرك جوان مهابادي كه با ديدن مادرش گونه هاي اشك بر روي چشمانش جاري شد و يا آن مرد هميشه مضطرب كه در نگاهش حرفهاي بسياري براي بودن و ماندن و شايد هم پرواز وجود دارد و شايد هم به قول عبدالرحيم نوربخش مديرعامل اين خانه سبز كه نامش را موسسه راهيان خوشبختي نور نهاده اند او در فكر ساختن فرودگاهي است تا شايد بتواند روزي روزگاري همه قلبهاي مهربان عالم را بروي باند پروازش بنشاند.
مي خواهم به محمدامين قديري مرد مهربان كلبه خوشبختي بگويم مرا ببخش كه مثل تو مهربان نشدم مرا ببخش و از تو مي خواهم كه بخاطر نامهرباني هاي من و امثال من سرود فراموشي و اسير روياهاش شدن را سر ندهي چراكه اسمان چشم تو مامني است پاك براي همه دوست داراني كه مي خواهند خانه هايي سبز چون راهيان خوشبختي نور بنا كنند.
ساكنان مهربان و شاد موسسه راهيان خوشبختي نور كه 14 بهمن اتاق هاي زيبا و گچ بري شده، كارگاههاي اموزشي و حياط باصفاي خانه يشان را به همه آنهايي كه آمده بودند تا در سرماي زمستاني نغمه باهم بودن و همراز بودن را نجوا كنند نشان دادند. براي آنها حرفهاي عبدالرحيم نوربخش كه مي گفت اين موسسه براي ساكنانش كلاس هاي تئاتر و موسيقي و تورهاي تفريحي برگزار مي كند و يا آنجا كه گفت اين سراي زيبا و دلنشين با بهره جستن از تيم هاي تخصصي پزشكي و روانپزشكي و پرستاري و كار درمانگر و مددكار در پي آن است تا تشنگان عطوفت را جرعه اي بنوشاند اما به شرط آنكه قلب هاي پاك خيرين آنها را در اين راه خدايي تنها نگذارد.آشنا بود!
نوربخش لبخند مهرباني، دست ياري و محبتي را طلب مي كند كه حاضريني چون اقاي دكتر{...} و اقاي مهندس{...} و يا خانم دكتر{...} و روحاني عزيز{...} و استاد گرانقدر{...} و آن مسئول اداره {...} و دهها نفري كه در روز افتتاحيه موسسه راهيان خوشبختي نور در كنار هم و باهم پنجره هاي بسياري را گشودند به سمت مهرباني تك تك شان خوب اشنا بودند كه چطور مي توان لبخند مهراني بر لب نشاند، چطور مي توان دست ياري گرفت و يا محبت را حجي كرد.
آمديم تا به ساكنان خوب و باصفاي مركز راهيان خوشبختي نور خانه جديديدشان را تبريك بگوييم. آمديم تا به همه آن 13 نفر از پزشكان و كادر مديريتي و عوامل مهربان مركز خسته نباشيدي بگوييم و به آنها دلگرمي بدهيم تا دراين راه سبز و خدايي اگر روزي خستگي به دلهايشان راه داد بگوييم كنارتان هستيم و شما تنها نيستيد.
آمديم تا بگوييم هستند هنوز پنجره هايي كه در اين شهر در اين سرزمين رو به مهرباني گشوده مي شوند هستند كساني كه سرماي هوا را به باد فراموشي مي سپارند و براي لمس ژرفاي وجود تشنگان عطوفت سختي ها و نداري ها را به جان مي خرند اما حاضر نيستند تا با پنجره بسته زندگي كنند! آمديم تا اين آمدن تلنگري باشد براي خودمان هم كه بدانيم فاصله ما و ساكن شدن درموسسه راهيان خوشبختي نور پلك برهم زدني است.حالا با حضور گرم همه كساني كه امده بودند و انها كه مشغله زندگي مجال بودنشان در كنار ساكنان راهيان خوشبختي نور را نداد اينان خيلي قابل لمس تر و نزديك تر مهرباني را حس كردند.
تو رقيب جان خويشي